امربه معروف ونهی ازمنکر

************* مدیـــــــــــــــــــــــر وبـــــــــــــلاگ***************

 سلام به تمامی عزیزان .....  خیلی ممنون از اینکه این وبلاگو انتخاب کردین .... هدف ما برای این وبلاگ ایجاد جامعه اسلامی و امر به معروف و منکرات میباشد که این روزها در گوشه و کنار ایران عزیزمان کسانی هستند به شیطان و شیطان پرستی روی آورده و از خدای بزرگمان غافل شده اند .... امیدوارم این جوانانی که از راه راست انحراف پیدا کرده به راه اصلی و به ایمان خود برگردند ...... ما را هم در این راه همراهی فرمائید ..... از خداوند منان برای همه شما آرزوی توفیق داریم عزیزان.... خدا همه ما را به راه راست هدایت کند .... انشااله

                                                              به امید حق


عکس های مذهبی سری جدید


برچسب‌ها: پست ثابت
نوشته شده توسط × در سه شنبه دوم اسفند 1390 ساعت 11:27 بعد از ظهر | لينک ثابت |

امنیت، آزادی، دفاع از ضعیف و امر به معروف و نهی از منکر2

«امنیت» نعمت گرانبهایی است که غالب انسان ها هنگام بهره مندی، بدان توجه ندارند و قدردان آن نیستند. از مهم ترین وظایف حکومت اسلامی، ایجاد امنیت برای مردم می باشد تا بدون هراس از مزاحمت های یاغیان، فاسدان و زورمندان داخلی و بدون واهمه از هجوم خارجی، در کمال آسایش روحی و روانی زندگی کنند. خداوند بارها به مردم مدینه پیامبر نعمت امنیت را تذکر می دهد، از جمله می فرماید:

«و اذکروا اذا اَنْتُم قلیلٌ مُسْتَضْعَفُون فی الارضِ تَخافونَ اَن یَتَخَطَّفَکُمُ الناسُ فآواکُم و اَیَّدکم بنصره و رَزَقَکُم من الطیبات لعلّکم تشکرون؛

به یاد آورید آن زمان را که شما گروهی مستضعف در زمین بودید و هراس داشتید مردم شما را از میان بردارند و خدا پناه تان داد و یاری تان کرد و از پاکیزه ها روزی تان داد شاید شکرگزار باشید.»

در صدر اسلام بعد از هجرت پیامبر(ص) و مسلمانان به مدینه، در سال های اول، آنان نه امنیت درونی داشتند و نه امنیت بیرونی. هر آن امکان داشت دشمنان خارجی از جمله قریش و دیگر قبایل عرب به آنان هجوم آورند و قتل عام شان کنند و منافقان و فسادگران نیز به توطئه و ایجاد ناامنی روحی و روانی همت داشتند. ولی خداوند آنان را یاری داد و در جنگ های متعدد با دشمنان خارجی، پیروز گردانید و توطئه گران داخلی از جمله اراذل و اوباش را نیز افشا کرد، رسوا کرد، تهدید کرد و منزوی ساخت:

«لئن لم یَنْتَهِ المنافقونَ و الّذین فی قلوبهم مرضٌ و المُرْجِفُونَ فی المدینة لنغرینّکَ بِهِم ثم لا یجاوِرونَکَ الاّ قلیلاً؛

اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری است [اراذل و اوباش] و آنان که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود برندارند، تو را بر ضد آنان می شورانیم سپس جز مدت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند.»

این آیه بعد از آیه پوشش است که به زنان مؤمن دستور رعایت پوشش داده و معلوم می شود گروهی از منافقان و اراذل و اوباش سعی داشته اند با ایجاد مزاحمت برای زنان، امنیت اجتماعی افراد را خدشه دار سازند از این رو مورد تهدید شدید واقع شده اند.

تکریم جهاد و قتال و وعده پاداش های عظیم به مرزداران و جهادگران برای حفظ امنیت کشور از هجوم خارجی بوده و دستور امر به معروف و نهی از منکر و متعهد داشتن همه افراد در قبال ناهنجاری ها برای ایجاد امنیت درونی جامعه می باشد.

تکریم جهاد و قتال و وعده پاداش های عظیم به مرزداران و جهادگران

برای حفظ امنیت کشور از هجوم خارجی بوده و دستور امر به معروف

و نهی از منکر و متعهد داشتن همه افراد در قبال ناهنجاری ها

برای ایجاد امنیت درونی جامعه می باشد.

در این بُعد، از یک سو زن و مرد مسلمان به عفاف، حیا، خودداری از چشم چرانی، فتنه گری و دلربایی دعوت می شوند و از طرف دیگر افراد جامعه به مثابه برادران و خواهران دوستداری معرفی می شوند که هر کدام نسبت به دیگری احساس مسئولیت داشته و سعادت، سربلندی و عزتمندی او را خواستار بوده از این رو او را به سوی خوبی ها دعوت و امر کرده و از پلشتی ها و ناهنجاری ها نهی نموده و باز می دارد:

«المؤمنونَ و المؤمناتُ بعضُهم اولیاءُ بعضٍ یأمرون بالمعروفِ و یَنْهَوْنَ عن المنکر؛ مردان و زنان مؤمن ولیّ و دوستدار یکدیگرند. [همدیگر را] به معروف امر می کنند و از ناپسندی باز می دارند.»

امر به معروف و نهی از منکر وقتی به عنوان یک وظیفه عمومی معرفی شد، احساس تعهد و مسئولیت را در همه افراد زنده کرده، سستی، خمودی، بی عاری و بی غیرتی را کنار زده و جامعه را زنده و پویا می گرداند. مظلوم، دستان یاری را به سوی خود دراز می بیند و ظالم، با قهر حق جویان مواجه می گردد و جرئت تجاوز، تعدی و پرده دری نمی یابد. زمینه جامعه پاک، عفیف و مصفّا شده و فسادخواهان، فتنه گران و بی بند و بارها از رویه زشت خود دست خواهند شست و جامعه به حق، الگو شده و سزاوار مدال «بهترین امت» می گردد:

«کنتم خیرَ اُمّةٍ اُخْرِجَتْ للناس تأمرون بالمعروفِ و تَنْهَوْنَ عن المنکر و تؤمنون باللّه ؛ شما بهترین امتی هستید که از میان مردم پدید آمده [زیرا] امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید.»

تعهدی که آموزه دینی امر به معروف و نهی از منکر در افراد جامعه ایجاد می کند، بسیار ارزشمند است و باید برای عمومی کردن این آموزه تلاش کرد.

متأسفانه فرهنگ دنیاگرایانه حاکم بر جهان افراد را از تعهد در مقابل دیگران خالی کرده و همه چیز را حول محور خویشتن نگری و خودخواهی سامان می دهد. فرهنگ حاکم بر دنیای امروز می گوید تو فقط در برابر سعادتمندی خودت مسئولی و باید همه کوشش و نیرویت را صرف رسیدن به کام خودت کنی. سعادتمندی نیز بهره مندی هر چه بیشتر از لذایذ مادی است و آزادی فرد در بهره مندی هر چه بیشتر از لذت های دنیایی معنا می دهد و این آزادی را فقط آزادی دیگران محدود می گرداند یعنی تو آزادی و حق بهره بردن از لذایذ مادی را داری و هیچ کس حق منع تو را ندارد مگر اینکه به حریم آزادی او ضربه بزنی و خلل وارد کنی و در اینجا هم معترض فقط فرد مورد تجاوز است بدون اینکه دستی برای یاری به سویش دراز شود و فریادی در دفاع از او به هوا خیزد.

اما فرهنگ اسلام سعادت را در بندگی خدا و آزاد کردن روح و جان از پرستش شیطان و هوا و شهوت معرفی کرده و حاکمیت عقل و دین بر زندگی را، راه رسیدن به سعادت معرفی نموده و همگان را نسبت به سعادتمندی دیگران متعهد داشته و وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را بر دوش همه نهاده است. بنا بر این فرهنگ، افراد جامعه همه در حکم مسافران یک کشتی هستند که اگر یکی از آنان به سوراخ کردن آن همت کند و دیگران بی تفاوت باشند، به غرق شدن همگی آنان منجر می شود، پس همگی باید نسبت به اقدام او حساسیت به خرج داده و او را باز دارند و او نمی تواند به آزادی فردی تمسک کند و اقدام منع آمیز آنان را دخالت بی جا بشمارد.

متأسفانه تهاجم فرهنگی غرب، آموزه امر به معروف را دخالت بی جا معنا کرده و اقدام به آن را ناپسند جلوه داده و بسیاری در جامعه خودمان تحت تأثیر این تهاجم، به آموزه ارزشمند امر به معروف و نهی از منکر دید منفی یافته و آثار گرانقدر آن را به فراموشی سپرده اند؛ در حالی که افرادی در غرب به دنبال گمشده ای هستند که آنان را از منجلاب فساد و ظلم و تجاوز برهاند و اخیرا یکی از محققان غربی این گمشده را همان آموزه «امر به معروف و نهی از منکر» یافته و به معرفی آن پرداخته است.

آقای «مایکل کوک» نویسنده نام آور آمریکایی و برنده بهترین آثار سال در زمینه علوم انسانی، اخیرا کتاب «امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی» را به چاپ رسانده و روانه بازار کرده است. ظاهرا این اولین تحقیق و تألیف یک دانشمند غربی در زمینه یکی از احکام اجرایی اسلام می باشد. نوشته های مستشرقان غالبا در زمینه تاریخ اسلام، تاریخ پیامبر، سیره پیامبر و جهان بینی و اعتقادات اسلام است و اما در مورد احکام و تکالیف دینی کمتر بحثی صورت گرفته است. نویسنده در این کتاب به لزوم امر به معروف و شرایط و حدود و کیفیت آن به صورت مفصل پرداخته که جالب توجه می باشد.

انگیزه این تحقیق و تألیف بسیار شنیدنی و عبرت زاست. او در مقدمه کتاب یادآور می شود که بنا به گزارش منتشره پلیس ـ در روزنامه نیویورک تایمز ـ در شامگاه 22 سپتامبر 1988م در ایستگاه قطار شهری شیکاگو، در حضور جمعی از مردم، زنی مورد تجاوز قرار می گیرد و به جز یک نفر ـ آن هم پس از تمام شدن ماجرای تجاوز ـ هیچ کس برای کمک به قربانی از جای خود حرکت نمی کند با اینکه این تجاوز در ساعت های پر رفت و آمد انجام شده و زن مورد تجاوز فریادزنان کمک طلبیده و چندین نفر به آن صحنه می نگریسته اند. بنا به گزارش پلیس، متجاوز جلوی چشم دیگران به آن زن تجاوز می کند و حتی در حین تجاوز به قربانی خود دستور لبخند زدن می دهد و قربانی نیز به اجبار لبخند می زند. در این بین از حاضران تنها یک نفر پس از فریادهای مکرر زن مورد تجاوز، به خیابان می رود، جلوی ماشین پلیس را می گیرد و از آنان می خواهد برای دستگیری متجاوز اقدام کنند.

این گزارش پلیس آقای «مایکل کوک» را به این فکر می اندازد که چرا در نظام غرب افراد طوری تربیت شده اند که هیچ واکنشی در برابر چنین جنایتی از خود نشان نمی دهند و تحقیق بیشتر به او می نمایاند که تنها در نظام حقوقی اسلام با وضع قانون «امر به معروف و نهی از منکر»، زمینه مداخله دیگران در برابر انحرافات، تجاوزات و ستمگری ها فراهم شده است.

آری، در فرهنگ اسلامی، تجاوز، ظلم، ستم و انحراف گری منکر است و همه افراد وظیفه دارند از آن نهی کنند و در قبال آن موضع گیری کنند و حکومت نیز وظیفه ساماندهی به این وظیفه خطیر همگانی را دارد. بدحجابی، خودنمایی، عشوه گری و دام گستری در مسیر عفت اجتماع، منکر و تجاوز به حریم آزادی روحی، روانی و معنوی افراد است و همه افراد اجتماع باید ضمن خودداری از این اقدام های ناپسند، مرتکبان را نیز نهی کرده و باز دارند. البته تذکر چند نکته در این راستا مفید و ضروری است از جمله:

1ـ امر به معروف و نهی از منکر باید امنیت زا باشد نه امنیت زدا. آری این فریضه، امنیت فتنه گران و فسادطلبان را می زداید ولی آنان اقلیتی نادرند و اکثریت قریب به اتفاق جامعه انسان های پاک و پاکی طلب هستند و این فریضه برای آنان امنیت می آورد و باید بیاورد.

2ـ امر به معروف و نهی از منکر باید ناشی از محبت، دلسوزی و احساس مسئولیت افراد نسبت به مرتکب منکر باشد و اگر مرتکب، این انگیزه را در امرکنندگان احساس کند، به پذیرفتن امر و ارشاد آنان راغب گشته و از ارتکاب منکر خودداری می ورزد؛ از این رو باید تا حد امکان این فریضه با اقناع و توجیه همراه بوده و از تحمیل و سرکوب دور باشد.

متأسفانه گاهی امر به معروف پرخاشگرانه و هجومی است و فرد خطاکار را به جای جذب شدن و ارشاد گشتن، فراری می نمایند. جریان زیر از سیره رسول گرامی اسلام(ص) که توسط مقام معظم رهبری در خطبه جمعه به تاریخ 28/7/1368 بیان شد، به خوبی امر به معروف و نهی از منکر فراری دهنده را تبیین می کند:

نقل کرده اند عرب بیابانگردی ـ که از تمدن و شهرنشینی و آداب معاشرت چیزی نمی دانست ـ با همان خشونت صحراگردی خود به مدینه آمد و خدمت پیامبر رسید در حالی که آن حضرت در میان اصحاب بودند، از ایشان چیزی خواست که پیامبر(ص) هم به او کمکی کردند و مثلاً پول و غذا و لباس به او دادند و از او پرسیدند: حالا خوب شد؟ راضی هستی؟ مرد با توجه به خشونتِ صحراگردی خود و صراحت و بی تعارفی که این گونه افراد دارند چون محبت پیامبر(ص) را کافی نمی دانست گفت: نه، هیچ کاری انجام ندادی و هیچ محبتی نکردی و اصلاً این چیزی نبود که تو به من دادی!

طبعا این گونه برخورد خشن نسبت به پیامبر، اصحاب را ناخوشایند آمد و عصبانی شدند و افرادی خواستند با عصبانیت و خشم به او چیزی بگویند و عکس العمل نشان دهند که رسول خدا مانع شد و خودشان به همراه آن اعرابی به منزل رفتند و در آنجا چیزهای بیشتری به او دادند و عرب بیابانی در آنجا از حضرت اظهار رضایت کرد و به تقاضای پیامبر به جمع اصحاب بازگشت و در حضور همه آنان رضایت خود را اعلام کرد و رفت. رسول خدا(ص) بعد از رفتن او رو به اصحاب کرد و فرمود:

بدحجابی، خودنمایی، عشوه گری و دام گستری در مسیر عفت اجتماع، منکر و تجاوز به حریم آزادی روحی، روانی و معنوی افراد است

و همه افراد اجتماع باید ضمن خودداری از این اقدام های ناپسند،

مرتکبان را نیز نهی کرده و باز دارند.

مَثَلِ این اعرابی مَثَلِ آن شتری است که از گله رمیده و سر به بیابان گذاشته و می رود و شما دوستان برای اینکه آن را بگیرید و بازگردانید، به سوی او هجوم می برید و این هجوم شما رمیدگی او را بیشتر و وحشتش را زیادتر و دستیابی بدان را دشوارتر می سازد. من نگذاشتم شما او را که رمیده بود، فراری تر دهید و با محبت و نوازش به دنبالش رفتم و او را به جمع خودمان بازگرداندم.

3ـ ارشاد و اقناع در ملأ عام و توسط گروههای آشکار غالبا ناشدنی است و افراد هنگامی که مورد توجیه قرار گیرند، احساس تحقیر و توهین نموده و به جدل و لجاج سوق می یابند. از این رو ضروری است در روش امر به معروف و نهی از منکر بازنگری جدی شده و راههای جدیدی پیش گرفته شود تا افراد دور از چشم دیگران و با نهایت حرمت و کرامت توجیه و ارشاد گردند و بدون اینکه در موضع لجاج و جدال افتند، به تفکر و تأمل در رفتار ناپسند خود وادار شوند. مثلاً می توان افراد ولنگار، بدلباس و بدرفتار جوان از پسر و دختر را به صورت نامحسوس شناسایی کرد و دور از چشم دیگران و در فرصتی مناسب به منزل آنان مراجعه نمود و ارشاد و توجیه کرد. به هر حال حتی الامکان باید به گونه ای باشد که مایه تحقیر شخصیت آنان و لجاجت بیشتر نشود.

4ـ تعداد معدودی از افراد عمدا و آگاهانه به ترویج فساد، ولنگاری، بدحجابی و ... همت دارند و این اقدام آنان عملی آگاهانه برای ضربه زدن به فرهنگ و نظام اسلامی است. این افراد نیز باید شناسایی شده و مورد اخطار جدی و در صورت لزوم برخورد شدید قانونی واقع شوند. البته برخورد با آنان نیز باید به گونه ای باشد که زمینه مظلوم نمایی پیدا نکنند و افکار عمومی را جریحه دار نسازند.

5ـ وجود گروههای امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد گرچه لازم است و در صورت درایت و توجه به ظرافت ها می توانند اثرات ارزشمندی به جا بگذارند، ولی امر به معروف و نهی از منکر یک فریضه عمومی است و در صورتی به عفت، پاک و مطلوب شدن کامل یا غالب فضای جامعه منجر می شود که توسط همگان انجام پذیرد و صورت آمرانه و حکومتی آن هر چه کمرنگ تر باشد؛ از این رو لازم است از طریق وسایل ارتباط جمعی مانند مطبوعات، رادیو تلویزیون، منابر، آموزش های عمومی و ...، عموم افراد به انجام صحیح، دقیق و ظریف این فریضه فرا خوانده شده و در عمومی کردن آن سعی وافر گردد.

6ـ یکی از موارد مورد ابتلا در زمینه ناهنجاری ها که مورد همت گروههای ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر است، پوشش زنان و جوانان می باشد. در این زمینه برای موفق تر بودن لازم است با سعه صدر و همه جانبه نگری پوشش های زیبا، رنگارنگ، جذّاب، متنوع و در عین حال متین و عفیفانه عرضه گردد و میدان انتخاب وسعت داده شود و از تنگ نظری در این مورد خودداری شود تا افراد جامعه بخصوص جوانان پسر و دختر که طالب زیبایی، تنوع و شادی هستند، بتوانند از انواع پوشش های عرضه شده، مطلوب خود را یافته و کمتر به سوی پوشش های جلف، زننده و تحریک کننده رو آورند و معدود افراد ولنگار را نیز بتوان با ارائه مدل های زیبا و شیک قانع کرد و به رعایت هنجارهای اجتماعی سوق داد.

امید است با انجام صحیح، عاطفی، استدلالی، عمومی و اقناعی امر به معروف و نهی از منکر، محیط اجتماع را سالم کرده و امنیت روحی و روانی هر چه بیشتری برای افراد به ارمغان آورد.


برچسب‌ها: امنیت, آزادی, دفاع از ضعیف و امر به معروف و نهی از منکر
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 3:5 بعد از ظهر | لينک ثابت |

استراژی قرآن در مواجهه با انحرافات اجتماعی

)فاع اجتماعی
انحرافات اجتماعی گاه متوجه فرد است، هرچند ممکن است، به واسطه آن آسیب‎هایی متوجه جامعه شود. مثلاً قتل بی‎گناه یا سرقت از منزل شخصی، امنیت جامعه را هم مورد تهدید قرار می دهد. در این موارد، برای دفع جرم، دفاع فردی از اهمیت بالایی برخوردار است، چه اینکه دفاع اجتماعی هم مفید و لازم است. اما گاهی انحراف به طور مستقیم متوجه جامعه بوده و امنیت ارزش‎های جامعه یا امنیت جان‎ها، نوامیس، حرمت‎ها و اموال مسلمین را به خطر می‎اندازد. در این موارد مسئولیت بیشتر متوجه عموم افراد و گروه ‎ها بوده و دفاع اجتماعی کارسازتر است، چه اینکه سازمان‎های رسمی نظارت هم مسئولیت دارند.
دفاع اجتماعی عکس‎العملی می باشد که در قالب امر به معروف و نهی از منکر در مقابل کجروی صورت می‎گیرد. امر به معروف و نهی از منکر از جایگاه، اهمیت و نقش چشمگیری برخوردار است که به آن اشاره خواهد شد. امر به معروف و نهی از منکر گاه در مقوله پیشگیری مطرح می گردد و از عناصر آن به شمار می‎آید، زیرا با سفارش و توصیه همگانی به رفتارهای پسندیده و با نهی از منکر، از ارتکاب کجروی در آتیه پیشگیری می‎شود و گاه این عنصر از عوامل مقابله با کجروی محسوب می‎شود، زیرا منکرات فعلی و موجود را دفع و طرد می‎کند.
دفاع اجتماعی از کجروی‎ها، نیازمند انگیزه دگردوستانه است تا افراد مصالح و مفاسد جامعه و همنوعان را مصالح و مفاسد خود بدانند و احساس مسئولیت کنند. قرآن کریم به شکل زیبائی لزوم مسئولیت‎پذیری مسلمانان را، در مقوله امر به معروف و نهی از منکر ترسیم کرده است. در بخشی از سوره آل‎عمران، در ابتدا شکل مطلوب و آرمانی زندگی، در دو بعد فردی و اجتماعی چنین بیان شده است: «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله حقّ تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون»،[24] «ای کسانی که ایمان آوردید، آن طور که شایسته پرهیز و مراعات جانب خداست، رعایت کنید و هرگز جز بر اسلام نخواهید مرد.» پیام آیه شریفه، ارائه حیات و ممات آرمانی در زندگی فردی است و اما از جهت اجتماعی، چنین فرمودند: «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفّرقوا»،[25] «جملگی به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید.» آن‎گاه مسلمانان را به یاد گذشته تلخ و تاریکشان می اندازد که چطور دشمن یکدیگر بوده و بر لبه پرتگاه آتش جهنم قرار داشتند و خداوند آن عداوت را به اخوت تبدیل کرد: «فأصبحتم بنعمته اخواناً» و آن هلاکت و سقوط را از شما دفع کرد: «فأنقذکم منها.»[26]
سپس در پایان این بخش از آیات، برای حفظ و ماندگاری وضع کنونی مسلمانان که از نعمت اخوت و نجات از هلاکت برخوردارند، یک راهکار نشان می دهد: «ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون»،[27] «باید از بین شما جمعی باشند (تا دیگران را) به خیر دعوت نموده، به معروف امر و از منکر نهی نمایند و آنها همان رستگارانند.» بنابراین دعوت و تبلیغ به خیر، امر به معروف و نهی از منکر شیوه لازم و بایسته‎ای است که از طریق آنها سلامت جامعه و سعادت جمعی مسلمین حفظ می‎شود.
با توجه به آیات فوق می‎توان چنین اظهار داشت که اگر مسلمانان این نکته را در نظر بگیرند که فقدان قرآن و سنّت در زندگی چه عوارض خطرناکی به دنبال خواهد داشت که قرآن از آن به عداوت و هلاکت یاد کرده است، قهراً هیچ گاه از قرآن و سنت فاصله نخواهند گرفت، لذا چاره‎ای جز تمسک به آن در همه مقولات انسانی نمی‎بینند. همچنین با مراجعه و تمسک علمی به قرآن، بین مسلمانان رابطه اخوت شکل می گیرد و وقتی این نگرش ایجاد گردید، احساس مسئولیت نسبت به یکدیگر شکل می‎گیرد و قرآن به این دو نکته چنین اشاره فرموده است: «انّما المومنون اخوة فأصلحوا بین اخویکم»،[28] «همانا مومنین برادر یکدیگرند، پس بین برادرانتان صلاح و سازش ایجاد کنید.»
امت اسلامی در قرآن به عنوان بهترین امت معرفی شده است و قطعاً باید حکمتی در این داوری باشد. خداوند متعال حکمت آن را سه چیز بیان می‎کند: امر به معروف، نهی از منکر و ایمان به خدا: «کنتم خیر امّة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله»،[29] تعبیر این سه ویژگی به لفظ «مضارع»، خبر از لزوم استمرار آنها در بین مومنین می‎دهد. از این‎رو، هر زمانی که این خصوصیات کمرنگ شود، به همان مقدار فضیلت آن جامعه، نزد خدا کاسته می‎گردد و در نقطه مقابل استمرار آنها فرهنگ خاص خود را می‎سازد و الزامات خود را در مقابله با کجروی‎ها اعمال می‎نماید. گاه ممکن است، برخی چنین تصور کنند که عمل به وظائف فردی و پایبندی به لوازم فردی ایمان به خدا کافی است. مثل نمازخواندن، دروغ گفتن و دیگر واجبات فردی دینی را انجام دادن و چه نیازی است که انسان به فکر انحرافات اجتماعی دیگران باشد، چون هرکسی نتیجه عمل خویش را می‎بیند!
قرآن کریم این منطق را رد می‎کند؛ لذا از گروهی نام می‎برد که هرچند خود از ناهنجاری‎ مبرا بودند اما دیگران را از منکرات باز نمی‎داشتند و دلیل آنها این بود که خدا خود آنها را تنبیه خواهد کرد. در مقابل عده‎ای دیگر این منطق را رد کرده و چنین اظهار داشتند: «قالوا معذرة الی ربکم و لعلهم یتقون»،[30] «گفتند تا (برای ما) عذر و حجتی نزد پروردگارتان حاصل آید و بلکه آنها پروا کنند.» این گروه که نهی از منکر می‎کردند با توجه به تجاوز و فسق عمدی منحرفین و عدم پذیرش ممانعت آنها از ارتکاب منکر، باز از تأثیر پند و اندرز خود مأیوس نشدند بلکه خود را موظف به انجام آن دانسته و چنین کاری را تحصیل عذر و حجت برای خویش نزد خدا قلمداد می‎کردند.[31]
اقامه امر به معروف و نهی از منکر، دفاع از جامعه است، لذا از رسول خدا (ص) نقل شده است که اگر معصیت مخفیانه انجام گیرد، فقط به عاملش ضرر می‎زند ولی اگر آشکارا صورت بگیرد و کسی هم برای دفع و تغییر آن برنخیزد، ضررش متوجه کل جامعه می‎گردد.[32]
پیامد دفاع اجتماعی
پیامد دفاع اجتماعی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر[33] به قرار ذیل می باشد:
- تأمین ثبات ارزش‎ها در جامعه و توسعة آن؛ حتی برای کسانی که خود به مقابله با کجروی برمی‎خیزند و بی‎تفاوت نیستند.
- تضمین کننده استمرار فشار هنجاری در جامعه و مانع سهل‎الوصول بودن ناهنجاری‎ها.
- نوعی مجازات چهره به چهره و عاجل، از تبهکارانی که علیرغم فشار هنجاری، دست به هنجارشکنی می‎زنند.
ترک امربه معروف و نهی از منکر، علاوه براینکه عقوبت الهی را در بردارد پیامدهای آن در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز قابل بررسی می‎باشد که به بعضی از این ابعاد در قرآن کریم و روایات اشاره می‎گردد:
عقوبت و مذمت الهی: «لولا ینهیهم الربانیون و الأحبار عن قولهم الأثم و اکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون»،[34] «چرا علما و احبار آنها را از گفتار گناه و خوردن حرام باز نمی‎داشتند، چه بد عمل کردند؟!»
امام رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل می‎کنند: «اذا امّتی تواکلت الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فلیأذنوا بوِقاعٍ من‎الله تعالی»،[35] «وقتی امت من امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذاشتند، پس آماده جنگ با خدا و نزول بلایی شدید از او باشند.»
تسلّط اشرار و فرومایگان بر جامعه: امیرالمؤمنین علی (ع) در وصیت به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فرمود: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در غیر این صورت اشرار بر شما مسلّط می‎شوند و بعد از آن هرچه دعا کنید، مستجاب نمی‎شود.[36] مشابه این روایت از امام رضا (ع) هم نقل شده است.[37]
تغییر ارزش‎های اسلامی در جامعه: با ترک امر به معروف و نهی از منکر، به طور علنی واجبات در جامعه ترک و محرمات انجام خواهد شد، در نتیجه به تعبیر رسول خدا (ص) آسیب آن متوجه عموم و کل جامعه می‎شود.[38] امام صادق (ع) در توضیح این فرمایش رسول خدا (ص) چنین فرمود: «و ذلک انّه ینلّ بعمله دین‎الله و یقتدی به اهل عداوة الله»،[39] «زیرا او با عمل خود (ارتکاب گناه در ملأ عام و عدم منع او از ناحیة دیگران) دین خدا را خوار می‎کند و دشمنان خدا به او اقتدا خواهند کرد.»
بنابراین هرگاه گناه و ناهنجاری به صورت آشکار در جامعه انجام گیرد و کسی با امر به معروف و نهی از منکر به دفاع برنخیزد، خرده فرهنگ‎های منحرف و معارض از این فرصت استفاده کرده و مشابه آن ناهنجاری را در جامعه دامن می‎زنند و دین خدا و فرهنگ جامعه اسلامی را در معرض تغییر و نابودی قرار می‎دهند. از این رو، معلوم می‎گردد که چرا امر به معروف و نهی از منکر به عنوان واجب کفایی بر همگان لازم است، زیرا بروز ناهنجاری و گناه علنی در جامعه اگر با دفاع اجتماعی روبرو نشود، آسیبش متوجه کل جامعه می‎گردد و روح و حیات جامعه‎اسلامی را که همان دین است، در معرض ذلت و خواری قرار می‎دهد.
بیماری و آسیبی که هنوز جامعه اسلامی ما، به آن مبتلا است، این است که چه بسا نسبت به برخی از واجبات فردی مثل نماز، روزه و امثال آن به شدت اهل تحفّظ و احتیاط هستیم تا یقین به فراغت ذمه از تکلیف حاصل شود، اما در فریضه مهمی چون امر به معروف و نهی از منکر که به تعبیر امام باقر (ع)، «فریضه بزرگ» است و برپایی سایر واجبات به آن وابسته است،[40] از آن احتیاط‎ها خبری نیست بلکه گاه با غفلت و تغافل از آن می‎گذریم.
امروزه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما متولی خاص ندارد. در عین اینکه این تکلیف متوجه همگان است، اما نهادینه نشده است. نهادینه کردن آن متولیان خاص لازم دارد. بسیاری از نهادها، مراکز و نخبگانی که می‎توانند این نقش را داشته باشند خود نیازمند آسیب‎شناسی در ایفای درست نقش خویش هستند. باید تلاش‎ها، سرعت عمل و جهت‎گیری‎های نهادهای مختلف سیاسی و فرهنگی کشور و نیز بسیاری از شخصیت‎ها و نخبگان دینی، سیاسی و فرهنگی و همچنین عملکرد رسانه‎های مختلف را در زمینه امر به معروف و نهی از منکر مورد نقد و ارزیابی قرار داد که این امر مهم در گرو تأسیس یک نهاد مستقل و متولیان ویژه‎ای برای نهادینه کردن امر به معروف و نهی از منکر است.

برچسب‌ها: استراژی قرآن در مواجهه با انحرافات اجتماعی
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 3:3 بعد از ظهر | لينک ثابت |

امر به معروف و نهی از منکر در کلام معصومین (ع)

 1) مسؤولیت های اجتماعی
 
وامر بالمعروف تکن من اهله وانکر المنکر بیدک ولسانک وباین من فعله بجهدک؛
 
امر به معروف کن تا اهل معروف شوی و نهی از منکر کن با دست و زبانت و از انجام دهنده منکر به سختی دوری گزین.
 
وجاهد فی الله حق جهاده ولاتاخذک فی الله لومة لائم وخض الغمر ات للحق حیث کان؛
 
در راه خدا تا سرحد توان تلاش نما و هرگز سرزنش ملامت کنندگان تو را از راه خدا باز ندارد ودر دریای شداید و مشکلات برای حق هر کجا باشد فرو رو.
 
ولاتکن خازنا لغیرک واذا وجدت من اهل الفاقة من یحمل لک زادک الی یوم القیامة فیوافیک به غدا حیث تحتاج الیه فاغتنمه وحمله ایاه واکثر من تزویده وانت قادر علیه فلعلک تطلبه فلاتجده؛
 
برای دیگران اندوخته مکن... و اگر هرگاه نیازمندی را یافتی که می تواند زاد و توشه تو را تارستاخیز بردوش گیرد و فردا که به آن نیازمندی به تو پس دهد، آن را غنیمت شمار و اگر قدرت برجمع آوری چنین توشه ای داری، هر چه بیشتر فراهم ساز و همراه او بفرست، چرا که ممکن است روزی در جستجوی چنین شخصی باشی، ولی او را نیابی.
 
واغتنم من استقرضک فی حال غناک لیجعل قضائه لک فی یوم عسرتک؛
 
هنگامی که بی نیاز هستی، اگر کسی از تو قرض بخواهد غنیمت بشمار تا در روز سختی وتنگدستی ات ادا نماید.
 
یک: امر به معروف و نهی از منکر
 
یکی از واجبات دین اسلام «امر به معروف و نهی از منکر» است که در قرآن و
 
[228]
روایات مورد توجه و تاکید فراوان قرار گرفته است:
 
ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون؛(207)
 
و باید از شما برخی، مردم را به خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و ازبدکاری نهی کنند و اینان که واسطه هدایت خلق هستند در کمال رستگاری اند.
 
و در مذمت کسانی که این تکلیف الهی را انجام نداده اند می فرماید:
 
لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داوود وعیسی ابن مریم ذلک بما عصوا وکانوایعتدون. کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون؛(208)
 
کافران بنی اسرائیل به زبان داوود و عیسی بن مریم بدان جهت لعنت شدند که نافرمانی حکم خدا کردند و از حکم حق سرکشی کردند و از کار زشت یکدیگر را باز نداشتند؛ چقدر کار آنها زشت و قبیح است.
 
درباره امر به معروف و نهی از منکر، نکته اول که در این وصیت نامه مورد توجه قرار گرفته، این است که آمر به معروف و ناهی از منکر باید در عمل انجام دهنده معروف و ترک کننده منکر باشد.
 
وامر بالمعروف تکن من اهله؛ امر به معروف کن تا اهل آن گردی.
 
زیرا آمر باید خود عمل کننده باشد، لذا امر باعث عمل است.
 
نکته دوم آن است که اشاره به بعضی از مراتب نهی از منکر شده است: نهی با زبان،نهی با دست؛ یعنی عملا جلو انجام منکر را بگیر و به سختی از انجام دهنده منکردوری گزین.(209)
 
امر به معروف و نهی از منکر، به جامعه، حیات و روح می بخشد و مردم را ازجمود و بی تفاوتی بیرون می آورد.
 
[229]
در روایتی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله جامعه به طایفه ای تشبیه شده که سوار برکشتی هستند و برای هر یک مکان خاصی تعیین شده؛ در این بین اگر کسی بخواهد جا ومکان نشستن خود را سوراخ کند، بی تفاوتی دیگران به ضرر همه تمام می شود واعتراض و منع آنها موجب نجات همه می گردد:
 
ان قوما رکبووا سفینة فاقتسموا فصار لکل رجل منهم موضع فنقر رجل منهم موضعه بفاس فقالوا له: ما تصنع؟ قال: هذا مکانی اصنع فیه ما شئت فان اخذوا علی یده نجا ونجوا وان ترکواهلک وهلکوا.(210)
 
پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:
 
لا یزال امتی بخیر ما امروا بالمعروف ونهوا عن المنکر وتعاونوا علی البر فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات وسلط بعضهم علی بعض ولم یکن لهم ناصر فی الارض ولا فی السماء؛(211)
 
تا زمانی که امت من امر به معروف و نهی از منکر کنند و در کار خیر یکدیگر را یاری رسانند،در خیر و صلاح زندگی می کنند، اما اگر این کارها را انجام ندهند، برکت از آنها گرفته خواهد شد وبعضی بر بعضی دیگر مسلط شوند، در حالی که یاری کننده ای در آسمان و زمین نخواهد داشت.
 
در وصیت نامه دیگری امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:
 
لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم؛(212)
 
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اگر ترک کردید، انسان های شرور بر شما حاکم خواهند شد و هر چه دعا کنید برای دفع آنها، مستجاب نخواهد شد

برچسب‌ها: امر به معروف و نهی از منکر در کلام معصومین, ع
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 3:2 بعد از ظهر | لينک ثابت |

ایت الله العظمی سبحانی:امر به معروف و نهی از منکر در خدمت آزادی است نه جدای از آن

آیت الله العظمی سبحانی گفتند: امر به معروف و نهی از منکر در خدمت آزادی است نه اینکه جدای از آن، بلکه اجرای آن، امنیت را در جامعه به همراه دارد .   

به گزارش مرکز خبر حوزه، ایشان در سلسه مباحث تفسیری قرآن در جمع  طلاب غیر ایرانی مدرسه حجتیه، گفتند: آزادی به معنای این نیست که انسان هر چه بخواهد انجام دهد و توجهی به قوانین نداشته باشد، این وحشی گری است نه آزادی.

ایشان به بیان فرق بین آزادی در غرب و اسلام پرداخته و گفتند: آزادی در غرب تا زمانی هست که مزاحم دیگران نباشد، ولی نظر اسلام این است که علاوه بر اینکه از دیگران آزادی را سلب نکند به سعادت خود نیز ضرر نرساند.

این مرجع تقلید مراتب امر به معروف و نهی از منکر را برشمرده و گفتند: همه موظف به اجرای امر به معروف و نهی از منکر هستیم و این امر دارای مراتب قلبی، لسانی و عملی است و اختصاص به جمعیت خاصی ندارد.

آیت الله العظمی سبحانی تصریح کردند: ماموریت اجرای امر به معروف و نهی از منکر به عهده کسانی است که اجرای احکام اسلام بر عهده آنهاست و قدرت اجرای احکام را دارند نه  افرادی که توانایی اجرای احکام را ندارند.

این مرجع تقلید به گسترش دایره امر به معروف و نهی از منکر در سراسر دنیا اشاره کرد و گفتند: جهان مانند یک دهکده است که به وسیله اینترنت به هم وصل است، لذا اسلام می تواند این فریضه را به وسیله اینترنت به سراسر جهان گسترش دهد.

ایشان افزودند: اگر غرب بی حیایی را در دنیا  گسترش دهد همه متضرر خواهند شد و به سعادت واقعی نمی رسند و لذا باید جلوی بی حیایی را گرفت.


برچسب‌ها: ایت الله العظمی سبحانی, امر به معروف و نهی از منکر در خدمت آزادی است نه جد
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 3:0 بعد از ظهر | لينک ثابت |

احیای حیات جامعه در پرتو امر به معروف و نهی از منکر

اهمیت و فلسفه امر به معروف و نهی از منکر

پیامبر گرامی اسلام در ضمن یک مثال ساده و روشن، فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و عدم منافات آن را با آزادی، چنین ترسیم می فرماید:

یک گنه کار در میان مردم، مانند کسی است که با گروهی سوار کشتی می شود و هنگامی که در وسط دریا قرار می گیرد، به سوراخ کردن جایگاه خویش می پردازد. اگر دیگران او را از این کار خطرناک بازندارند، آب به کشتی نفوذ می کند و یک باره همگی غرق می شوند.

پیامبر با این تعبیر زیبا، منطقی بودن و لزوم وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را بر همگان مجسم می سازد و حق نظارت فرد بر اجتماع را حقی طبیعی که ناشی از پیوند سرنوشت هاست، می داند. آری، جامعه نیز به سان کشتی است. سرنشینان کشتی تنها تا حدی آزادند که موجب هلاک دیگران نشوند. هر گاه مسافری از این آزادی استفاده نادرست کند و بخواهد با میخ یا تیشه بدنه کشتی را سوراخ کند، همه مسافران بنابر غریزه دفاعی خود، به شدت با او مبارزه می کنند و عمل او را حرکتی از روی نادانی و محدودنگری می پندارند. بی شک سستی و بی توجهی آنان، خطر غرق شدن و نابودی همگان را به دنبال خواهد داشت. از این رو، همه مؤمنان در بازداشتن افراد از ارتکاب گناهان و زیرپا نهادن ارزش های الهی، متعهد و مسئولند.

عمل به این مسئولیت الهی ـ انسانی، بر همه کس واجب است و در صورت کوتاهی، باید در انتظار خواری این جهان و کیفر دردناک سرای دیگر بود. ملااحمد نراقی در توصیه ای مؤکد، این زنگ بیداری را با این سخنان به صدا در می آورد:

امر به معروف و نهی از منکر، از اعظم شعائر دین و اقوی علامت شریعت و آیین است و مقصد کلی از بعثت انبیا و ائمه و اوصیا و نایب گردانیدن متدینین از علما، بلکه قطب آسیای جمیع ادیان وملل است که همه بر محور آن می گردند و در صورت اهمال و اخلال در انجام آن، مضمحل (می شوند) و از میان می روند. از این جهت، مدح و ترغیب به آن، در آیات و اخبار به کرات آمده (است) که عاملین به آن صالحین و تارکین آن ملعون معرفی شده اند.

پیام متن:

1. تبیین حق نظارت فرد بر اجتماع؛

2. استفاده درست از آزادی های فردی؛

3. پی آمدهای منفی ترک امر به معروف و نهی از منکر.

مفهوم شناسی و پیشینه امر به معروف و نهی از منکر

قدمت امر به معروف و نهی از منکر به زمان آفرینش حضرت آدم برمی گردد. نخستین انسان روی زمین، دعوت کننده به نیکی ها بود و پس از وی نیز پیام آوران وحی و پیروان مؤمن شان در انجام این فریضه مهم کوشیدند و برای منکرزدایی، دشواری ها را تحمل کردند و هزینه های جانی و مالی بسیار دادند. در روزگار ما امام خمینی رحمه الله ، مردم را به انجام این وظیفه الهی فراخواند و در حال حاضر نیز رهبر فرزانه انقلاب همگان را به اجرای این فریضه الهی سفارش می کند:

همه باید امر به معروف و نهی از منکر بکنند، هم مسئولیت شرعی و هم مسئولیت انقلابی و سیاسی شماست. امر به معروف هم مثل نماز واجب است.

معروف، در لغت به معنی «شناخته شده»، از ماده عرف و منکر، به معنی «ناشناس» از ماده انکار است. بر این اساس، کارهای نیک. اموری شناخته شده و کارهای زشت و ناپسند، اموری ناشناس معرفی شده اند؛ چه اینکه فطرت پاک انسانی با دسته اول آشنا و با دسته دوم ناآشناست.

پیام متن:

1. پیامبران، اولین آمران به معروف و ناهیان از منکر؛

2. مفهوم شناسی این دو واژه.

امر به معروف و نهی از منکر، در قرآن

آیات زیادی درباره اهمیت این دو وظیفه مهم و بزرگ اجتماعی وارد شده است که ما تنها به برخی از آنها اشاره می کنیم. در سوره آل عمران آمده است:

باید از شماها گروهی وجود داشته باشند که مردم را به نیکویی و خیرفراخوانند و به معروف امر کنند و از منکر باز دارند و آنان رستگارانند. (آل عمران: 104)

از این آیه استفاده می شود که امر به معروف و نهی از منکر، دو مرحله دارد: یکی مرحله فردی که هر کس باید به تنهایی وظیفه نظارتی خود را انجام دهد و دیگری مرحله همگانی و دسته جمعی که در این حال، همه مردم موظفند برای پایان دادن به نابسامانی های اجتماعی دست به دست هم بدهند و با یکدیگر همکاری کنند. در نوع اول که جنبه فردی دارد، شعاع آن محدود به توانایی فرد است، ولی در نوع دوم چون جنبه گروهی دارد و شعاع قدرت آن وسیع است، طبعا از شئون حکومت اسلامی به شمار می آید. این دو شکل از فراخوانی، یعنی مبارزه با فساد و دعوت به سوی حق، از شاهکارهای قوانین اسلامی است و لزوم تشکیل یک گروه نظارتی بر وضع اجتماعی و سازمان های حکومت را مشخص می سازد.

در این باره در سوره مائده، این کریمه قرآنی به چشم می خورد:

چرا دانشمندان و عالمان دین، آنان (مردم) را از سخنان گناه آلود و خوردن مال های نامشروع بازنمی دارند؛ چه زشت است کاری که می کنند. (مائده: 63)

در آیه ای از سوره توبه هم آمده است:

مردان و زنان مؤمن، دوستان و هواداران یکدیگرند. امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نماز را برپا می دارند و زکات می دهند و از خدا و پیامبر فرمان برداری می کنند. خداوند آنان را مورد رحمت قرار دهد که خدا عزیز و حکیم است. (توبه: 71)

افزون بر این آیات، آیه 17 سوره لقمان، آیه 157 سوره اعراف، آیات 40 و 41 سوره حج و آیه 110 سوره آل عمران، بر اهمیت این دو فریضه الهی تأکید دارند که با توجه به این رهنمودها، لازم است در سایه آموزه های قرآنی و احیای امر به معروف و نهی از منکر، شادابی و نشاط معنوی بیش از پیش به کالبد جامعه دینی دمیده شود.

پیام متن:

1. امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه ای فردی و همگانی؛

2. دعوت دانشمندان و عالمان دینی به فریضه امر به معروف و نهی از منکر؛

3. دست یابی به وحدت و هم بستگی، در پرتو فریضه امر به معروف و نهی از منکر.

امر به معروف و نهی از منکر، در روایات

افزون بر قرآن مجید، احادیث زیادی در منابع معتبر اسلامی درباره این دو وظیفه مهم و حیاتی وارد شده است و این، نشان از ارزش و اهمیت این دو مسئله از دیدگاه امامان معصوم علیهم السلام دارد. برای نمونه، امام باقر علیه السلام می فرماید:

امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و شیوه صالحان است. فریضه بزرگی است که با آن فریضه های دیگر به پا داشته، راه ها امن و کسب و کارها حلال می شود. آنچه به ستم ستانده شده (است) به صاحبان آن باز گردانده می شود، زمین ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته و امر پا برجا می شود.

در روایتی دیگر، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله انجام این دو فریضه را مایه سعادت و برکت می شمارد و بیان می کند:

امت من مادام که امر به معروف ونهی ازمنکر کنند و یکدیگر را بر نیکی یاری دهند، در خیر به سرخواهند برد و چون چنین نکنند، برکت ها از آنان برداشته می شود و برخی به برخی دیگر تسلط می یابند و برای آنان، نه یاوری زمینی و نه آسمانی خواهد ماند.

حضرت علی علیه السلام نیز جایگاه این دو فریضه را این گونه نشان می دهد:

«تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر، چون قطره ای است در مقابل دریای پهن و ژرف».

پیام متن:

1.امر به معروف و نهی از منکر، قوام بخش دیگر فریضه ها؛

2. اجرای این دو فریضه، مایه رحمت و برکت؛

3. ارجمندی و والایی این دو فریضه در میان کارهای نیک.

ترک امر به معروف ونهی از منکر، عاملی برای سقوط تمدن ها

آنچه بیش از پی ریزی تمدن ها ضروری است، پایداری و پیش گیری از فروپاشی آنهاست. آیین رهایی بخش اسلام با توجه به این واقعیت، از آغاز پیروانش را با عوامل نابودی تمدن های پیشین آشنا ساخته و طرحی نوین برای جلوگیری از این سرنوشت شوم ارائه داده است.

امام علی علیه السلام در بخشی از سخنان حکیمانه خویش با استناد به قرآن کریم، بی تفاوتی آگاهان و ترک امر به معروف و نهی از منکر را، دلیل اصلی انحطاط دولت های گذشته معرفی می کند و برای جلوگیری از سقوط جامعه اسلامی مردم را به انجام این وظیفه که رمز پایندگی و بالندگی تمدن اسلام است، فرامی خواند و می فرماید:

... انّما هَلَکَ مَنْ کانَ قَبْلُکُمْ حَیْثُما عَمِلوُا مِنَ الْمَعاصی وَ لَمْ یَنْهَهُمْ الرّبانیُّونَ وَ الاَْخْبارُ عَنْ ذلکَ.

به درستی کسانی که پیش از شما هلاک شدند، گناهان را انجام دادند و دانشمندان و نیکان، آنها را از آن باز نداشتند ونهی از منکر نکردند.

بر این اساس، بنیاد تمدن اسلامی بر دوش همه انسان های مؤمن قرار دارد و مردم همه در حفظ ارزش های الهی مسئولند. زیر پا نهادن بخشی از این ارزش ها توسط یک فرد، هر چند امری بسیار کوچک جلوه می کند، به تدریج بر بنای استوار جامعه اسلامی ضربه می زند و سعادت و آرامش دیگران را نیز از بین می برد. برای مثال: سقوط اخلاقی در بخشی از جامعه، مانند بیماری واگیردار کم کم به دیگران نیز سرایت و دیگر بخش های جامعه را آلوده می کند. بنابراین سکوت در برابر مفاسد، اشتباه و گناه است، حتی اگر تنها از سوی یک نفر رخ دهد. این حقیقت را قرآن کریم در ضمن آیه ای کوتاه چنین بیان می کند:

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ شَدیدُ الْعِقابِ. (انفال: 25)

از فتنه ای که تنها به ستم کاران شما نمی رسد، بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است.

بدین ترتیب، مبارزه با فساد و انحراف و سپس دعوت و راهنمایی به کارهای نیک، ضرورتی انکارناپذیر است و برخلاف گمان برخی افراد ناآگاه، دخالت در زندگی دیگران نیست و با آزادی شخصی آنان منافات ندارد. زیرا آزادی حقیقی، از دیگران سلب آزادی نمی کند و منافع دیگران را به خطر نمی اندازد. بر این اساس، کسی هم که امر به معروف و نهی از منکر می کند، از حقوق خود و جامعه که با افراط و انحراف مفسدان به خطر می افتد، دفاع می کند که در واقع، امری پسندیده و عقلانی است.

پیام متن:

1. ترک امر به معروف ونهی از منکر، عامل نابودی تمدن ها؛

2. نکوهش بی تفاوتی در برابر گناه و انحراف دیگران؛

3. امر به معروف، ضرورت و وظیفه ای همگانی.


برچسب‌ها: احیای حیات جامعه در پرتو امر به معروف و نهی از منک
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:59 بعد از ظهر | لينک ثابت |

حکمت های دهگانه للقمان درقرآن 4و 5 - امر به معروف و نهی از منکر

چهارمین و پنجمین حکمت لقمان مساله امر به معروف ونهی از منکر است، چنان که از زبان او خطاب به پسرش می خوانیم:

«... وامر بالمعروف وانه عن المنکر; پسرم! امر به معروف ونهی از منکر کن » (1) این دستور، از دستورهای بسیار مهم است که برای توضیح آن، نظر شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:

معنی معروف و منکر و اقسام و مراحل آن

واژه معروف در اصل هر کار نیکی است، که علاوه بر نیکی، انجام دهنده اش آن را به این وصف بشناسد، یا توسط دیگری به این عنوان شناسانده شود. بعضی گفته اند: «معروف یعنی شناخته شده، چرا که فطرت پاک انسانی با آن آشنا است، و ضد آن منکر است که به معنی ناشناخته می باشد. بهترین راه برای شناخت معروف و نیکی، مراجعه به شرع مقدس است، که همان عقل خارجی است. چنان که عقل در نهاد انسان، شرع داخلی است، بنابراین، هر چیزی را که شارع مقدس اسلام به آن امر کرد، و مسلمانان را به انجام آن ترغیب نمود، همان معروف است. روی این حساب ما در شناخت معروف، باید به دستورهای واجب یا مستحب دین اسلام مراجعه کنیم. ونیکی آن را از نظر دین احراز نماییم.

و در قرآن و روایات صدها و هزارها مصداق معروف ذکر شده است، مانند: ایمان، تلاوت قرآن، تفکر و اندیشیدن، توکل و اعتماد بر خدا، صبر و شکیبایی، پرهیزکاری، پیروی از خدا و رسول، پیشی گرفتن برای تحصیل علم و کارهای نیک، انفاق، فرو بردن خشم، عفو و بخشش، احسان و نیکی، اطمینان به صحت وعده ها، توبه، سیر در زمین و توجه و عبرت گیری، جهاد و پیکار، شهادت در راه خدا، عدالت، شکر خدا، دعا کردن، استقامت وایستادگی، بردباری، خوش اخلاقی، مشورت، آموزش قرآن ودانش، صراحت و قاطعیت در بیان حق، تحمل آسیب ها و گرفتاری ها، ذکر خدا، نماز، روزه، حج، هجرت، استقامت در راه حق، مرابطه و مرزداری، صدقه و راستی، امانت داری، تقیه در موارد خود، دوستی با دوستان خدا، و دشمنی با دشمنان خدا، وفای به عهد، عفت، شجاعت، سخاوت، دوستی و اتحاد با شایستگان، قیام و انقلاب برای تحقق آرمان های مقدس، عمل صالح، یاری دین، آمادگی برای دفاع از حق، استفاده بهینه از وقت، دعا و مناجات، رازداری، حساب گری، خشنودی به رضای خدا، آشکار ساختن حق، گمان نیک، دفاع از مظلوم، صله رحم، نیکی به پدر و مادر، نیکی به همسایه، ادب در برابر استاد، حق شناسی، تدبر در قرآن، اخلاص، یاد مرگ و معاد، تلاوت قرآن، قرض الحسنه دادن، یاری کردن مؤمن، وساطت برای تحقق ازدواج بین زن و مرد و...

اما واژه منکر، در اصل به معنی کار بدی است که همان کار، حرام یا زشت و مکروه می باشد، که از نظر فطرت، ناشناخته، و غریب و ناهماهنگ است.

بنابراین نهی ازمنکر بر دو گونه است: نهی از منکر واجب، نسبت به کارهای حرام، و نهی از منکر مستحب نسبت به کارهای مکروه. امر به معروف نیز بر دو گونه است: امر به معروف واجب نسبت به واجبات، و امر به معروف مستحب نسبت به مستحبات.

حضرت امام خمینی قدس سره الشریف در این راستا می فرماید:

«آنچه عقلا یا شرعا واجب است، امر به آن واجب است و آنچه از نظر عقل زشت است و از نظر شرع حرام است، نهی از آن، واجب است، و آنچه مستحب است، امر به آن مستحب بوده، و آنچه مکروه است، نهی از آن، مستحب می باشد.» (2)

مصداق های منکر بسیار است، مانند:

کفر، قتل نفس، گناه، جهل و نادانی، دوستی با نااهلان، ضعف اراده، اصرار بر گناه، سستی و بی حالی، اندوه بیجا، ظلم و ستم، اطاعت از کافران، کشمکش و نزاع با مؤمنان، توجه به تبلیغات باطل، راضی شدن به ظلم، کتمان حق، فروختن دین و حق به دنیا، حب تعریف بدون عمل، گمان بد، دروغ، خیانت، غیبت، عهدشکنی، انکار غیب، نمامی، زخم زبان، تهمت، ترس از کفار و منافقان، سازش با بیگانگان سلطه گر، انفاق در راه باطل، تقویت و امضای ناحق، فتنه جویی، بدعت گذاری، حسد، تکبر، حرص، تبهکاری، بازداشت مردم از راه حق، قطع رحم، بی احترامی به پدر و مادر، ترسو بودن، عدم تدبر در قرآن، مخالفت با پیامبر (ص)، ریاکاری، پشت به دین کردن و...

براساس دلایل شرعی، از قرآن و سنت و اجماع و عقل در موارد عادی، وجوب امر به معروف و نهی از منکر، بستگی به چهار شرط دارد که عبارتند از: دانستن معروف و منکر، به این که از نظر شرع، نیک و مورد پسند، یا بد و ناپسند است، 2- احتمال تاثیر 3- اصرار طرف مقابل در ترک معروف و انجام گناه 4- امر به معروف و نهی از منکر موجب ضرر جانی یا ناموسی به امر به معروف ونهی از منکر کننده یا مؤمن دیگر نشود. ولی در مواردی که اساس اسلام در خطر است، در آنجا وجوب امر به معروف و نهی از منکر نیاز به این شرایط ندارد، و باید به آن اقدام کرد، گرچه باعث کشتن و یا زیان های خطرناک دیگر می شود، مانند امر به معروف ونهی از منکر حضرت امام حسین (ع) که منجر به ماجرای کربلا و شهادت او و یارانش، واسارت عزیزانش گردید.

مساله مهم دیگر که در کتب فقهی به طور مبسوط بیان شده، مراحل امر به معروف و نهی از منکر است، که باید آن را دانست، و براساس آن عمل کرد، مانند: امر به معروف و نهی از منکر با قلب، سپس با زبان، سپس با عمل، و هر کدام از این مراحل دارای درجاتی، و تا هدف به وسیله درجه پایین تر محقق می شود، نوبت به درجه بعدی نمی رسد. بر همین اساس امر به معروف و نهی از منکر، دارای شکل های گوناگون از نرمش، خشونت، استدلال، مجادله نیک، و برخوردهای مختلف دیگر می باشد، باید روش های بهتر و اثر بخش تر را شناخت، و با همان روش ها امر به معروف و نهی از منکر کرد، تا نتیجه بخش گردد.

نگاهی به آیات قرآن و روایات

نظر به این که امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت به سزایی در به سازی و پاک سازی جامعه و فرد دارد، قرآن که یک کتاب کامل انسان سازی است، به آن اهمیت فراوان داده، و پیروانش را به توجه نظری و عملی به این دو فریضه بزرگ و سرنوشت ساز فراخوانده است. در قرآن گاهی به آن تشویق و ترغیب شده، وگاهی به سرنوشت شوم ترک آن پرداخته شده، و در موردی، آن را برای واجدین شرایط الزامی نموده و از ویژگی لازم مؤمنان برشمرده است و... در قرآن بیش از ده مورد سخن از امر به معروف و نهی از منکر به میان آمده (3) و باید توجه داشت که دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر، همچون نماز بر زن و مرد واجب است، و در این جهت فرقی بین زن و مرد نیست. (4)

در روایات اسلامی نیز به مساله امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت فراوان داده شده، و آن را از مهم ترین دستورهای الهی برشمرده است. این روایات را می توان به پنج گروه تقسیم کرد:

1- روایاتی که بیانگر وجوب و لزوم امر به معروف و نهی از منکر است و بر آن تاکید شدید نموده 2- روایاتی که حاکی از هشدار شدید بر ترک کننده آن است 3- روایاتی که به اهمیت فوق العاده آن اشاره می کند 4- روایاتی که مراحل آن را بیان می نماید 5- روایاتی که آثار درخشان آن را تبیین می کند، که در اینجا برای هر کدام، از این پنج گروه، در میان ده ها حدیث به ذکر یک روایت می پردازیم:

امام باقر (ع) فرمود: «ویل لقوم لا یدینون الله بالامر بالمعروف، والنهی عن المنکر; وای به حال ملتی که امر به معروف و نهی از منکر را روش دینی خود قرار نمی دهد و در اعتقاد به این دو تسلیم خدا نمی شود.» (5)

امیرمؤمنان علی (ع) فرمود: «فان الله سبحانه لم یلعن القرن الماضی بین ایدیکم الا لترکهم الامر بالمعروف والنهی عن المنکر; خداوند متعال پیشینیان را از رحمت خود دور نساخت، مگر به خاطر این که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند.» (6)

نیز فرمود: «و ان الامر بالمعروف والنهی عن المنکر لخلقان من خلق الله سبحانه، و انهما لایقربان من اجل، و لاینقصان من رزق; امر به معروف و نهی از منکر، دو صفت از صفات خدا هستند، این دو قطعا، نه مرگ انسان را نزدیک می کنند و نه از رزق انسان می کاهند.» (7)

و در عبارت دیگر می فرماید: «گروهی از مردم با دست (عمل) و زبان و قلب، به مبارزه با منکرات برمی خیزند، آنها همه خصلت های نیک را در خود جمع کرده اند، گروهی دیگر تنها با زبان و قلب نهی از منکر می کنند، این ها به دو خصلت نیک تمسک کرده اند، و یکی را از دست داده اند، گروهی دیگر تنها با قلبشان مبارزه می کنند، اما مبارزه با دست و زبان را ترک کرده اند، این گروه بهترین خصلت ها را از این سه ترک نموده و تنها یکی را گرفته اند، و گروهی دیگر نه به زبان و نه با دست و نه با قلب نهی از منکر می کنند: «فذلک میت الاحیاء، اینها در حقیقت مردگانی در میان زندگان هستند» . آنگاه فرمود: «و ما اعمال البر کلها والجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف والنهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی; و همه کارهای نیک و جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره ای است (مقدار آبی است که با یک دمیدن در دهان جمع شود) در مقابل دریای پهناور. » (8)

و در مورد آثار درخشان این دو فریضه الهی، امام باقر (ع) در ضمن گفتاری فرمود: «... بها تقام الفرائض و تامن المذاهب، و تحل المکاسب، و ترد المظالم، وتعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر; در پرتو امر به معروف و نهی از منکر، سایر فرایض و واجبات برپا می گردد، و راه ها امن می شود، و تجارت و کاسبی مردم، حلال گشته، وهرگونه ظلم و جور برچیده شده، و زمین آباد می گردد، و از دشمنان، انتقام گرفته گشته، و همه کارها رو به راه می شود.» (9)

نظارت عمومی و مساله آزادی

دستور امر به معروف و نهی از منکر، جامع ترین برنامه برای اصلاح جامعه، و مبارزه با فساد، و استقرار عدالت همه جانبه، ونیکی ها و ارزش ها است، این دستور اختصاص به گروه خاصی ندارد، بلکه همه در حدود توان خود، به انجام آن موظف هستند، بنابراین این دو فریضه، یک نوع نظارت همگانی و ملی برای حفظ کشتی جامعه از غرق، و رساندن آن به ساحل نجات است، و چنین کاری از نظر عقل، تدبیر، سیاست، و تمدن صحیح، کار بسیار شایسته و بجا است، و همانند نظارت عمومی در برنامه های پزشکی است که موجب پیش گیری از بیماری ها، و زدودن هرگونه بیماری، و نگهداری سلامت جامعه از خطرها می باشد.

بعضی از مدعیان آزادی، که کلمه مقدس آزادی را به غلط معنی می کنند، می گویند: بین امر به معروف و نهی از منکر با آزادی، تضاد وجود دارد، آیا به راستی چنین است؟

آزادی در همه فرهنگ ها حد و حدود و خط قرمزی دارد، هیچ کس نیست که آزادی مطلق را روا بداند، آزادی تا آنجا محترم است که موجب انحراف و سقوط جامعه و هرج و مرج و بی بندوباری نشود. آزادی معقول یعنی رفع موانع رشد و کمال، برای حرکت سالم به سوی تکامل است، موانع کمال همان دست اندازهایی است که باید با امر به معروف و نهی از منکر، و نظارت عمومی، برطرف گردد، و راه برای حرکت به سوی کمال صاف شود، بنابراین امر به معروف و نهی از منکر مکمل و یار تقویت کننده آزادی صحیح است. نظیر این شبهه در عصر پیامبراکرم (ص) نیز این شبهه القاء شد، پیامبر اکرم (ص) با ذکر مثالی روشن به آن پاسخ داده، فرمود: «اجتماع ما بسان یک کشتی است، سرنشینان کشتی تا آنجا آزادند که موجب هلاکت دیگران نشوند، هرگاه مسافری از این آزادی سوء استفاده کند و بخواهد با میخ یا تیشه ای کشتی را سوراخ نماید، همه مسافران با شدت به او اعتراض نموده و از او جلوگیری می نمایند، و با نهی از منکر خود، کشتی و سرنشینانش را از خطر حفظ می نمایند.» این کار یک موضوع کاملا عقلانی و فطری الزامی است، و ضد آن قطعا دیوانگی و خودکشی است، آیا آزادی به انسان اجازه می دهد که خودکشی کند یا دیوانگی نماید؟

مثال دیگر این که: افراد اجتماع همچون اعضاء یک پیکرند، اگر در پیکر انسانی، غده چرکینی پدیدار شد و در حال گسترش بود، هرگاه جراح متخصص آن غده چرکین را با جراحی بیرون آورد، می توان گفت کاری خلاف آزادی نموده است، با توجه به این که او با این کار سایر اعضاء را از خطر آن غده نجات داده است. (10)

نکته قابل توجه این که در مساله امر به معروف و نهی از منکر، در اسلام تعبیر امر و نهی شده، یعنی باید دخالت کرد و به طور جدی فرهنگ های باطل را از بین برد، و فرهنگ نیک الهی را جایگزین آن نمود.

پاسخ به دو سؤال قرآنی

در قرآن، گاهی آیاتی دیده می شود که گویی با مساله امر به معروف و نهی از منکر، تضاد دارند:

1- مثلا در آیه 105 سوره مائده می خوانیم: «یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم; ای کسانی که ایمان آورده اید، مراقب خودتان باشید، وقتی که شما هدایت یافتید، گمراهی گمراه شدگان به شما زیانی نمی رساند.» گرچه ظاهر این آیه بیانگر آن است که هر کسی باید به اصلاح خود بپردازد، در این صورت گمراهی گمراهان به او زیانی نمی رساند، بنابراین امر به معروف ونهی از منکر دیگران منتفی است. پاسخ آن که با توجه به آیات قبل و بعد از این آیه روشن می شود که این مورد مربوط به کافران لجوج و منافقان کوردل است، و این آیه ناظر به موارد علم به عدم تاثیر امر به معروف و نهی از منکر است، که در این صورت این دو فریضه واجب نیستند، و یا این که آیه می گوید: پس از امر به معروف و نهی از منکر، اگر کافران و منافقان نپذیرفتند، شما اگر خود را پاک نگهدارید، گمراهی آنها به شما زیانی نمی رساند.

2- آیه دیگر این که بعضی از شبهه افکنان می گویند: قرآن می فرماید: «ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکة; و خود را با دست های خود به هلاکت نیفکنید.» (11) ظاهر این آیه این است که انسان باید جان خود را حفظ کند، و خود را به هلاکت نیفکند، ولی در بعضی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر، خطر و ضرر وجود دارد، بنابراین در آن مورد نباید امر به معروف و نهی از منکر کرد.

پاسخ این که: اولا با توجه به صدر و ذیل آیه و شان نزول آن، به دست می آید که آیه مربوط به انفاق در راه خدا است، در آیات قبل سخن از جهاد با دشمن به میان آمده، منظور از این آیه این است که برای فراهم نمودن مقدمات جهاد، انفاق کنید، و با انفاق نکردن، و یا اسراف در انفاق، خود را به هلاکت نیندازید، و می توان گفت منظور از آن نهی از افراط و تفریط در هر چیزی از جمله انفاق است، اما آیات و روایاتی که می گوید: در راه نهی از منکر، خود را به زحمت و مشقت بیندازید، و با تحمل سختی ها، این فریضه الهی را ترک نکنید، در چنین کاری هلاکتی وجود ندارد، بلکه موجب پاداش های سرشار الهی و حتی سعادت شهادت خواهد شد، آیا شهادت هلاکت است؟ به عبارت دیگر در مساله قانون اهم و مهم، باید مهم را فدای اهم کرد، تحمل ضرر جزیی و زودگذر در برابر کسب منفعت بزرگ و همیشگی، هرگز هلاکت نخواهد بود. برای تکمیل این بحث و بررسی، نظر شما را به داستان جالب زیر جلب می کنیم:

روایت شده: اسلم بن ابی عمران گوید: ما در قسطنطنیه (اسلامبول فعلی در ترکیه) بودیم، عقبة بن عامر با مردم مصر حضور داشتند، و فضالة بن عبید با مردم شام در آنجا بودند، لشگر عظیمی از روم برای جنگ با مسلمین، به میدان تاختند، ما بی درنگ صف های خود را برای مقابله با آنها منظم کردیم، در این میان یکی از مسلمانان به قلب لشگر روم یورش برد، جمعی از مسلمین فریاد زدند: «این مرد با دست خود خود را به هلاکت افکند» (با این که در قرآن از چنین کاری نهی شده است) ابوایوب انصاری، صحابی معروف پیامبر (ص) برخاست و گفت: ای مردم! شما این آیه «ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکة » را پیش خود تاویل و تفسیر به رای می کنید، این آیه درباره ما گروه انصار نازل شده است، آنجا که وقتی خداوند دینش را پیروز کرد، و حامیان دین بسیار شدند، بعضی از ما محرمانه به یکدیگر می گفتیم اموال ما به هدر رفت، و خداوند متعال اسلام را پیروز نمود و طرفداران اسلام بسیار شدند، اگر ما اموالمان را برای خود نگه می داشتیم اکنون از آن استفاده می کردیم، در رد گفتار ما این آیه نازل شد: «وانفقوا فی سبیل الله ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکة; و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت نیفکنید.» بنابراین منظور از هلاکت، نگهداری اموال واصلاح آن برای خود و ترک انفاق در راه جنگ با دشمن است. (12)

لقمان و مساله امر به معروف و نهی از منکر

از ویژگی های سیره درخشان لقمان این بود که به مساله امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت بسیار می داد، همواره مردم را با نصایح حکیمانه و پرجاذبه خود به سوی راه هدایت فرا می خواند، و از انحرافات برحذر می داشت، از این رو بسیاری از نصایح او در کتاب های آسمانی و در زبان اولیای خدا، نسل به نسل نقل شده، و دین گرایان دنیا در هر عصر و مکان با اندرزهای عمیق او آشنا هستند، او بسیار موعظه می کرد، و لطیف سخن می گفت، از مثال های جالب و روشن برای فهم معانی استفاده می کرد، و مساله هدایت گری در سرلوحه برنامه هر روز و شب او بود. هم خود در عرصه های مختلف به امر به معروف و نهی از منکر می پرداخت، و هم سفارش می کرد که به این فریضه بزرگ اهمیت بدهند، چنان که به پسرش نیز این سفارش مهم را نمود.

پی نوشت ها:

1. سوره لقمان، 17.

2. تحریرالوسیله، ج 2، ص 463.

3. مانند آیه 3 سوره عصر، آیه مورد بحث (لقمان - 17)، آیه 199 و 157 اعراف، آیه 163 و 166 همین سوره، آیه 104 و 110 و 113 و 114 آل عمران، آیه 41 حج، آیه 71 توبه و 111 و 112 همین سوره.

4. چنان که در آیه 71 توبه به این مطلب تصریح شده است.

5. وسائل الشیعه، ج 11، ص 392.

6. نهج البلاغه، خطبه 192.

7. همان، خطبه 156.

8. همان، حکمت 374.

9. وسائل الشیعه، ج 11، ص 395.

10. این مساله همان است که در قرآن می خوانیم: «واتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خآصة; از بلاهایی بترسید وبرحذر باشید که هنگامی که وارد شد، تنها دامنگیر گنهکاران نمی شود، بلکه گنهکار و بی گناه در دامن آن می سوزند.» (انفال - 25)

11. بقره، 195.

12 . تفسیر الدر المنثور، طبق نقل تفسیر المیزان، ج 7، ذیل آیه 195 بقره.


برچسب‌ها: حکمت های دهگانه للقمان درقرآن 4و 5, امر به معروف و نهی از منکر
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:58 بعد از ظهر | لينک ثابت |

اصلاح و احیاء در فرهنگ اسلامی

در مقاله: (کالبدشکافی مفهوم اصلاحات در فرهنگ اسلامی) از مفهوم اصلاح سخن گفتیم و یادآور شدیم: اصلاح, تلاش, تکاپو, پویش و خیزشی همه سویه, فراگیر, گسترده و در برگیرنده همه زوایای زندگی اجتماعی و فردی امت اسلامی, برابر معیارهای اسلامی است.

به این نکته نیز اشاره داشتیم: گفت وگو در همه گونه های اصلاح, نقش آفرین و برای جامعه ما, کارساز و کارگشاست. با گفت وگو, اصلاح و گونه های آن, شناخته می شود, مرز اصلاح و افساد, نمایان می گردد و ابهامها از بین می رود, دیدگاههای قوی و برهانی, زمینه طرح می یابند و اصلاح گران از آن الگوی راه, حرکت و جهت گیری می گیرند.

ولی آنچه تا کنون در کانون توجه قرار دارد و در ادبیات سیاسی امروز, مجال طرح یافته است, مفهوم اجتماعی آن; یعنی به هنجار آوردن ناهنجاریها و اصلاح تباهیها, نارواییها و فسادها و کژیها است.

در این گفتار, همان گونه که در پایان مقاله (کالبدشکافی…) وعده دادیم برآنیم, بستگی و رابطه اصلاح, احیاء و امربه معروف و نهی از منکر و خدمت را بنمایانیم, تا شاید پاسخی باشد برای پاره ای از ابهام آفرینیها و شبهه افکنیها.

این بحث, از آن روی, اکنون جای طرح و پژوهش دارد که شماری تلاش می ورزند برای حرکتها و نهضتهای اجتماعی, سیاسی, دینی جهان اسلام بویژه در چند قرن اخیر, چهارچوبها و قالبهایی بسازند و آنها را در این قالبها و چهارچوبها بریزند و ادامه دهند و به نتیجه ای که می خواهند برسند.

در این تلاش, از اصلاح, احیاء, امربه معروف و نهی ازمنکر, معناهای خاصی ارائه شده و کسان و گروههایی اصلاح طلب نامیده شده و خود و حرکت آنان بزرگ جلوه داده شده است که برابر تعریف دقیق از اصلاح و اصلاح گری حرکت اینان و این گروهها, ارتجاعی و گردانندگان این جریانها افسادگر بوده اند, نه اصلاح گر.از دیگر سوی, کسان و گروههایی از دایره اصلاح طلبی خارج گردیده و یا حرکت و تلاش آنان کم رنگ جلوه داده شده که اصلاح طلب واقعی بوده اند.

ییا کسانی احیاءگر لقب داده شده و به بزرگ نمایی آنان, برای هدفهای خاص پرداخته شده است که با دقت و ژرف کاوی در معنای احیاء و احیاء گری, می بینیم که در این مقیاس نمی گنجند.

دائره امربه معروف و نهی از منکر, بسیار تنگ گرفته شده و این اصل بنیادین, ستم سوز, ستم برافکن و رهایی بخش انسانها از سیطره بیداد و پیرایش گر جامعه اسلامی از هر بدی و پلیدی, از جلوه افتاده و آن در مسائل عبادی محدود گردیده است.

در حالی که در آیات و روایات, پیامبران بزرگ و پیامبرعظیم الشأن اسلام(ص) و ائمه(ع) و اولیای خدا و بزرگان دین, اصلاح گر واحیاء کننده دین و آمر به معروف و ناهی از منکر خوانده شده اند, شماری از نویسندگان و به اصطلاح روشنفکران, کسانی را اصلاح گر و محیی دانسته و برشمرده اند که هماهنگی با هدفها و آرمانهای پیامبران بزرگ و ائمه اطهار ندارند; از این روی, ما در این نوشتار, به گونه خلاصه و فشرده,اصلاح, احیاء و امربه معروف و نهی از منکر را برابر معیارهای اسلامی, معنی می کنیم و الگوهایی را هم می شناسانیم. به این امید که این گام کوچک, پاره ای از ابهامها را برطرف سازد و ما را در برابر وارونه گوییها, کتمانها, تحریفها و غرض ورزیها, با نام: بررسی تاریخی, ارائه تحلیل نوین, جریان شناسی فکری فلسفی, بررسی و تحلیل جنبشهای اسلامی و اصلاح گرای و اصلاح طلبی در جهان اسلام و… هوشیار سازد و کسانی را مانند سِرسید احمد خان هندی, ملکم خان و از گروهها و فرقه ها و جریانها, مانند: وهّابیت و… را به عنوان شخصیتها و جریانها و گروههای اصلاح گر, بر ذهن و اندیشه جوانان و نسل نوخاسته ما بار نکنند و به جای الگوهای راستین, الگو

های دروغین را فراراه آنان قرار ندهند.

اصلاح گری در جهان اسلام, نشانه ها , ویژگیها و شاخصه هایی دارد که از دیگر حرکتها باز شناخته می شود, از جمله:

1. مبارزه برابر با معیارهای اسلامی, با خودکامگی و استبداد.

2. تلاش همه سویه در راه پیوند دین و سیاست.

3. تلاش برای فراگیری دانشها و فنهای جدید.

4. بازگشت به اسلام راستین و مبارزه با خرافات و پیرایه ها.

5. ایمان و اعتقاد به مکتب.

6. مبارزه با استعمار سیاسی, اقتصادی و فرهنگی .

7. تلاش برای یگانگی و وحدت جهان اسلام.

8. دمیدن روح جهاد به کالبد جامعه اسلامی.

9. مبارزه با خودباختگی در برابر غرب.

و…

برابر معیارهای اسلامی و این هدفها و آرمانهاست که اصلاح گر بزرگ جهان اسلام, سیدجمال الدین اسدآبادی, با افکار و اندیشه های سِرسید احمدخان هندی که قهرمان اسلامی اصلاح درهند به شمار می رفت در افتاد. زیرا سیدجمال دید, سیداحمدخان سعی دارد مسائل ماوراء طبیعی را به نام و بهانه علم, توجیه طبیعی کند, از غیب و معقول تعبیر محسوس و مشهود ارائه دهد, معجزات را که در قرآن نص و صریح است, به شکلی رنگ عادی و طبیعی دهد, مفاهیم آسمانی قرآن را (زمینی) جلوه دهد و….1

دکتر حمید عنایت, محقق و نویسنده معاصر می نویسد:

(اگر سید احمد خان,از اصلاح دین سخن می گفت, سید جمال, مسلمانان را از فریبکاری برخی مصلحان و خطرات افراط در اصلاح بر حذر می داشت. اگر سید احمدخان, ضرورت فراگرفتن اندیشه های نو را برای مسلمانان تاکید می کرد, سیدجمال بر این موضوع اصرار داشت که اعتقادات دینی, بیش از هر عامل دیگر, افراد انسان را به رفتار درست رهنمون می شود. و اگر سید احمدخان, مسلمانان را به پیروی از شیوه های نو در تربیت تشویق می کرد, سید جمال, این شیوه ها را طبعاً برای دین و قومیت مردم هند, زیان آور می دانست. بدین سان, سید جمال, که تا آن زمان به جانبداری از اندیشه ها و دانشهای نو, نامبردار شده بود, به هنگام اقامت در هند, در برابر متفکر نوخواهی چون سیداحمد خان, ناگزیر به پاسداری از عقائد و سنن قدیمی مسلمانان شهرت یافت. با این وصف, در این دوره نیز, از رأی پیشین خود, درباره ضرورت تحرک فکری دینی, روی بر نتافت.)2

اصلاح و احیاء

واژه شناسان, حیات را ضدّ مرگ, و واژه احیاء را به زنده کردن و زندگانی بخشیدن, معنی کرده اند.3

در آیات و روایات, حیات, مرحله های گوناگونی دارد: حیات گیاهی (حیات بخشیدن به طبیعت)4 حیات حیوانی5 (زنده کردن مردگان) حیات فکری, عقلانی و انسانی6 (هدایت گمراهان) افزون بر این, در قرآن , گاه, حیات به معنای حیات جاودان جهان دیگر,7 گاه به معنای علم و توانایی بی حدّ و اندازه, آمده است.8

پاره ای از آیات قرآن, به چندگونه از حیات اشاره دارند, از باب نمونه:

(و من احیاها فکانما احیا النّاس جمیعاً)9

هرکس به انسانی حیات بخشد, مثل این است که به همه مردم, حیات بخشیده است.

این آیه هم مصداق مادّی دارد, همانند نجات انسانی از غرق شدن, هم مصداق معنوی, همانند هدایت و راهنمایی انسانی و نجات او از فساد و گمراهی.

قرآن, پیروی از دستورهای پیامبر اسلام(ص) را مایه حیات مسلمانان می داند:

(یا ایّها الّذین آمنوا استجیبوا للّه و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم.)10

ای مؤمنان! چون خدا و پیامبرش شما را به چیزی که به شما زندگی بخشد, فرا خوانند دعوت آنان را بپذیرید.

آیه شریفه, دعوت پیامبر اسلام(ص) را دعوت به سوی حیات می داند: حیات معنوی و مادی.دعوت به جهاد, ایمان, قرآن, و بهشت, به عنوان مصداقهایی از حیات به شمار می آیند نه به عنوان تنها عامل حیات, چنانکه شماری از مفسّران پنداشته اند. محدود ساختن مفهوم آیه شریفه به موردهای یاد شده درست نیست; بلکه هر اندیشه و دستور و برنامه ای که از اسلام سرچشمه بگیرد, حیات و زندگی می آفریند.نکته درخور یادآوری این که: آیه شریفه به کسانی که دین را تنها امری معنوی و خارج از عرصه زندگی اجتماعی پنداشته اند, پاسخ گفته و اعلام می دارد: دین به همه زوایای زندگی انسان, حرکت و حیات می بخشد.

برای روشن تر شدن مفهوم (احیاء) در فرهنگ اسلامی, نگاهی می افکنیم به چند روایت:

امام علی(ع) مردم را در گاه رویارویی و برخورد با کارهای زشت و ناپسند, به چند گروه تقسیم می کند و سپس می فرماید: آن که در برابر کارهای زشت و ناپسند و به دور از هنجارهای اجتماعی, هیچ گونه واکنشی نشان نمی دهد:

(فذلک میّت بین الاحیاء)11

این چنین شخصی, مرده ای است در بین زنده ها.

در روایتی از آن حضرت می خوانیم: آن که صورت انسان دارد و قلبی بسان قلب حیوان, نه راه درست هدایت را می شناسد که از آن پیروی کند و نه گمراهی را که از آن دوری گزیند, مرده ای است در بین زندگان.12

یا می فرماید:

(الکذاب و المیّت سواء, لانّ فضیلة الحیّ علی المیّت الثقة به, فاذا لم یوثق بکلامه فقد بطلت حیاته.)13

دروغ گو و مرده, بسان یکدیگرند; زیرا برتری مرده بر زنده به این است که به او, اعتماد شود. پس هنگامی که به سخن کسی اعتماد نشود, حیات او از دست رفته است.

امام, در گوناگون سخنان, دانش, عدالت, ذکر خدا, دین و توحید را مایه حیات می شمارد:

می فرماید:

(اکتسبوا العلم یکسبکم الحیاة)14

علم فرا چنگ آورید, تا به حیات دست بیابید.

ییا می فرماید:

(العدل حیاة)15

یا می فرماید:

(الذکر نورُ العقل وحیاة النفوس و جَلاءُ الصدور.)16

ذکر خدا, روشنی عقل است و زندگی نَفْسها و پرواز سینه ها.

یا می فرماید:

(لاحیاة الاّ بالدّین….)17

زندگانی نیست مگر به دین.

یا می فرماید:

(التوحید حیوة النفس.)18

ییگانه دانستن حق تعالی, حیات حقیقی نفس است.

یا می فرماید:

(صحبة الولی اللّبیب حیاة الرّوح.)19

همنشینی با دوست عاقل, زندگانی روح است.

یا می فرماید:

(معاشرة ذَوی الفضائل حیوة القلوب.)20

نشست و برخاست با صاحبان فضائل, زندگی دلهاست.

یا می فرماید:

(مجالسة الحکماء حیاة العقول وشفاء النفوس.)21

همنشینی با حکیمان [صاحبان علم و عمل] حیات عقلها و شفای نفسهاست.

حضرت, در برابر, فقر بی دینی, نادانی, پیروی از هوای نفس و… را مرگ نام می نهد:

(الفقر موت الاکبر.)22

(الفقر من الدین موت الاحمر.)23

(الجاهل میت وان کان حیّا)24

(من امات شهوته احیی مروته.)25

و هشیار ترین و برترین مردم را کسانی دانسته است که: سببها و باعثهایی را که مایه حیات انسان می گردند, زنده گردانند و با باعثها و سببهایی که مرگ معنوی انسانها را در پی دارند, به ستیزی همه سویه بپردازند.26 بر همین اساس, آن بزرگوار, بهترین حاکم را حاکمی می داند که با ستم مبارزه و به احیای عدل بپردازد27, چرا که:

(عدل السلطان حیاة الرّعیة وصلاح البریّة.)28

عدالت حاکم, مایه حیات و صلاح مردم است.

ییا فرموده: عدالت, مایه حیات احکام دین است:

(العدل, حیاة الاحکام.)29

حضرت درباره امام زمان می فرماید:

(فیریکم کیف عدل السیره ویحیی میتة الکتاب والسّنة.)30

او عدالت را نشان شما خواهد داد که چگونه است و احکام قرآن و شیوه پیامبر(ص) را زنده خواهد کرد.

از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود:

(رحم اللّه عبداً احیا امرنا.

فقلت کیف یحیی امرکم؟

قال: یتعلم علومنا ویعلّمها النّاس فانّ النّاس لو علموا محاسن کلامنا لاتبّعونا.)31

خدا رحمت کند بنده ای را که امر ما را [ولایت] زنده کند.

راوی می گوید گفتم: چگونه امر شما را زنده کند.

فرمود: علوم ما را فرا گیرد و به مردم بیاموزاند. اگر مردم, زیباییهای سخنان ما را بدانند ما را پیروی خواهند کرد.

از آیات و روایات یاد شده, می توان نتیجه گرفت: حیات, به معنای جان بخشیدن به کالبد بی جان و بی روح است. از حیات گیاه تا حیات عقلانی و معنوی.

مقصود از احیای دین

ممکن است گفته شود: دین از آن جهت که دین است و فرستاده خداوند, نیازی به احیاء ندارد تا ما وظیفه داشته باشیم به احیای آن بپردازیم. بالاتر, براساس آیه شریفه: (یا ایّها الّذین آمنوا استجیبوا للّه وللرّسول اذا دعاکم لما یحییکم) این دین است که به ما انسانها حیات و زندگی می دهد, نه این که ما به دین حیات ببخشیم.

با توجه به سخن بالا, احیای دین به چه معناست؟

در پاسخ این پرسش می گوییم: درست است که دین زنده کننده ماست, ولی ما نیز وظیفه داریم که زنده کننده دین باشیم; این دو, ناسازگار با یکدیگر نیستند. همان گونه که آب, مایه حیات جسمانی ماست, ما نیز وظیفه داریم آب را از باعثها و سببهای آلودگی, که حیات آن را به خطر می اندازد, جلوگیری کنیم و تلاش ورزیم آن را سالم و پاک نگه داریم.

بله, دین حیات بخش است و هدف از رسالت پیامبران نیز, زنده کردن انسانها و جامعه های انسانی است, ولی چه بسا دین نیز, بر اثر سببها و باعثهایی دچار آلودگی و ناپاکی گردد. گاه احیاگر احساس می کند, دین در میان مردم به, چیزهایی بیگانه از دین در آمیخته و یا تحریف در آن راه یافته است و از درون, آفتها و خوره ها, آن را می کاهند و نَزار می سازند. در این هنگام, احیاگر, به احیاگری می پردازد و دین را از زواید می پیراید و با تحریف گران به مبارزه بر می خیزد و فرا یافته ها و آموزه های دینی را روشن می کند. گاه پاره ای از معارف و آموزه های دینی, در گردش روزگار, فراموش می شوند که احیاگر به تلاش بر می خیزد و آنچه را فراموش شده, فرا یاد می آورد.

دین اگر همگام با زمان به نیازهای جامعه پاسخ نگوید, بی گمان نفوذ و جایگاه واقعی خود را از دست خواهد داد.

احیاگر, با آگاهی از زمان و شناخت درست (حوادث واقعه), به دریافت و درآوردن احکام مورد نیاز جامعه, از منابع دینی می پردازد. احیای دین در این جا, به معنای همراه شدن با زمان و شناخت نیازهای بشری و بیرون آوردن حکم آن نیازها از دل نصوص دینی و منابع اسلامی است.32

افزون بر این, در آیات و روایات, هم دین مایه حیات و زندگی دانسته شده است و هم مسلمانان به احیای دین امر شده اند.

به پاره ای از آیات و روایاتی که بر این معنا دلالت داشت, در همین مقاله اشاره کردیم و در این جا, تنها به یک نمونه بسنده می کنیم:

علی(ع) در آخرین خطبه خود که مردم را برای جنگ با معاویه آماده می کرد, با آهی سوزان از شهادت یاران باوفای خود, همچون: عمّار, ابن تیهان, ذوالشهادتین, شهیدان پیکار صفین یاد کرد و از آنان, با عنوان احیاگران سنّت و شریعت و ستیزندگان با بدعت نام برد:

(اوه علی اخوانی الّذین تلوُوا القرآن فاحکموه وتدبّروا الفرض فاقاموه, احیوا السّنة واماتوا البدعة.)33

آه چقدر متأسفم بر درگذشت برادرانم, برادرانی که قرآن را خواندند, و در حفظ آن کوشیدند, واجب را به پاداشتند, پس از آن که در آن اندیشیدند, سنّت را زنده کردند و بدعت را میراندند.

در همین خطبه علی(ع) از عمالقه و فراعنه و حاکمان ستم, به عنوان کسانی که سنتهای پیامبران را میرانده و سنتهای ستمگران را زنده کردند, یاد کرده است.

براین اساس, اشکالی ندارد که ما وظیفه داشته باشیم, دین را احیا کنیم, دینی که خود, زنده کننده ماست.

احیای مسلمانان

گاه مسلمانان دچار سستی و رخوت می گردند, از اخلاق اسلامی, دانش و بینش فاصله می گیرند. در این هنگام, احیاگران با هدف احیای دینداران به پا می خیزند. قیام و نهضت سید جمال الدین اسدآبادی, از این گونه احیاگران بود. هر چند, هیچ گاه نمی شود کسی برای احیای دینداران و تواناسازی روحیه دینی آنان به پا خیزد, ولی در اصل تفکر دینی سخنی نگوید و نظری نداشته باشد; زیرا این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و هیچ یک را بدون دیگری نمی توان به سامان رساند. امّا گاهی تأکید بر یک بعد, بیش تر است و گاه تأکید بر سویی دیگر.

استاد شهید مرتضی مطهّری, جنبشهای اصلاحی در جهان اسلام را نوعی بیدارسازی و تجدید حیات در جهان اسلام می شمارد; چرا که مصلحان دردهای اجتماعی مسلمانان را بازگو کرده و راه اصلاح و چاره جویی را نیز نشان می دهند.34

همسان و نزدیک, یا دور و ناسان

براساس آنچه در مفهوم و کاربرد واژه اصلاح و احیاء بیان کردیم, تا اندازه ای روشن شد که این دو واژه در فرهنگ اسلامی, معنایی نزدیک به یکدیگر دارند. در متون دینی, از پیامبر(ص) و علی و دیگر ائمه(ع) به عنوان مصلح و محیی, هر دو, یاد شده است.

همان گونه که (احیاء) گاه فکری و دینی است و گاه اجتماعی, اصلاح نیز, گاه فکری و دینی است و گاه اجتماعی.

اگر دین به خرافه ها و پیرایه هایی آمیخته شد, یا تفسیرهای نادرستی از پاره ای آموزه های آن در جامعه رواج پیدا کرد و یا اگر بخشی از دین مسخ شد و یا در بوته فراموشی قرار گرفت, کسی که به خرافه زدایی بپردازد و نارواها را بپیراید, هر دو عنوان بر او صادق است: هم محیی و هم مصلح اگر جامعه ای از دانش و بینش و اخلاق اسلامی دور بیفتد و فاصله بگیرد, باید به مسیر درست برگردانده شود. کسانی که در این راه به تکاپو پردازند و با ناهنجاریهای اجتماعی به رویارویی برخیزند و علیه فقر, فساد, ستم و بی عدالتی قد برافرازند, برابر روایات رسیده از معصومان(ع) هم اصلاح گرند و هم احیاکننده.

از باب نمونه: همان گونه که عدالت مایه حیات مردم, دانسته شد, مایه اصلاح آنان نیز به شمار آمده است:

(الرّعیّة لایصلحها الاّ العدل.)35

مردم را اصلاح نمی کند, مگر عدالت.

یا:

(فی العدل صلاح البریّة.)36

صلاح مردم در عدالت است.

ممکن است عدالت حاکمان مراد باشد, همان گونه که در روایت دیگری آمده است37 و یا رفتار مردمان, به عدالت در میان خود باشد. در هر صورت در این روایات, عدالت مایه صلاح و اصلاح جامعه شمرده شده است.

همان گونه که مبارزه با رذیلتها و پستیهای اخلاقی و احیای برتریها و شایستگیها, در روایات, مرگ و حیات نامیده شده بودند, در باب اصلاحات نیز این چنین است. مبارزه با هواهای نفسانی بدیها و زشتیها اصلاح نامیده شده است.38 همان گونه که در روایاتی که در باب احیاء وارد شده, برترین مردم کسی بود که به احیای شایستگیها و برتریها بپردازد, در این جا نیز روایاتی داریم که برترین انسان را انسانی می داند که به اصلاح امور معنوی بپردازد.39

شماری بر این پندارند بین (اصلاح) و (احیا) فرقهای اساسی وجود دارد. اینان پنداشته اند: اگر مردم و اندیشه وران دینی, روح و جان دین و سمت گیری اصلی دین را دریافته باشند, ولی در لابه لای مجموعه عقاید و باورهایشان, لغزشها و اشتباه هایی باشد, این جا, جای اصلاح است. مصلح دینی, کسی است که می کوشد این اشتباه و لغزشها را به مسیر درست برگرداند. حتی اگر ناراستیها در جای جای باورهای دینی دینداران دیده شود; امّا سمت و سوی اندیشه آنان درست باشد, این جا نیز, جای اصلاح است.

امّا احیای دین, در جایی کاربرد دارد که دانشوران دین و مردم. در برداشت خود از دین برخطا باشند و از اساس راه را اشتباه بپیمایند. اگر در جامعه ای از اسلام جز اسمی و رسمی باقی نمانده باشد و مردم اهل ظاهر باشند و جوهر و روح دین که همان خدایی شدن و خدایی ماندن و حرکت به سوی قرب الهی است از کالبد دین رخت بر بسته باشد, این جا, جای احیاست نه اصلاح. در این جا وجود یک احیاگر ضرورت می یابد, تا روح و جان دین را به کالبد آن باز گرداند.40

به پندار اینان, اصلاح و احیاء, در ابعاد سیاسی, اجتماعی, اقتصادی و… نیز همین گونه است. یعنی در صورتی که خواهان حفظ ساختارهای اصلی نظام سیاسی, اقتصادی و… باشیم و به برطرف کردن پاره ای از کاستیها بسنده کنیم (اصلاح) نام دارد; ولی اگر خواهان دگرگونیهای اساسی در اصول و ساختارها باشیم (احیاء) نام دارد.41

به نظر می رسد که سخنان یاد شده, چه در رابطه با دین و چه در رابطه با اجتماع و نظام سیاسی, اقتصادی و… از درهم آمیختگی مفهوم اصلاح در فرهنگ اسلامی و اصلاح در فرهنگ و ادبیات سیاسی روز سرچشمه گرفته است وگرنه اصلاحات در فرهنگ اسلامی, همان گونه که یاد آور شدیم, در همه زوایای دین و ساختار نظام سیاسی اجتماعی امکان پذیر است. همه مواردی که نویسنده یاد شده پنداشته بود, تنها جای (احیاء) است و نه (اصلاح) و به عکس, مواردی را که پنداشته بود تنها جای (اصلاح) است نه (احیاء), درست نیست. احیاء و اصلاح, در همه مصداقهای یاد شده در فرهنگ اسلامی کاربرد دارد. از باب نمونه. پیامبر گرامی اسلام با این که با باورهای اصلی مشرکان کار دارد و اصل ساختار نظام حاکم بر آنان را نمی پذیرد, اما در روایات از او به عنوان مصلح یاد می شود و چنین است امام حسین(ع). یعنی او نیز که خواهان دگرگونی ژرف در همه زوایای جامعه اسلامی است, مصلح نامیده شده است.42

بنابراین, این پندار:

(در تاریخ اسلام اوّلین (محیی) حضرت سیدالشهداء حسین بن علی(ع) امام سوّم ماست.)43

سخنی سست بنیاد است. در تاریخ اسلام, نخستین احیاگر, خود پیامبر اسلام(ص) است. قرآن به روشنی این نکته را یادآور شده است: (استجیبوا للّه وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم.)44

پیش از بعثت, مردم در مردابی بزرگ گرفتار شده بودند. شرک و بت پرستی به جای توحید و خداپرستی, ارزشهای جاهلی و ضدانسانی, به جای ارزشهای انسانی و اسلامی و دیگر نظامهای جاهلی بر جامعه آن روز حاکم بود. در چنین روزگاری, پیامبر اسلام(ص) همانند نوری در تاریکی درخشید و در همه زوایای: مادّی, معنوی, فرهنگی, اقتصادی, سیاسی, اخلاقی و… انسانها را به زندگی و حیات واقعی فراخواند و پرچم احیاگری را برافراشت.

پس از او, علی به این مقام دست یافت و در روایات, به احیاگری نامبردار شد. خود آن حضرت, هدف از حکومت بر مردم را, احیاگری می داند و به ابن عباس, سفارش می کند: احیاگری را سرلوحه برنامه های حکومت خویش قرار دهد:

(امّا بعد; فلایکن حظّک فی ولایتک مالاً تستفیده ولاغیظا تشتفیه ولکنّ اماتة باطل واحیاء حقّ.)45

ای فرزند عباس! بهره تو از حکومت نباید مالی باشد که از آن استفاده کنی و نه خشمی که با امر و نهی شفا یابد; بلکه باید هدف تو نابودی باطل و زنده داشتن حق باشد.

علی(ع) حکومت را برای احیای حق و میراندن باطل می خواهد و حکومت را وسیله ای بیش نمی داند, آن هم برای اصلاح.

(اللّهم انّک تعلم انّه لم یکن الّذی کان منّا منافسةً فی سلطان ولا التماس شیءٍ من فضول الحطام ولکن لِنَرُدَّ المعالم من دینک ونظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک وتقام المعطّلة من حدودک.)46

خدایا تو می دانی, آنچه از ما رفت, نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیای ناچیز خواستن زیادت. بلکه می خواستیم نشانه های دین را به جایی که بود بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم, تا بندگان ستمدیده ات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع مانده ات, اجرا گردد.

امام در نامه ای به مردم مداین, خود و کارگزاران را احیاگران سنت پیامبر(ص) خوانده است:

(الا وانّ لکم علینا العمل بکتاب اللّه وسنّة نبیّه(ص) والقیام علیکم بحقّه واحیاء سنّته.)47

آگاه باشید که ما از سوی شما وظیفه داریم به کتاب خدا و سیره رسول خدا(ص) جامه عمل پوشیم, حق او را در میان شما بر پا داریم و سنّت او را زنده گردانیم.

در تفسیر قمی, در ذیل آیه شریفه: (من احیاها فکانمّا احیا الناس جمیعاً) آمده است:

(من انقذها من حرق او غرق… او کلفةٍ حتّی یستغنی, او اخرجه من فقر الی غنی….)49

کسی که انسانی را از سوختن و غرق شدن نجات دهد, یا بار دشوار زندگی را تا حدّ خودکفایی از دوشش بردارد, یا او را از فقر و تهیدستی برهاند و به مرز بی نیازی برساند.

در این روایت, تلاش در جهت رهایی مردم از سختی و دشواری و از تهیدستی و فقر, از مصداقها و نمونه های حیات بخشی شمرده است.

اصلاح اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر

اسلام, برای ماندگاری خود و جامعه ای که بر مبنای قانونها و آیینهای آن اداره می شود, اصلی را بنیان گذاشته به نام امر به معروف و نهی از منکر.

با این اصل و به اجراگذاردن آن و افشاندن عطر آن به هر کوی و برزن و به هر خانه و کومه و… راه بر بدیها, ناراستیها, کژیها, زشتیها, تباهیها و پلیدیها بسته می شود و بر خوبیها, زیباییها و راستیها گشوده.

معروف, هر نیکی را در بر می گیرد و مُنکر هر زشتی و بدی را.

هر کار, رفتار, حرکت, طرح و برنامه ای که جامعه را سالم نگه دارد و از متلاشی شدن جلوگیری کند و خوبیها را بگستراند و ریشه ستم را بسوزاند, ستمدیده را رهایی بخشد, گناه را از دامن جامعه بزداید و خیر و نیکی را برپا دارد, معروف است و هر کار, رفتار حرکت و سخنی که جامعه را آلوده سازد, زمینه متلاشی شدن آن را فراهم آورد, پراکندگی به وجود آورد, فساد و فحشاء را بگستراند, به گناه میدان بدهد و… مُنکر است.

حال ببینیم اصلاح مورد بحث ما, که همانا اصلاح اجتماعی باشد, با امر به معروف و نهی از منکر, چه بستگی دارد؟

آیا هر اصلاحی, مصداق امر به معروف و نهی از منکر است؟

یا, هر امر به معروف و نهی از منکری اصلاح است؟

اصلاح اجتماعی, سالم سازی جامعه از هر بدی است و ناهنجاریها را به هنجار در آوردن و جامعه را از بدیها و ناراستیها پیراستن.

این اصلاح, همان امر به معروف و نهی از منکر است. امّا امر به معروف و نهی از منکر, دایره بسیار گسترده ای دارد, هم مسائل بزرگ اجتماعی را در بر می گیرد و هم مسائل فردی را. بنابراین, اصلاح, شاخه ای از امر به معروف و یا مصداقی از آن است.

شهید مطهری در این باره می نویسد:

(اصلاح طلبی, یک روحیه اسلامی است. هر مسلمانی به حکم این که مسلمان است, خواه ناخواه, اصلاح طلب و یا لااقل, طرفدار اصلاح طلبی است; زیرا اصلاح طلبی, هم به عنوان یک شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلامی است. البته هر امر به معروف و نهی از منکری, لزوماً مصداق اصلاح اجتماعی نیست, ولی هر اصلاح اجتماعی, مصداق امر به معروف و نهی از منکر است. پس هر مسلمان آشنای به وظیفه, از آن جهت که خود را موظف به امر به معروف و نهی از منکر می داند, نسبت به اصلاح اجتماعی, حساسیت خاصی دارد.)50

امام حسین(ع) کار خود را اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر می داند. ایشان اصلاح اجتماعی و امر به معروف را یکی می گیرد و در کنار هم می آورد. دگرگونی نظام ستم, بر چیدن دستگاه فسادگستر, برگردان جامعه, به سنت پیامبر(ص) و راه و روش مولا علی(ع) و… را اصلاح می داند و مصداقی از اصل بنیادین امر به معروف و نهی از منکر:

(انّی لم اخرج اَشِراً و لابَطِراً ولامفسِداً ولا ظالماً وانّما خرجتُ لطلب الاصلاح فی اُمَّةِ جَدّی اُریدُ ان آمُرَ بالمعروف و أنهی عن المنکر واَسیرُ بسیرةِ جدّی وأبی.)51

قیام من, قیام فردی جاه طلب و کامجو و آشوبگر و مفسده انگیز و ستمگر نیست. من برای اصلاح امت جدم به پاخاسته ام. برآنم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جد و پدرم رفتار کنم.

امام علی(ع) مبارزه با فساد اموی و یاغی گریها, ستمها, پلیدکاریهای معاویه, را امر به معروف و نهی از منکر قلمداد کرده است.

آن حضرت, درگاه مهیا شدن برای درهم فرو کوفتن کانون فساد و تاراندن اهرمنان شام, به استانداران خود, نامه می نگارد و از کارهای ناشایست و ناهنجارآفرینیهای معاویه و هم پیالگان و همراهان وی پرده بر می دارد و مبارزه با آنها را از باب امر به معروف و نهی از منکر, لازم می شمارد.

به مخنف بن سلیم می نویسد:

(فاذا اتیت بکتابی هذا فاستخلف علی عملک اوثق اصحابک فی نفسک, واقبل الینا, لعلّک تلقی هذا العدو المحلّ فتأمر بالمعروف و تنهی عن المنکر و تجامع الحق و تباین الباطل, فانّه لاغناء بذلک ولابک عن اجر الجهاد وحسبنا اللّه ونعم الوکیل.)52

هرگاه نامه من به تو رسید, یکی از اصحاب مورد اعتماد خود را به جای خود برگمار و به سوی ما بیا, تا با این دشمن بی پروا روبه روشوی, به معروف فرمان دهی و از منکر بازداری, با حق گرایان باشی و از باطل گرایان, دوری گزینی.

ما و تو, هیچ کدام, از پاداش جهاد بی نیاز نیستیم. خدا ما را از هر کس دیگر, بی نیاز می کند. او بهترین وکیل و سرپرست است.

بسیاری از اصحاب بزرگ پیامبر(ص) و امامان(ع) مبارزه خود را علیه حاکمان ستم, تباهی آفرین, سنت شکن, تحریف گر, وارونه گر احکام و آیینهای اسلام, امر به معروف و نهی از منکر دانسته اند و خود را از تلاش گران در راه بر پادارندگی این اصل بلند و بنیادی.

ابوذر غفاری, با حاکم وقت به خاطر ناهنجارآفرینیها, بدعتها, سنت شکنیهای وی, در می افتد و به مبارزه بر می خیزد. او, این خیزش و حرکت و انتقاد را, امر به نیکیها, رواها, زیباییها و سنت راستین پیامبر(ص) و بازداشتن از بدیها, زشتیها, پلیدیها و نارواها و سنت شکنیها می داند.

این که مورد خشم حاکم قرار می گیرد و تبعید می شود, انتقام از خود نمی داند که انتقام از این اصل بلند و بنیادین می داند.53

مالک اشتر پس از آن که بدن مبارک ابوذر را در ربذه, غسل داد, کفن پوشاند, نماز گزارد, دفن کرد, در کنار قبر او ایستاد و گفت:

(اللّهم هذا ابوذر صاحب رسول اللّه, صلّی اللّه علیه وآله وسلم, عبدک و جاهد فیک ولم یبدّل ولکن رأی منکراً فغیّره بلسانه حتّی جفی ونفی وحرم ثمّ مات وحیداً غریباً. اللّهم, فانتقم ممن حرمه ونفاه من حرم رسول اللّه, صلّی اللّه علیه وآله وسلم.)54

پروردگارا, این ابی ذر, صحابی رسول خداست که تو را عبادت کرده و برای خشنودی و رضای تو به جهاد پرداخته و چیزی را دگرگون نساخته است. بلکه کار خلاف شرع را دیده و در برابر آن ایستاده و زبان به اعتراض گشوده است. بر او ستم روا داشتند, تبعیدش کردند و او در غربت جان سپرد. پروردگارا! از کسانی که ابوذر را از حرم رسول تو محروم ساختند و تبعیدش کردند, انتقام بگیر.

ابوذر, علیه بیداد برخاست. او, ناهنجاریها را بر نتافت و برای به هنجار درآوردن جامعه, گام در راه اصلاح گری و امر به معروف و نهی از منکرگذارد و جان خویش را در این راه فدا کرد و به مقام والایی رسید که پیامبر از او خبر داده بود.55 حرکت او را, که برابر معیار امر به معروف و نهی از منکر بود, امام علی(ع) تأیید کرد.55

مسلم بن عقیل, سردار بزرگ جبهه حق و یار باوفای خردمند امام حسین(ع) مبارزه با بنی امیه و فراخوانی مردم به بیعت با امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر قلمداد کرده است.56

امام موسی بن جعفر(ع) حسین بن علی, شهید فخ را به عنوان امرکننده به معروف و بازدارنده از منکر ستوده است.57

امر به معروف و نهی از منکر فریضه ای والا و به پادارنده دیگر فریضه هاست. بدون اجرای این مهم و پیاده شدن همه سویه آن, دیگر فریضه ها پا نمی گیرند و بسیاری از امور مهم اجتماعی, سامان نمی یابند و….

امام باقر(ع) می فرماید:

(انّ الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر, فریضةٌ عظیمه, بها تقام الفرائض… انّ الامر بالمعروف والنهی عن المنکر سبیل الانبیاء ومنهاج الصلحاء… وتأمن المذاهب وتحلّ المکاسب وتُـرُّد المظالم ویُعمر الارض وینتصف من الاعداء ویستقیم الامد.)58

امر به معروف و نهی از منکر, فریضه بزرگی است که دیگر فریضه ها به آن به پا می شوند… همانا امر به معروف و نهی از منکر, راه همه پیامبران است و شیوه همه صالحان, راهها, با آن امن می گردند, کسبها, با آن حلال و مظالم با آن, باز می گردد و زمین به آن آباد می شود. با آن می شود از دشمن انتقام گرفت و کارها را استوار کرد.

حال اگر کسی تلاش ورزد, این اصل بنیادین در جامعه پیاده شود و نسیم دل انگیز آن به همه زوایای جامعه وزانده شود, بی گمان, راه اصلاح گری را پیش گرفته و مصلح واقعی و حقیقی اوست.

اگر مقوله اصلاح در فرهنگ اسلامی و برابر معیارهای اسلامی به بوته بررسی گذاشته می شود, نباید امر به معروف و نهی از منکر, شرایط آن و ویژگیهای انجام دهندگان آن, از نظر دور داشته شود و کسانی اصلاح گر معرفی شوند که کارشان, برنامه شان, هدفها و آرمانهایشان, در مقیاس امر به معروف و نهی از منکر, که اصلاح مصداقی از آن است, نمی گنجد و برابر شرایط به این مهم نمی پردازند و ویژگیهای لازم را ندارند که مصلح, باید صالح باشد.


برچسب‌ها: اصلاح و احیاء در فرهنگ اسلامی
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:57 بعد از ظهر | لينک ثابت |

امر به معروف و نهی از منکر، از نگاهی دیگر

پیام امر به معروف و نهی از منکر

عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، بهترین نشانه اهتمام فرد به امور خلق و توجه به مسائل مهم زندگی برادران دینی است. امر به معروف و نهی از منکر، یعنی احساس مسئولیت کردن در برابر ارشاد و یاری دیگران و سکوت نکردن در برابر اشتباه و گرفتاری دیگران، بلکه به هدایت و مدد او شتافتن. خداوند در قرآن کریم از زبان حضرت لقمان، خطاب به فرزندش می گوید:

یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ اْلأُمُورِ. (لقمان: 17)

پسرم! نماز را برپا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و در برابر مصایبی که به تو می رسد، شکیبا باش؛ چون از کارهای مهم است.

لازمه امر به معروف و نهی از منکر، نفی خودخواهی و انحصارطلبی است. چنان که این رهنمود، به صراحت در آیات رحمانی آمده است:

وَ الْمُوءْمِنُونَ وَ الْمُوءْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُوءْتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطِیعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ. (توبه: 71)

مردان و زنان باایمان، ولیّ یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و از خدا و رسولش اطاعت می کنند. به زودی، خدا بر آنان رحمت خویش را ارزانی می دارد. همانا خداوند، توانا و حکیم است.

با توجه به این آیه، لازمه ایمان حقیقی، داشتن رابطه دوستی با دیگر مؤمنان و کمک و راهنمایی آنان است. لازمه علاقه مندی به یکدیگر، ارشاد یکدیگر به خوبی ها و انتقاد از بدی ها و زشتی هاست و لازمه ارشاد به معروف و انتقاد از منکر، برپایی نماز و گسترش معنویت و فرمانبرداری از خداوند و فرستاده خداوند و همچنین دستگیری از ضعیفان و مستمندان است و سرانجام، لازمه همه این امور، نزول رحمت های بی پایان خداوند است.

پیام متن:

امر به معروف و نهی از منکر، نوعی احساس مسئولیت در برابر ناتوانی و گرفتاری های دیگران و ارشاد و یاری آنان است.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

دلیل اهمیت امر به معروف و نهی از منکر، نقش اساسی آن در تحقق دیگر احکام دینی است. بی گمان، اجرای درست آن، اجرای دقیق احکام دینی را و ترک آن، فراموشی احکام دینی را درپی دارد. در کلامی از امام باقر علیه السلام در این باره می خوانیم:

به درستی که امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و شیوه صالحان است. وظیفه واجبی است که به وسیله آن دیگر واجبات برپا می شوند، راه ها امنیت پیدا می کنند، درآمدها حلال می شوند، مظالم بازگردانده می شوند، زمین آباد می گردد، از دشمنان انتقام گرفته می شود و کارها رو به راه می گردد.

زیاد بودن روایات پیشوایان دین درباره امر به معروف و نهی از منکر، نشان دهنده اهمیت فراوان این فریضه در میان دیگر ارزش های عملی اسلام است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند در برابر مؤمن ضعیفی که دین ندارد، خشمگین است». از آن حضرت پرسیده شد: منظور از مؤمن ضعیفی که دین ندارد، کیست؟ در پاسخ فرمود: «کسی که نهی از منکر نمی کند».

امام علی علیه السلام نیز به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام این گونه سفارش می کند:

به کار نیک امر کن و خود را در شمار نیکوکاران درآور و به دست و زبان، کارِ ناپسند را زشت شمار و از آن که کار ناپسند کند، با کوشش، خود را دور بدار. در راه خدا بکوش، چنان که شایسته است و از سرزنش ملامت گرانت بیمی نیاید.

بنابراین، کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نزد خداوند، عزیزتر و بزرگوارتر از دیگران هستند.

پیام متن:

اجرای امر به معروف، سبب احیای احکام دینی و تقرب انجام دهنده آن به پروردگار است.

امر به معروف، وظیفه همگانی

همه مسلمانان در همه جای جهان، مشمول حکم امر به معروف و نهی از منکر هستند و این، وظیفه گروهی خاص نیست، بلکه در حقیقت، نوعی نظارت همگانی است. همچنین این حکم را می توان در همه زمان ها در قالب گفتار و رفتار به اجرا درآورد و به افرادی خاص و اندک برنمی گردد، بلکه همه افراد را دربرمی گیرد، به گونه ای که در حکومت اسلامی، در صورت مشاهده لغزش و انحراف حاکمان، می توان آنان را نیز با وظایفشان آشنا ساخت. در متون اسلامی هیچ یک از عبادت ها و اعمال شایسته به جز امر به معروف و نهی از منکر، به عنوان عامل برپایی دین و ضامن بقا و استمرار شریعت معرفی نشده است. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید:

قِوامُ الشَّریعَةِ الْأَمْرُ بالمَعروفِ و النَّهْیُ عَنِ المُنْکَرِ.

برپایی شریعت و نظام دین در امر به معروف و نهی از منکر است.

حضرت علی علیه السلام در کلامی دیگر، با مقایسه ای شگفت انگیز میان امر به معروف و نهی از منکر و دیگر اعمال همچون جهاد در راه خدا می فرماید:

وَ ما أعْمالُ البِرِّ کُلُّها وَ الجِهادُ فی سَبیلِ اللّه ِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ اِلاّ کَنَفْثَةٍ فی بَحْرٍ لُجِّیٍّ.

تمامی اعمال ارزشمند حتی جهاد در راه خدا، در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر، چیزی افزون بر قطره در برابر دریایی عمیق و مواج نیست.

پیام متن:

1. امر به معروف را می توان درباره همه افراد، در همه زمان ها و در زمینه همه احکام اسلامی به اجرا درآورد و شریعت را قوام داد.

2. همه اعمال نیک در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر، همانند قطره ای در برابر دریاست.

شرایط امر به معروف و نهی از منکر

شناخت معروف و منکر، از مهم ترین شرایط امر به معروف و نهی از منکر است. کسی که معروف و منکر را نشناسد، نمی تواند به درستی به آن عمل کند. همچنین احتمال اثرگذاری مثبت این عمل بسیار مهم است؛ زیرا هدف آن، برپایی معروف ها و پیش گیری از منکرهاست. یکی دیگر از شرایط این است که یقین بیابیم فرد خطاکار بر انجام دادن منکر و نادیده گرفتن معروف اصرار دارد. حال اگر خود فرد یا سازمانی متوجه خطا و انحرافش شد و در اصلاح خویش کوشید، دیگر محلی برای امر به معروف و نهی از منکر نیست.

اهمیت شناخت افراد از معروف و منکر و آگاهی به شیوه های امر و نهی و ضرورت به کار بستن این راه ها را می توان از روایات پیشوایان بزرگوار اسلام دریافت، آنجا که افراد ناآگاه از معروف و منکر را از عمل به این دو فریضه بزرگ بازداشته اند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید:

مَنْ عَمِلَ عَلی غَیْرِ عِلْمٍ کانَ ما یُفسِدُ أَکْثَرَ مِمّا یُصْلِحُ.

کسی که جاهلانه دست به اقدامی بزند، مفاسد کارش بیشتر از مصالح آن خواهد بود.

مسلّم است که این سخن به معنای مکلّف نبودن کسانی نیست که خیر و شر را به خوبی نمی شناسند و روش های صحیح امر به معروف و نهی از منکر را نمی دانند. آنان نیز موظفند ابتدا خود را در این زمینه تقویت کنند و تکامل بخشند. آن گاه به اجرای واجب الهی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر اقدام کنند.

پیام متن:

شناخت معروف و منکر، ارزیابی احتمال اثرگذاری امر به معروف و نهی از منکر، از شرایط مهم امر به معروف و نهی از منکر است.

هماهنگی در گفتار و کردار آمر و ناهی

یکی از بدیهی ترین اصول در امر به معروف و نهی از منکر، این است که شخص آمر و ناهی باید ابتدا به آنچه امر می کند، عمل کند و از آنچه نهی می کند، بپرهیزد. کسی که خود، رغبتی به کسب فضیلت های اخلاقی ندارد و از رذیلت ها نیز چندان روی گردان نیست، نمی تواند از دیگران توقع داشته باشد که به امر او، به سوی فضیلت ها رو کنند و با نهی او اصلاح شوند.

برای اثربخش بودن سخن آمر و ناهی بر دیگران، باید قول و فعل او با هم هماهنگی داشته باشد. خداوند نیز در نکوهش این ناهماهنگی می فرماید:

أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَفَلاتَعْقِلُونَ. (بقره: 44)

آیا مردم را به نیکی فرامی خوانید و خودتان را فراموش می کنید. با اینکه شما کتاب آسمانی (تورات) را می خوانید، چرا نمی اندیشید؟

خداوند در آیه ای دیگر با عتاب قرار دادن مؤمنان غیرعامل می فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مالاتَفْعَلُونَ، کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا مالاتَفْعَلُونَ. (صف: 2 و 3)

ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا سخت ناپسند است سخنی بگویید که عمل نمی کنید.

پیشوایان معصوم نیز همواره به پیروان خود، تبلیغ همراه با عمل را سفارش می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود: «کُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیْرِ أَلسِنَتِکُمْ؛ با غیر زبانتان، مردم را به سوی نیکی ها فراخوانید».

شهید مطهری نیز در این باره می نویسد:

هر مصلحی، اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد او باید پیش برود. و به دیگران بگوید پشت سر من بیایید! خیلی فرق است میان کسی که ایستاده و به سربازانش فرمان می دهد: برو پیش، من اینجا ایستاده ام! و کسی که خودش جلو می رود و می گوید: من رفتم، تو هم پشت سر من بیا. انبیا و اولیای الهی همیشه می گویند «ما رفتیم.» پیغمبر اسلام اگر در آنچه دستور می داد، اول، خود، پیش قدم نبود، محال بود دیگران پیروی کنند. اگر می گفت نماز و نماز شب، خودش بیش از هر کس دیگر عبادت می کرد. اگر می گفت انفاق در راه خدا و گذشت و ایثار، اول کسی که ایثار می کرد، خودش بود. اگر می گفت جهاد فی سبیل اللّه ، در جنگ ها، اول، خود، جلو می رفت.

پیام متن:

هماهنگی در رفتار و گفتار، ویژگی اصلی آمر و ناهی است و قرآن و معصومین علیهم السلام نیز بر این شرط تأکید ورزیده اند.

احترام به شخصیت افراد

شایسته است انسان پیش از امر به معروف و نهی از منکر، به فراخور موقعیت اجتماعی مخاطب، قدری از او تمجید کند و پندهای حکیمانه و امر و نهی دل سوزانه او همواره آمیخته با ادب و احترام باشد و با الفاظی دل نشین و محبت آمیز بیان شود. همچنین بهتر است ابتدا به ویژگی های مثبت اخلاقی، خانوادگی، علمی و شغلی او و توانایی وی بر نیک بودن تأکید شود. سپس نکته های رفتاری لازم را به او گوشزد کند. در این صورت، امر به معروف و نهی از منکر نه تنها مخاطب را به لجاجت و جبهه گیری وادار نمی کند، بلکه مانند باران بهاری، قلب و جان او را پاک و او را امیدوار و هدفمند می سازد.

فردی از یاران امام صادق علیه السلام هر از گاهی به لغزشی دچار می شد. زمانی به کمک حضرت نیازمند شد. خدمت امام رسید و تقاضایش را مطرح کرد. امام به او یاری رساند و از او دل جویی کرد. پس به او چنین فرمود:

إِنَّ الْحَسَنَ مِنْ کُلِّ أَحَدٍ حَسَنٌ وَ اِنَّهُ مِنْکَ اَحْسَنُ لِمَکانِکَ مِنّا وَ إِنَّ القبیحَ مِنْ کُلِّ أحَدٍ قَبیحٌ و إنَّهُ مِنْکَ أَقْبَحُ.

کار خوب، از هر کس سر بزند، نیکوست و از تو نیکوتر است؛ زیرا تو به ما وابسته ای و کار بد از هر کس سر بزند، بد است و از تو بدتر است.

با دقت در این سخن امام درمی یابیم که ایشان ابتدا با دل جویی، احسان و نزدیک ساختن اطرافیان به خود، درصدد امر به معروف و نهی از منکر برمی آمد و این امر می تواند الگوی بسیار مناسبی برای ما در زمینه امر به معروف و نهی از منکر باشد.

پیام متن:

رعایت مقدمات لازم برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر، به اندازه احترام گذاشتن به شخصیت دیگران و به کارگیری ادبیات مناسب برای اجرای این دو فریضه بزرگ، بسیار ضروری است.


برچسب‌ها: امر به معروف و نهی از منکر, از نگاهی دیگر
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:55 بعد از ظهر | لينک ثابت |

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

تاوان اظهار منکرات


اگر منکرات در جامعه به صورتی پوشیده و به دور از منظر عمومی عمل شود .عقوبت آن تنها متوجه فرد عمل کننده است؛ اما اگر آشکار شود و دیگران نیز در مقابل زشتی ها عکس العمل و مقاومتی نشان ندهند ،کیان و هستی کل جامعه بر باد می رود که عقوبت بسیار سخت و سنگینی در انتظار چنین مردمی خواهد بود .
امیر مؤمنان علیه السلام در این باره می فرماید :
«إن الله یعذّب العامّة بذنب الخاصّة إذا عملت الخاصّة بالمنکر سرّاً من غیر أن تعلم العامّة، فإذا عملت الخاصّة بالمنکر جهاراً فلم تغیّر ذلک العامّة استوجب الفریقان العقوبة من الله عزّ وجلّ »" 1 ".خداوند عموم مردم را به گناه گروه خاصی گرفتار عذاب نمی کند ،مشروط به این که آن گروه بدکار،کارهای زشت را به صورتی پوشیده عمل کنند که مردم بر آن آگاه نشوند.اما اگر گروه اندکی معاصی را آشکارا مرتکب شوند و عموم مردم هم در مقابل آن ها ساکت شوند، هر دو گروه مستوجب عذاب الهی خواهند بود .

سیره معصومین علیهم السلام


عمل به این فریضه، از جمله ویژگی های بارز ائمه معصومین علیهم السلام می باشد که در مشی و سنت عملی ایشان به صورت مشخص نمود داشته است ؛به گونه ای که در بیشتر زیاراتی که برای ائمه طاهرین علیهم السلام موجود است ،این

پاورقی

ویژگی در کنار اقامه ی نماز و پرداخت زکات و جهاد در راه خدا، از اوصاف آن بزرگواران ذکر شده است ،از جمله در زیارت جامعه کبیره می خوانیم :
و أشهد أنکم ...قد أقمتم الصّلوة و آتیتم الزّکوة و أمرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم فی الله حقّ جهاده »" 1 ".شهادت می دهم که شما نماز به پا داشتید و زکات پرداخته و امر به معروف و نهی از منکر نموده و در راه خدا به شایستگی جهاد نمودید .

پاورقی
وجوب عقلی و کفایی امر به معروف و نهی از منکر
آیا وجوب فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر ،تنها به دلایل نقلی ثابت شده است؟ یا می توان از طریق حکم عقل نیز به لزوم آن استدلال کرد ؟به عبارت دیگر، آیا این فرضیه جنبه ی تعبدی دارد و یا از ملاک عقلانی نیز برخوردار است ؟که در صورت دوم ،از یک حکم تعبدی صرف خارج شده و تابع ملاک عقلانی می گردد .در نتیجه ،ادله ی نقلی جنبه ی ارشاد به حکم عقل پیدا می کند .
برخی از فقها مثل :سید مرتضی، ابی الصلاح حلبی و صاحب جواهر رحمة الله علیهم -همچون جمهور متکلمین -" 1 ".وجوب امر به معروف و نهی از منکر را از ادله نقلی استنباط کرده اند؛ در حالی که گروهی دیگر مانند :شیخ طوسی ،علامه حلی ،شهید اوّل، شهید ثانی ،کاشف الغطاء و شیخ انصاری رحمة الله علیهم به ادله عقلی نیز استناد کرده اند ." 2 ".

پاورقی

امام خمینی دیدگاه دوم را پذیرفته اند، چرا که عقل انسانی به صورت مستقل و قطع نظر از دلایل موجود در آیات و روایات ، بر جلوگیری از تحقق معصیت مولی تأکید دارد، به این ترتیب ، چون عقل انسان صدور معصیت را مبغوض می داند ، بر جلوگیری از تحقق آن در خارج حکم می کند. " 1 ".

وجوب عقلی


در تبیین استدلال عقلی بر وجوب این فریضه، بر دلیل هایی چون :قاعده لطف ،مقدمه حفظ نظام، لزوم جلوگیری از معصیت، مصلحت جامعه و ضمانت اجرای قانون استناد شده است .بر اساس این نظریه ،امر به معروف و نهی از منکر از احکام ابداعی شرع نیست؛ بلکه در همه جوامع و نظام های حقوقی ،ماهیتی شناخته شده و مقبول دارد ،هر چند که اسلام برای این موضوع عقلایی -مانند موضوعات دیگری از قبیل نکاح - احکام و ضوابط خاصی قرار داده است . " 2 ".
در صورتی که وجوب «امر به معروف و نهی از منکر»بر دلیل عقلی مستند باشد ،با توجه به این که عقل به صورتی مطلق، جلوگیری از وقوع امور ناپسند و مبغوض خداوند را واجب می داند، دایره شمول این واجب عقلی نیز موسّع بوده و حتی منکراتی را در که در خارج نیافته ؛ولی در

پاورقی

معرض تحقق قرار دارد نیز شامل می شود ." 1 ".

وجوب کفایی


در وجوب این فرضیه ،این بحث بین فقها مطرح شده است که آیا این فریضه واجب کفایی است یا واجب عینی ؟فرق این دو نظریه این است که اگر به وجوب کفایی فریضه قائل شویم ،در صورتی که عده ای به این وظیفه عمل کردند، تکلیف از دیگران نیز ساقط است. بنابراین ،افراد دیگر که در عمل به فریضه اقدام نکرده اند ،مسئولیتی نداشته و مرتکب ترک فریضه هم نشده اند .اما اگر بر وجوب عینی، معتقد شویم ،لازمه اش این است که همگان به طور یکنواخت و به صورتی مستقیم ،مخاطب تکلیف معین هستند .از این رو ،عده ای که به فریضه عمل کرده اند، مأجور بوده و ترک کنندگان فریضه، گناهکار می باشند .
امام خمینی همچون بیشتر فقها " 2 ".قائل به وجوب کفایی فریضه ی «امر به معروف و نهی از منکر»می باشند ." 3 ".
در استدلال به واجب کفایی بودن این فریضه گفته شده است که

پاورقی

هدف شارع مقدس از دستور دینی «امر به معروف و نهی از منکر»این است که به کارهای نیکو عمل شده ،زشتی ها ترک شوند .بنابراین، در صورتی که تعدادی از افراد به این مهم اقدام کردند و غرض شارع عملی گردید ،توجه تکلیف به بقیه ی افراد تحصیل حاصل خواهد بود .
قرآن کریم نیز وجوب این تکلیف را به برخی از مسلمان ها متوجه ساخته است :
(ولتکن منک أمة یدعون إلی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ) " 1 ".لازم است گروهی از شما دعوت به خیر کرده و امر به معروف و نهی از منکر نمایند».
امر موجود در آیه مذکور، با وجوب کفایی این فریضه سازگار است .
همچنین برای این منظور ،به روایتی از امام صادق علیه السلام نیز استدلال گردیده است ." 2 ".

جایگاه این فریضه در مقایسه با احکام قضایی اسلام


در خصوص تشخیص نقش فریضه ی «امر به معروف و نهی از منکر»و تعیین جایگاه آن در میان احکامی که در برگیرنده ی برخورد و رفع منکرات در جامعه هستند، باید گفت که امر به معروف و نهی از منکر به منزله ی بهداشت جامعه است و امور قضایی اسلام به مثابه ی درمان؛ یعنی مرتبه ی این فریضه مقدم بر احکام اجرایی و قضایی است .هدف این فریضه این است که در جامعه اسلامی گناهی واقع نشود؛ چرا که امر به معروف و نهی از

پاورقی

منکر وظیفه ی عموم مردم است و اختصاص به متصدیان خاص، همچون امور قضایی ندارد .در مرحله ی بعد از این است که اگر کسی بدون عذر و در حال علم و آگاهی گناهی را مرتکب شد ،آن گاه نوبت به قضا می رسد .
اگر چه اجرای احکام قضایی نقش بازدارنده نسبت به جرایم بعدی دارد ،ولی بین آنچه در امر به معروف و نهی از منکر واقع می شود و آنچه در قلمرو قضا قرار دارد ،تفاوت اساسی است ؛ به عبارت دیگر ،می توان مراحل را چنین تشریح کرد که کار تعلیم و تربیت و اصلاح بر اساس آگاه ساختن عموم ،در مرحله ی نخست بوده و امر به معروف و نهی از منکر ،در مرحله ی بعد از آن قرار دارد.
در نهایت ،اگر با وجود این اهرم ها که در شریعت پیش بینی شده است ،باز کسی مرتکب جرم شد، نوبت دستگاه قضایی خواهد رسید که به تخلف او رسیدگی کند . " 1 ".

پاورقی
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر در میان فرائض دینی از اولویت و اهمیت خاصی برخوردار است .همان طوری که گفته شد ،امتیاز آن به این جهت است که این فریضه راهگشا، زمینه ساز تحقق محیطی مناسب برای عمل به واجبات دیگر به شمار می آید .
در حقیقت، اگر این دستور دینی به صورتی جامع و کامل عملی شود، جامعه اسلامی به محیطی سازنده و مساعد تبدیل می شود که در آن بستر مطلوبی برای تقیّد به احکام شریعت فراهم می آید .در نقطه مقابل نیز کم توجهی و یا ترک آن رفته رفته باعث می شود که غبار هجران بر سیمای احکام الهی نشسته و زنگار منکرات چهره ی تابناک آن را تیره و تار سازد و دیگر کسی در جستجو و شناخت و عمل به آن ها رغبت نمی نماید .اگر جامعه از این فریضه غفلت کند ،احکام نورانی اسلام که باید زمینه ساز رشد معنوی بشریت شود و روابط سالم اجتماعی بر مبنای آن ها پایه ریزی گردد ،از میان مردم رخت بر می بندد و نهایتاً دین الهی نیز تدریجاً از
صحنه حیات فردی و جمعی کنار می رود .با در نظر گرفتن چنین امتیازی است که اهمیت این فریضه روشن می شود .
حضرت امیر مؤمنان علیه السلام در مقایسه بین اهمیت فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر با جایگاه بقیه ی فرایض دینی ،حتی جهاد فی سبیل الله ،با تعبیر زیبایی چنین می فرماید :
«ما اعمال البرّ کلّها والجهاد فی سبیل الله عند الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر إلا کنفثةٍ فی بحرٍ لجّیٍ »" 1 ".همه ی کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر ،چون دمیدنی است به دریای پرموج پهناور .
امام خمینی رحمه الله نیز برای بیان چنین اولویتی برای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر ،به روایت کتاب تحف العقول که به روایت «مجاری الأمور والأحکام علی أیدی العلماء»مشهور است، استناد می کند .
قسمتی از این روایت که شامل سخنان حضرت سید الشهدا علیه السلام در «منا »است، درباره ی بحث ولایت فقیه و وظایفی است که فقها در مبارزه با ستمکاران و تشکیل حکومت اسلامی دارند .امام حسین علیه السلام در این بخش از روایت به عوامل قیام و جهاد خویش بر ضد دولت اموی می پردازد .اما قسمت نخست روایت که ایشان از پدر بزرگوارشان حضرت علی علیه السلام نقل کرده اند ،اشاره به آیاتی از سوره ی مائده " 2 ".است که شیوه نادرست گروهی از بنی اسرائیل را در مورد سکوت در برابر منکرات تقبیح می کند .

پاورقی

خدای تعالی در این سوره دسته ای از منافقان اهل کتاب را به خاطر پرده دری و جرأت و بی پروایی در برابر هر گونه گناه ،به خصوص ستمگری و خوردن اموال نامشروع همانند رشوه و ربا ،مذمت می کند .سپس در آیه ی بعد حمله را متوجه دانشمندان آن ها که با سکوت خود آنان را به گناه تشویق می نمودند ،کرده و می فرماید :«چرا دانشمندان مسیحی و علمای یهود ،آن ها را از سخنان گناه آلود و خوردن اموال نامشروع باز نمی دارند ؟»در پایان آیه مذکور ،به همان شکل که گناهکاران اصلی را مذمت نموده، دانشمندان ساکت و ترک کننده ی امر به معروف و نهی از منکر را مورد مذمت قرار داده و می فرماید: «چه زشت است کاری که آن ها انجام می دهند ».
به این ترتیب ،روشن می شود که سرنوشت کسانی که وظیفه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر را ترک می کنند ،به ویژه اگر از دانشمندان و علما باشند ،سرنوشت همان گناهکاران است و در حقیقت شریک جرم آن ها محسوب می شوند .
از ابن عباس مفسّر معروف نقل شده که می گفت :این آیه، شدیدترین آیه ای است که دانشمندان وظیفه شناس و ساکت را توبیخ و مذمت می کند .
بدیهی است که این سرزنش قرآن اختصاص به علمای خاموش و ساکت یهود و نصارا ندارد و تمام رهبران فکری و دانشمندانی را که به هنگام آلوده شدن مردم به گناه و سرعت گرفتن در راه ظلم و فساد، خاموش می نشینند ،در بر می گیرد؛ زیرا حکم درباره ی همگان یکسان است .
در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام می خوانیم که فرمود :
اقوام گذشته به این جهت هلاک و نابود گشتند که مرتکب گناهان می شدند و دانشمندانشان سکوت می کردند و نهی از منکر نمی نمودند. در این هنگام ،بلاها و کیفرهای الهی برآن ها فرود می آمد ،پس ای مردم ! امر به معروف و نهی از منکرنمایید تا به سرنوشت آنها دچار نشوید . " 1 ".
از این رو ،قسمت نخست روایت امام حسین علیه السلام که از پدر بزرگوار ایشان نقل شده ،مربوط به موضوع امر به معروف و نهی از منکراست و مورد توجه حضرت امام خمینی رحمه الله در بیان اهمیت این فریضه قرار گرفته است .حضرت امیر علیه السلام فرموده :
«إعتبروا ایّها النّاس بما وعظ الله به أولیائه من سوء ثنائه علی الأحبار إذ یقول :(لو لا ینهاهم الرّبّانیّون و الأخبار عن قولهم الإثم ) " 2 ".و قال :(لعن الذین کفروا من بنی إسرائیل )إلی قوله :(لبئس ما کانوا یفعلون ) " 3 ".و إنّما عاب الله ذلک علیهم لأنّهم کانوا یرون من الظّلمة الّذین بین أظهرهم المنکر و الفساد ینهونهم عن ذلک رغبةً فیما کانوا ینالون منهم و رهبة ممّا یحذرون و الله یقول :(فلا تخشوا النّاس و اخشون )" 4 ".

پاورقی

و قال :(والمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر )." 1 ".فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر فریضة منه لعلمه بأنّها إذا ادّیت و اقیمت ،استقامت الفرائض کلّها هیّنها و صعبها»." 2 ".
حضرت امام رحمه الله مفاد این روایت را این گونه توضیح می دهند :
ای مردم ! از پندی که خدا به دوستدارانش به صورت بدگویی از «احبار»داده، عبرت بگیرید ؛آنجا که می فرماید :«چرا نباید علمای دینی و احبار از گفتار گناهکارانه ی آنان (یعنی یهود )و حرام خواری آنان جلوگیری کنند .راستی آنچه انجام می داده و بوجود می آورده اند ،چه بد بوده است»... در حقیقت، خدا آن را از این جهت برایشان عیب می شمارد و مایه ی ملامت می سازد که آنان را با چشم خود می دیدند که ستمکاران به زشت کاری و فساد پرداخته اند، و باز منعشان نمی کردند؛ به خاطر عشقی که به دریافت های خود از آنان داشتند؛ و نیز به خاطر ترسی که از آزار و تعقیب آنان به دل راه می دادند ؛در حالی که خدا می فرماید:«از مردم نترسید و از من بترسید» و می فرماید :«مردان مؤمن دوستدار و رهبر و عهده دار یکدیگرند. همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می کنند ».(می بینیم که در این آیه در شمردن صفات مؤمنان ،صفاتی که مظهر دوست داری و عهده داری و رهبری متقابل مؤمنان است )خدا از امر به معروف و نهی از منکر شروع می کند و نخست این را واجب می شمارد؛ زیرا می داند که اگر امر به معروف و نهی از منکر انجام بگیرد و در جامعه برقرار شود، همه واجبات ،از آسان گرفته تا مشکل ،

پاورقی

همگی برقرار خواهد شد .و آن بدین سبب است که امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از دعوت به اسلام (یعنی جهاد اعتقادی خارجی )به اضافه ی بازگرداندن حقوق ستمدیدگان به ایشان و مخالفت و مبارزه
با ستمگران (داخلی )و کوشش برای این که ثروت های عمومی و درآمد جنگی طبق قانون عادلانه اسلام توزیع شود و صدقات (زکات و همه مالیات های الزامی یا داوطلبانه )از موارد صحیح و واجب آن جمع آوری و گرفته شود و هم در موارد شرعی و صحیح آن به مصرف برسد ." 1 ".
امام حسین علیه السلام در ادامه روایت به مخاطبین خویش هشدار می دهد که شما در معرض نزول عذاب شدید و نقمت و انتقام الهی هستید؛ چرا که شاهدید که چگونه تعهدات الهی زیر پا نهاده می شوند و شما سکوت اختیار کرده و خود را به غفلت زده اید، در حالی که در عمل به عهود و پیمان هایی که پدرانتان بسته اند، کوشا هستید؛ ولی تعهداتی که در برابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام گرفته ،مورد بی اعتنایی قرار گرفته است .
آن حضرت بعد از بیان پاره ای از مکاره و کارهای ناشایست که در جامعه فراگیر شده است ،می فرماید :
«...کلُّ ذلک ممّا أمرکم الله به من النّهی و التّناهی و أنتم عنه غافلون و أنتم أعظم النّاس مصیبة لما غلبتم علیه من منازل العلماء»" 2 "....تمام این ها دستورهایی است که خدا به صورت نهی یا همدیگر را نهی کردن و بازداشتن داده و شما از آن ها غفلت می ورزید .مصیبت شما از مصایب همه

پاورقی

مردم سهمگین تر است ؛زیرا منزلت و مقام علمایی را از شما باز گرفته اند ." 1 ".
در ادامه ی روایت که در کمال فصاحت و بلاغت از زبان امام بزرگوار و شجاعی چون سیدالشهدا جاری گشته است،آن حضرت نهایتاً تکلیف خویش را در مقابل ظلم و انحطاط عصر این چنین بیان می فرماید :
«اللهمّ إنّک تعلم أنّه لم یکن ما کان منّا تنافساً فی سلطان و لا إلتماساً من فضول الحطام و لکن لنری المعالم من دینک و نظهر الإصلاح فی بلادک و یأمن المظلمون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و أحکامک » " 2 ".خدایا! بی شک ،تو می دانی آنچه از ما سر زده، رقابت در به دست آوردن قدرت سیاسی نبوده و نه جستجوی ثروت و نعمت های ناچیز دنیا؛ بلکه برای این بوده که اصول و ارزش های درخشان دینت را بنماییم و ارائه دهیم و در کشورت اصلاح پدید آوریم و بندگان ستم زده ات را ایمن و برخوردار از حقوق مسلمشان گردانیم و نیز تا وظایفی که مقرّر داشته ای و به سنن و قوانین و احکامت عمل شود ." 3 ".


برچسب‌ها: اهمیت امر به معروف و نهی از منکر
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:51 بعد از ظهر | لينک ثابت |

امر به معروف حافظ ارزش‌ها و مبناي قيام امام حسين(ع) است

به گزارش خبرگزاري فارس از خرم‌آباد، حجت الاسلام ميرعمادي در مراسم هفته احياي امر به معروف و نهي از منكر در دبيرستان حضرت خديجه كبري و نواختن زنگ امربه معروف و نهي از منكر اظهار داشت: امر به معروف و نهي از منكر حافظ ارزش‌ها و مبناي قيام سيدالشهدا(ع) است.
وي افزود: امر به معروف و نهي از منكر برترين اعمال بوده و امتي كه اقدام به اين دو فريضه بزرگ الهي نمايد امت برتر هستند.
نماينده ولي فقيه درلرستان شاخص مهم رضايت الهي و دينداري را امر به معروف و نهي از منكر دانست و خاطر نشان كرد: امر به معروف و نهي از منكر حافظ ارزش‌ها و مبناي قيام سيدالشهدا(ع) بود.
وي با اشاره به نقش معلمان و دانش‌آموزان در احياي اين دو فريضه افزود: از آنجائي كه حضرت لقمان به فرزندش سفارش به امربه معروف و نهي از منكر كرد، لذا بدون ترديد اين يك حق نظارت عمومي خواهد بود و اين حق نظارت عمومي ضامن عدالت و تضمين كننده رسيدن جامعه به كمال و سعادت است.
نماينده ولي فقيه در لرستان گفت: هفته اول محرم هفته احيا امر به معروف و نهي از منكر است كه بايد توجه ويژه‌اي به اين امر صورت گيرد.
ميرعمادي امر به معروف و نهي از منكر را يك وظيفه همگاني ارزيابي كرد و يادآور شد: متاسفانه در حال حاضر برخي منكرات در جامعه در حال افزايش است در حالي كه حساسيت نسبت به آنها وجود ندارد.
وي امر به معروف و نهي از منكر را موجب سلامت اجتماعي جامعه دانست و بر ضرورت توجه بيشتر مسئولان به اين فريضه تاكيد كرد.


برچسب‌ها: امر به معروف حافظ ارزش‌ها و مبناي قيام امام حسين, ع, است
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:43 بعد از ظهر | لينک ثابت |

ترویج امربه معروف و نهی ازمنکر،نقش مطلوب رسانه

درهمایشی در سالن اجتماعات سپاه ناحيه سمنان،از 5 نفر از برگزیدگان ستاد اجرایی احیای امر به معروف و نهی از منکر استان قدردانی شد.

 

 

 

در اين همايش،فرمانده سپاه قائم استان،با تشريح نقش فريضه امر به معروف و نهي از منكر در برخورد با جنگ نرم دشمن گفت آموزش و ترويج امربه معروف و نهي از منكر درخانواده ها و محله ها،با همكاري نيروي مقاومت بسيج نتايج مطلوبي درپي داشته است. سردار علي استادحسيني با بیان فعاليت 400 شوراي امر به معروف و نهي از منكر درپايگاههاي مقاومت بسيج استان با شيوه هاي جديد،افزود اين تعداد،تا پايان سال،با استقرار درنهادهاي ديگر،به حدود 700 شورا خواهد رسيد.

 

معاون سازمان قضايي نيروهاي مسلح كشور نيز در اين همايش، تاثير شبكه هاي برون مرزي رسانه ملي بر مردم كشورهاي منطقه را يادآور شد و گفت صداوسيما، از رويكرد مطلوبي در زمينه ترويج مفاهيم ديني،شيعي و مباني اعتقادي برخوردار است.حجت الاسلام فراتي افزود درسفرهايي نظير حج عمره و عتبات عاليات كشورعراق،جايگاه شبكه هاي عربي زبان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، بين مردم كشورهاي مختلف عربي، به وضوح مشهود است.

 

 

مديركل صداوسيماي مركز سمنان هم، با اشاره به گستردگي و تعدد شبكه هاي استاني و ملي دركشور، گفت علاوه بر برنامه هاي شبكه هاي داخلي،حركت رو به جلو شبكه هاي برون مرزي صدا و سيما، در تبيين معارف اسلامي موثر بوده است. رمضانعلي شريفي فر با تشريح نقش مجموعه تلويزيوني مختارنامه در بصيرت بخشي به جامعه گفت اين اثر ارزشمند در خاموش كردن آتش فتنه ها و توطئه ها، بخشي از درايت رسانه اي صدا و سيما را به اثبات رساند.شريفي فر،حفظ و پاسداري از نظام جمهوري اسلامي ايران و حمايت از ولايت فقيه را، مهمترين امر به معروف رسانه، مقابل جنگ نرم دشمن دانست.


برچسب‌ها: ترویج امربه معروف و نهی ازمنکر, نقش مطلوب رسانه
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:42 بعد از ظهر | لينک ثابت |

امر به معروف و نهی از منکر****** امام علی (ع)

1. همه كارهاى نيك و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر بيش از قطره اى [آب دهانى] در برابر درياى خروشان نيست.
(نهج البلاغه ، ح 366، ص 921)

2. هـمـانـا امر به معروف و نهى از منكر دو خُلق از اخلاق خداوندى است و اين دو صفت و فعاليت نه مرگى را نزديك مى كنند و نه از روزى كسى مى كاهند. (همان ، خ 155، ص 490)

3. هر كس امر به معروف كند پشت مؤمنان را سخت و محكم گرداند. (بحارالانوار، ج 68، ص 348)

4. خداوند نهى از منكر را براى بازداشتن بى خردان واجب نمود. (نهج البلاغه ، ح 244، ص 1197)

5. لعـنـت خـدا بـر آنـان باد كه به معروف امر مى كنند و خود آن را وامى گذارند و از منكر نهى مى كنند و خود بدان دست مى يازند.
(همان ، خ 129، ص 386)

6. زشتى منكر را با دست و زبانت آشكار كن . (نهج البلاغه ، ن 31، ص 910)

7. خداوند سبحان نسل گذشته را مورد لعن و نفرين و عذاب خويش قرار نداد مگر به سبب اينكه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كردند. (همان ، خ 234، ص 808)

8. به راستى كه امر به معروف و نهى از منكر نه مرگ كسى را نزديك مى ‏كنند، و نه از روزى كسى مى ‏كاهند، ولى پاداش را دو چندان كرده و اجر را بزرگ گردانند، و بهتر از اين دو آن سخنى است كه در راه خدا و در مسير دفاع از عدالت در برابر پيشواى ستمگرى گفته شود.
(غررالحکم ، باب امر به معروف)

9. آدم بدكار را به وسيله كار نيك خود اصلاح كن، و با سخن زيبايت ديگران را به كار خير رهنمون باش. (غررالحکم ، باب امر به معروف)

10. امر به معروف كن تا اهل و شايسته آن باشى، و جلوگيرى كن از كار زشت با دست و زبان خود، و از انجام كار بد جدا شود و كناره گيرى كن با تلاش و كوشش خود. (غررالحکم ، باب امر به معروف)

11. پذيرا باشيد دستور معروف را و خود نيز بدان دستور دهيد، و بپذيريد نهى از منكر را و خود نيز از آن نهى كنيد.
(غررالحکم ، باب امر به معروف)

12. كسى كه امر به معروف كند پشت مؤمنان را محكم كرده است. (غررالحکم ، باب امر به معروف)

13. به معروف امر كن و از منكر (كار زشت) باز دار، و با كسى كه از تو بريده پيوند كن، و به كسى كه تو را محروم كرده عطا كن.
(غررالحکم ، باب امر به معروف)

14. امر به معروف كن و خود نيز بدان عمل كن و از آن كسانى نباش كه مردم را امر به معروف كنند و خود از آن دورى كنند، كه در نتيجه گناه آن را بر دوش گيرند و خود را در معرض خشم پروردگار در آورند. (غررالحکم ، باب امر به معروف)

15. به معروف امر كن و از منكر نهى كن، به كار خير عمل كن و از كار بد مردم را باز دار. (غررالحکم ، باب امر به معروف)

16. قوام و اساس شريعت اسلام امر به معروف و نهى از منكر و بر پا داشتن حدود الهى است. (غررالحکم ، باب امر به معروف)

17. امر به معروف برترين عمل ها مردم است. (غررالحکم ، باب امر به معروف)

18. كسى كه سه چيز در او باشد دنيا و آخرتش سالم باشد، امر به معروف كند و خود نيز پذيراى آن باشد، و نهى از منكر كند و خود نيز پذيرا باشد، و حدود الهى را نگهدارى كند. (غررالحکم ، باب امر به معروف)


برچسب‌ها: امر به معروف و نهی از منکر امام علی, ع
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:41 بعد از ظهر | لينک ثابت |

امر به معروف و نهی از منکر**احادیث

حدیث (1) قال على علیه السلام :

وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبيلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛

همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏اى است در درياى عميق.

نهج البلاغه، حكمت 374

حدیث (2) امام على عليه السلام :

إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهىَ عَنِ المُنكَرِ لا يُقَرِّبانِ مِن أَجَلٍ وَلا يَنقُصانِ مِن رِزقٍ ، لكِن يُضاعِفانِ الثَّوابَ وَيُعظِمانِ الجرَ وَأفضَلُ مِنهُما كَلِمَـةُ عَدلٍ عِندَ إمامٍ جائِرٍ؛

امر به معروف و نهى از منكر نه اجلى را نزديك مى‏كنند و نه از روزى كم مى‏نمايند، بلكه ثواب را دو چندان و پاداش را بزرگ مى‏سازند و برتر از امر به معروف و نهى از منكر سخن عادلانه‏اى است نزد حاكمى ستمگر.

غررالحكم، ج2، ص611، ح3648

حدیث (3) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

إذا لَم يَأمُروا بِمَعروفٍ وَلَم يَنهَوا عَن مُنكَرٍ وَلَم يَتَّبِعوا الأخيارَ مِن أهلِ بَيتى ، سَلَّطَ اللّه‏ُ عَلَيهِم شِرارَهُم ، فَيَدعوا عِندَ ذلِكَ خِيارُهُم فَلا تُستَجابُ لَهُم؛

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منكر نكنند، و از نيكان خاندان من پيروى ننمايند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نيكانشان دعا كنند امّا دعايشان مستجاب نشود .

امالى صدوق، ص‏254

حدیث (4) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

لا يَأمُرُ بِالمَعروفِ وَلا يَنهى عَنِ المُنكَرِ إلاّ مَن كانَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ : رَفيقٌ بِما يَأمُرُ بِهِ رَفيقٌ فيما يَنهى عَنهُ ، عَدلٌ فيما يَأمُرُ بِهِ عَدلٌ فيما يَنهى عَنهُ، عالِمٌ بِما يَأمُرُ بِهِ عالِمٌ بِما يَنهى عَنهُ؛

امر به معروف و نهى از منكر نكند مگر كسى كه سه خصلت در او باشد: در امر و نهى خود مدارا كند، در امر و نهى خود ميانه‏روى نمايد و به آنچه امر و نهى مى‏كند، دانا باشد .

بحارالأنوار، ج100، ص87، ح64

حدیث (5) قال على علیه السلام :

مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَمَن نَهى عَنِ المُنكَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَأَمِنَ كَيدَهُ؛

هر كس امر به معروف كند به مؤمن نيرو مى‏ بخشد و هر كس نهى از منكر نمايد بينى منافق را به خاك ماليده و از مكر او در امان مى‏ ماند.

كافى،ج2، ص50، ح1

حدیث (6) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

لا يَزالُ النّاسُ بِخَيرٍ ما أمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنكَرِ وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقوى فَإذا لَم يَفعَلوا ذلِكَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَكاتُ، وَ سُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ و َلَم يَكُن لَهُم ناصِرٌ فِى الأرضِ وَ لا فِى السَّماءِ؛

تا زمانى كه مردم امر به معروف و نهى از منكر نمايند و در كارهاى نيك و تقوا به يارى يكديگر بشتابند در خير و سعادت خواهند بود، اما اگر چنين نكنند، بركت‏ها از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه ديگر سلطه پيدا كنند و نه در زمين ياورى دارند و نه در آسمان.

تهذيب الاحكام، ج6، ص181، ح22

حدیث (7) قال الباقر علیه السلام :

أوحَى اللّه‏ُ تَعالى إلى شُعَيبٍ النَّبِىِّ إِنّى مُعَذِّبٌ مِن قَومِكَ مِائَةَ أَلفٍ: أَربَعينَ أَلفا مِن شِرارِهِم وَسِتّينَ أَلفا مِن خيارِهِم فَقالَ: يارَبِّ هؤُلاءِ الشرارُ فَما بالُ الخيارِ؟! فَأَوحَى اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ إِلَيهِ: داهَنُوا أَهلَ المَعاصى فَلَم يَغضِبُوا لِغَضَبى؛

خداى تعالى به شعيب پيامبر وحى فرمود كه: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد: چهل هزار نفر بدكار را، شصت هزار نفر از نيكانشان را. شعيب عرض كرد: پروردگارا! بدكاران سزاوارند اما نيكان چرا؟ خداى عزوجل به او وحى فرمود كه: آنان با گنهكاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نيامدند.

كافى، ج5، ص56، ح1

حدیث (8) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

مَن رَأى مِنكُم مُنكَرا فَليُغَيِّرهُ بِيَدِهِ ، فَإن لَم يَستَطِع فَبِلِسانِهِ ، فَإن لَم يَستَطِع فَبِقَلبِهِ وَذلِكَ أضعَفُ الإيمانِ؛

هر كس از شما منكرى ببيند بايد با دست و اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش آن را تغيير دهد، كه پائين‏ترين درجه ايمان همين (تغيير قلبى) است.

نهج الفصاحه، ح‏3010
 

حدیث (9) قال الباقر علیه السلام :

إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ سَبيلُ الأنبياءِ ، وَمِنهاجُ الصُّلَحاءِ ، فَريضَةٌ عَظيمَةٌ بِها تُقامُ الفَرائضُ ، وتَأمَنُ المَذاهِبُ ، وتَحِلُّ المَكاسِبُ ، وتُرَدُّ المَظالِمُ ، وَتَعمُرُ الأرضُ ، وَيُنصَفُ مِنَ الأعداءِ ، وَيَستَقيمُ الأمرُ؛

امر بمعروف و نهى از منكر راه و روش پيامبران و شيوه صالحان است و فريضه بزرگى است كه ديگر فرايض به واسطه آن بر پا مى‏شود، راه‏ها امن مى‏گردد و درآمدها حلال مى‏شود و حقوق پايمال شده به صاحبانش برمى‏گردد، زمين آباد مى‏شود و (بدون ظلم) حق از دشمنان گرفته مى‏شود و كارها سامان مى‏پذيرد.

كافى، ج5، ص56، ح1

حدیث (10) قال رسول الله صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

مَن أَمَرَ بِالمَعرُوفِ وَنَهى عَنِ المُنكَرِ فَهُوَ خَليفَةُ اللّه‏ِ فِى الرضِ وَخَليفَةُ رَسُولِهِ؛

هر كس امر بمعروف و نهى از منكر نمايد، جانشين خدا در زمين و جانشين رسول اوست.

مستدرك ‏الوسايل، ج12، ص179، ح13817

حدیث (11) امام على عليه السلام :

وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبيلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛

همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏اى است در درياى عميق.

نهج البلاغه، حكمت 374

حدیث (12) پیامبر اکرم (ص) :

نَصرُ الْمَظلُومِ وَالْأمرُ بِالْمَعرُوفِ وَالنَّهيُ عَنِ الْمُنكَرِ جِهادٌ؛

يارى رساندن به ستمديده و امر به معروف و نهى از منكر جهاد در راه خداست.

جامع الأحاديث قمى، ص 125

حدیث (13) امام علی (ع):

مَن تَرَكَ إنكارَ الْمُنكَرٍ بِقَلبِهِ ويَدِهِ ولِسانِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ بَينَ الْأحياءِ؛


كسى كه منكَر را با قلب و دست و زبانش انكار نكند، مرده‏اى است ميان زندگان.

تهذيب الأحكام، ج 6، ص 181

حدیث (14) پیامبر اکرم (ص) :

مَن أمَرَ بِمَعروفٍ فَلیَکُن أمرُهُ بِذلِکَ بِمَعروفٍ.

کسی که امر به معروف می کند باید این کار را به روش خوبی انجام دهد.

کنزالعمل ج552


برچسب‌ها: احادیث
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:30 بعد از ظهر | لينک ثابت |

بسیج امر به معروف و نهی ‌از منکر را با قدرت دنبال می‌کند

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در خصوص نقش آفرینی بسیج در سوق دادن جامعه به نقطه آرمانی گفت: امر به معروف و نهی از منکر را به صورت ایجابی و با قدرت اجرا خواهیم کرد.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین در خصوص نقش آفرینی بسیج در سوق دادن جامعه به نقطه آرمانی گفت: امر به معروف و نهی از منکر را به صورت ایجابی و با قدرت اجرا خواهیم کرد.

به گزارش بی باک به نقل از فارس، سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین در جمع فرماندهان حوزه‌ها و پایگاه‌های ناحیه مقاومت بسیج جماران واقع در منطقه یک تهران، تحول فرهنگی در جامعه و حرکت سریعتر به سوی آرمان‌ها را دست یافتنی دانست و گفت: پیامبر مکرم اسلام (ص) توانست با مجاهدت‌های بی نظیر، طی 23 سال جامعه جاهلی و گمراهی را که دختران را زنده به گور می‌کرد و بر سر پوچ‌ترین مسائل، خونین‌ترین جنگ‌ها را به راه می‌انداخت، هدایت کند و به نقطه‌ای برساند که بخش عظیمی از جهان را در سیطره قدرت خود داشته باشد. این مسئله نشان می‌دهد که تحول فرهنگی در هر اجتماعی ممکن است.

نقدی ادامه داد: جامعه امروز ما بسیار مستعد رشد و پیشرفت فرهنگی است چراکه 1400 سال در مکتب اهل بیت (س) و 30 سال تحت زعامت ولایت فقیه تربیت یافته است، لذا این مسئولین هستند که باید با خودسازی و تزکیه نفس، اخلاص را در خود تقویت کنند و تنها در این صورت است که همه مشکلات رفع خواهد شد.

وی امام راحل (ره) را نمونه دیگری از یک مصلح اجتماعی دانست و خاطرنشان کرد: امام (ره) حجت را برای همیشه بر ما تمام کرده است. ایشان کسی بود که به تنهایی قیام کرد و انقلابی را بنیان نهاد که امروز همه عالم را متحول کرده است.

نقدی با بیان اینکه بسیج، خودسازی درونی و نقش آفرینی در اجتماع را توامان پی می‌گیرد، تصریح کرد: اخلاص بسیجیان هر غیر ممکنی را ممکن می‌کند. پیروزی در دفاع مقدس یک غیرممکن بود که اخلاص بسیجیان آن را ممکن ساخت. امروز نیز بسیج با جدیت امر به معروف و نهی از منکر ایجابی را در راستای تسریع در تحول فرهنگی جامعه در دستور کار دارد.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین، امر به معروف و نهی از منکر ایجابی را ستون فقرات حرکت اجتماعی بسیج عنوان کرد و ادامه داد: کسانی که سبک زندگی غربی را برگزیده‌اند، مواضع تصرف شده ما توسط دشمن هستند که باید آن ها را پس بگیریم.

وی با تاکید بر این مسئله که خودسازی در بستر انقلابی‌گری و جهاد در صحنه اجتماع محقق می‌شود، افزود: بسیجی باید همچون مولای خود، امیرالمومنین (ع) در تمام صحنه‌ها از عبادت گرفته تا جهاد با دشمنان خدا، حاضر باشد. امروز نیز بسیجیان اشاعه منکرات و ترک معروفات توسط افرادی معدود را تماشاچی نخواهند بود و با امر به معروف و نهی از منکر ایجابی در جامعه نقش آفرینی خواهند کرد.

نقدی امر به معروف و نهی از منکر را زیر بنای تمام فرائض دانسته و گفت: احیای امر به معروف احیای اسلام است. در خصوص سایر فرائض مانند نماز از واژه "اقامه " استفاده می‌شود اما در خصوص امر به معروف، لفظ "احیا " را باید به کار برد زیرا این فریضه در جامعه ترک شده است و ابتدا باید "احیا " و سپس "اقامه " شود.

وی با انتقاد از ارائه چهره صرفا انتظامی از فریضه امر به معروف و نهی از منکر اظهار داشت: ارائه یک چهره صرفا انتظامی و سلبی از امر به معروف و نهی از منکر، ظلم به این فریضه است. اکثر منکرات در جامعه با تذکر محبت‌آمیز، مشفقانه و محترمانه اصلاح خواهد شد و تنها بخش بسیار کوچکی از منکرات است که نیازمند برخورد انتظامی است که در حوزه وظایف و اختیارات نیروی انتظامی قرار دارد.

پیروزی ما در جنگ نرم، پذیرش فرهنگ انقلاب اسلامی توسط مردم جهان را به دنبال خواهد داشت

نقدی همچنین در جمع فرماندهان حوزه‌ها و پایگاه‌های ناحیه عمار یاسر واقع در منطقه 22 تهران، تحقق وعده امام راحل (ره) در خصوص زمینه‌سازی انقلاب اسلامی برای ظهور حضرت حجت را در گرو پیروزی نهایی در جنگ نرم دانست و گفت: سرنوشت این وعده امام در معرکه‌ای که هم‌اکنون در جریان است مشخص می‌شود و باید همچون دفاع مقدس کمربند‌ها را محکم ببندیم. نتایج حاصل از پیروزی در جنگ نرم با دفاع مقدس قابل مقایسه نیست و تحولات بسیار عظیمی را در پی دارد.

وی با بیان این مطلب که جنگ نرم، نبرد بر سر ارائه الگو و سبک زندگی به مردم جهان است، گفت: با پیروزی نهایی ما در جنگ نرم، فرهنگ انقلاب اسلامی توسط مردم سراسر جهان پذیرفته خواهد شد.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در پایان ادامه داد: مردم ما چگونه مبارزه کردن را به ملت‌های جهان آموزش داده‌اند. موج عظیم و غیرقابل کنترل بیداری اسلامی نتیجه عملی انتقال الگوی چگونه مبارزه کردن با استکبار است و این مسئله تا جایی پیش رفته است که شعارهای انقلاب اسلامی در قلب اروپا و آمریکای لاتین شنیده می‌شود. ماموریت امروز ما این است که الگوی چگونه زیستن را به ملت‌ها بیاموزیم و این نیازمند همت بالای مردم ایران است.


برچسب‌ها: بسیج امر به معروف و نهی ‌از منکر
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:28 بعد از ظهر | لينک ثابت |

بسیج چیست و بسیجی کیست؟

 *این پرسشی است که بارها به ذهن هر شهروندی خطور کرده و هرکس به تناوب آگاهی خود از این دو واژه، پاسخی برای آن دست و پا کرده است.

 یکی فکر می‌کند که بسیج محلی برای آموزش و سازماندهی افراد مسلح برای دفاع از امنیت کشور است، دیگری بسیج را کانونی برای برقراری نظم عمومی می‌شناسد، نفر سوم می اندیشد که بسیج، مرکز تقویت و تحکیم باورهای فرهنگی و اعتقادی و فضایل اخلاقی است، یکی هم گمان می کند از طریق بسیج می‌توان کالاهای اساسی و کمیاب را میان شهروندان توزیع کرد، آن یک به هنگام اجرای یک طرح گسترده و همگانی واکسیناسیون، یاد بسیج می‌افتد و بالاخره کسانی هم هستند که از دریچه این شعار به بسیج نگریسته‌اند: «توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد» به زعم اینان هم لابد، بسیج، کانون خشونت و سرکوب بسیجی چیزی معادل توپ و تانک قلمداد می‌شود!‌ اما به راستی بسیج چیست و بسیجی کیست که تا این حد متنوع دربار‌ه‌اش قضاوت شده و می‌شود؟

نیروی مسلح، آیا نشانی درست و کاملی از بسیج است در این صورت، تفاوت آن با ارتش و سپاه چیست؟ یا اگر او را به عنوان حافظ نظم اجتماعی معرفی کنیم، پس نیروی انتظامی چه می‌شود؟ همین طور با وجود مراکز فرهنگی نظیر وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، حوزه‌ها و کانونهای دینی و فرهنگی دیگر، بسیج در این زمینه‌ها چه کاره است؟ با وجود وزارت بازرگانی و سازمانهای صنفی اقتصادی و غیره چه جایی برای بسیج اقتصادی است؟ وقتی امور بهداشتی و درمانی یاری رسانی و مددکاری اجتماعی متولیانی همچون وزارت بهداشت و درمان، بهزیستی، کمیته امداد دارد، دیگر چه نیازی به بسیج و بسیجیان است که پای در این میدانها نهند؟

به نظر می‌رسد هنوز به تعریف درستی درباره بسیج نرسیده‌ایم. شاید اشتباه اساسی این است که به بسیج از زاویه یک سازمان و تشیکلات نگاه شده و کسانی گمان کرده‌اند که بسیجی یعنی کارمند و کارگزار موظف و مواجب‌بگیر. با این دید، خیلی زود می‌توان نتیجه‌گیری کرد که با وجود سازمانهای مشخص در هر یک از آن زمینه‌ها، ضرورتی برای یک تشکیلات موازی وجود ندارد.

اما حقیقت بسی فراتر از آن چیزی است که در ذهن سطحی نگر و ساده انگار ما جلوه کرده است. بسیج یک مکتب فکری و چارچوب عملی برای زندگی اجتماعی و کارزار در این دنیای پرآشوب و فتنه است و بسیجی بودن یعنی آگاهی از رمز و راز این کارزار و آماده ساختن خود برای دست و پنجه نرم کردن با موانع و مشکلات و فراهم کردن شرایط زیستنی پاک و زیبا در دنیایی سرشار از مسئولیت و تعهد.

از این منظر، بسیج، قلعه مستحکمی است به گستره تمامی کشور که تمامی شهروندان و مدیر آن به فراخور حال، وظیفه‌ای در حفظ امنیت، رونق معیشت، تحکیم فرهنگ و فضیلت،آبادانی و رشد و شکوه و عظمت مادی و معنوی آن برعهده دارند. در این مکتب، انسانها با خالی کردن دل خود از هواها و اغراض شخصی، به خدا و منافع خلق خدا می‌اندیشند، اقتدار و امنیت جامعه را نه در سایه در یوزگی قدرتهای بیگانه، بلکه از رهگذر اتکا به توانایی های خویش جست و جو می‌کنند.

در جامعه بسیجی،‏ منافع باندی و حزبی راهبر و چراغ هدایت دست اندرکاران نیست، بلکه مسئولان برای خدمت بی‌ریا و خالص به بندگان خدا، با یکدیگر مسابقه می‌دهند.

در جامعه بسیجی، نه تنها از جنگ قدرت خبری نیست بلکه، افراد به دلیل اعتقاد به تصدی امور توسط شایسته‌ترینها، از زیر بار ریاست طفره می‌روند و دیگران را برخود مقدم می‌دارند.

در جامعه بسیجی، نه تنها از حیف و میل، دزدی و اختلاس و سوء استفاده از امکانات عمومی به نفع خود و خویشاوندان و نزدیکان خبری نیست، بلکه کارگزاران حکومتی مقیدند به هر نسبت که موقعیت و شغل بالاتری دارند، از امکانات و مواهب مادی کمتری برخوردار باشند نه اینکه چون مدیران بیش از دیگران زحمت می‌کشند، باید میزان برخورداریشان هم چندین و چند برابر زیردستان باشد. قناعت در چنین مکتبی، حرف اول را می‌زند بسیجیها مصداق همان کلام معصوم (ع) هستند که مؤمن در عین بهره‌رسانی بسیار به دیگران، هزینه‌اش بسی اندک است.

در جامعه بسیجی، رشوه، پارتی بازی، زد و بند و توطئه، تبعیض و حق کشی جایی ندارد همه می‌توانند امیدوار باشند که برای رسیدن به حقوق خویش، از یاری دیگر شهروندان برخوردارند و نیازی نیست که برای به چنگ آوردن حق خود، بر چهره این و آن پنجه بکشند.

در جامعه بسیجی، هر کس داناتر، دانشمندتر، با تقواتر، قوی‌تر و خوش‌ اخلاق‌تر باشد صلاحیت بیشتری برای تکیه زدن بر کرسی مسئولیت خواهد داشت و چاپلوسان و تملق گویان و عناصر ضعیف‌النفس را راهی به مناصب حکومتی نیست.

انقلاب، بسیج و بسیجی را این گونه تعریف کرد و امام با همین دید بود که آرزو می‌کرد، خداوند او را با بسیجیانش محشور کند.


برچسب‌ها: بسیج چیست و بسیجی کیست
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:26 بعد از ظهر | لينک ثابت |

ویژگی‌های بسیج در مکتب اسلام

تقوا

تقوا در لغت به معنای خود نگهداری و پرهیز است و در اصطلاح دینی به معنای خویشتن‌داری از چیزی است که زیان آخرتی دارد. و به عبارت دیگر تقوا یعنی پرهیز از گناه و انجام واجب است. از امام صادق (ع) سوال شده که تقوا چیست؟ حضرت فرمودند: تقوا آن است که خداوند تو را در جایی که امر کرده ا ست غایب نبیند و در جایی که نهی کرده مشاهده نکند.

تقوا اصلی‌ترین ویژگی هر مسلمان است که خداوند و اولیای دینی به رعایت آن دستور داده‌اند خداوند در قرآن فرموده است:

«واتقواالله واعلمو ان الله  مع‌المتقین»  پرهیزکار باشید و بدانید خداوند با پرهیزکاران است.

عشق به خداوند

 عشق عبارت از محبت شدید است و محبت در لغت به معنای رغبت و تمایل به چیزی لذت‌بخش است. معنای اصطلاح محبت عبارت از حلقه‌ای است که شما را به شئی دیگر متصل می‌کند بنابراین محبت و دوستی یک حقیقت درونی است که ظرف آن قلب انسان است و از مقوله لفظ نمی‌باشد. خانگاه عشق و محبت یکی از سه مورد عقل، فطرت و شهوت می‌باشد محبتی که برخاسته از عقل است محبتی ارزشی و بدور از وسواس شیطانی و هیجان‌های شهوانی است و بهترین نوع محبت است که نمونه آن محبت خداوند، اولیاء خدا و ارزش‌های الهی است. و محبت خداوند حلقه‌ای است ضروری، ذاتی، حقیقی، ارزشی، معقول، مطلق و دارای پاداش که انسان یا هر موجودی دیگر را به خدای متعال متصل می‌کند. بنابراین محبت خداوند یک محبت عامل است و دیگر محبتها ناقص ست. تنها تفاوت محبت و عشق در این است که عشق حلقه‌ای شدید است به خداوند. بنابراین بیشترین محبت و عشق بندگان باید به خداوند اختصاص یابد. و این عشق یک عشق یک طرفه نیست. بلکه خداوند هم عاشق بنده‌اش می‌گردد در این صورت عبد و معبود، عاشق و معشوق یکدیگر می‌شوند و این بالاترین افتخاری است که نصیب بنده عاشق خدا می‌گردد.

رضا به قضای الهی

ویژگی دیگر بسیجی رضا به مقدرات الهی و خواسته خداوند تعالی است و هر چه برای او مقرر کند خیر اوست. بسیجی کسی است که از سختی و راحتی‌هایی که به او می‌رسد بطور سبکبال استقبال می‌کند و به این صورت به مقام بلند رضا بار می‌یابد. بسیجی با رسیدن به مقام رضا آرامش می‌یابد و حالت اعتراض از روحش رخت برمی‌بندد و کسی که بر خداوند معترض و از او  ناراضی نباشد از طمأنینه و آرامش خاص برخوردار است، از آینده دلهره‌ای ندارد و بر سختی‌ های گذشته اظهار ناراحتی نمی‌کند.

 تسلیم

بسیجی مؤمن واقعی است که در برابر احکام الهی تسلیم است و به دستورات الهی عمل می‌کند او هرگز علم مخالفت با خداوند را بلند نمی کند و هیچگاه علم سبز تسلیم را بر زمین نمی‌نهد و آنچه از طرف خداوند آمده و بر پیامبرش نازل شده و امامان بزرگوار بیان کردند و فقها که وارثان انبیاء و امامان در روی زمین هستند ایمان دارند و آنها را با طیب خاطر می‌پذیرند و این پذیرش بدون چون و چراست. و تمام اسلام را به تمام اسلام می‌پذیرند. نه آنچه که به نفع‌اش باشد چنین کسی نقطه مقابل کسانی است که عدم تسلیم خود را در برابر احکام اسلام را با توجیهات پوچ و بهانه‌های شیطانی پوشش می‌دهند.

بندگی

بسیجی بنده واقعی خداست، او این بندگی را می‌شناسد و به آن پایبند است چرا که ارزش خود را در آن می‌بیند و فلسفه خلقت را در آن مشاهده می‌کند چه اینکه خداوند می‌فرماید:

ما خلقت الجن و لانس الا لیعبدون. من جن و انس را نیافریدم مگر این که مرا پرستش کنند. زیرا بسیجی زندگی را بدون بندگی پوچ و هیچ می‌داند و این بندگی خداست که به آدمی هویت انسانی می‌بخشد و به درجات کمال می‌رساند بسیجی معبود و عابد و عبادت را شناخته و عبادت او از شیرین‌ترین و لذت‌بخش ترین عشق بازی او با حضرت حق است. بنابراین بسیجی عبادت آگاهانه و از روی اعتدال دارد و از روی محبت خدا را پرستش می‌کند.

اخلاص

  ویژگی بعدی بسیجی اخلاص است که اعمال او را فراگرفته است بسیجی عاشق خداست و به او می‌اندیشد و برای او حرکت می‌کند و برای میهن است که بسیج می‌شود لشکر مخلص خدا زیباترین و گرامی‌ترین حرکتها، حرکتهای بسیجی است که از روح بزرگ او سرچشمه می‌گیرد و باید این حرکتها رنگ خدا داشته باشند.

تواضع 

 تواضع ویژگی دیگر بسیجی است که با تواضع و فروتنی گردن کشی و قلدری و سبکسری را از ساخت خود دور می‌نماید سر به زیری را سیره خود قرار می‌دهد و با این تواضع به خدای خود تقرب می‌جوید.

عزت نفس

ویژگی دیگر اخلاق بسیجی عزت نفس است. بسیجی حاضر نیست خود را حقیر کرده و ذلیل دیگران گرداند او عزت خود را از حضرت حق دریافت کرده است زیرا عزت تنها از آن خداست. عزت بسیجی سبب اطاعت از خداوند، تقوا، توکل، فرو بردن خشم، صبر، عفو، حق‌گرایی و قطع طمع از برخورداری‌های مردم است.
ایثار

ایثار ویژگی دیگر بسیجی است. ایثار مقدم کردن دیگران بر خویش است و بسیجیان ما این خصلت را در درون جنگ و انقلاب به عینه با گذشتن از جان و مالشان ثابت کردند.

شجاعت

شجاعت صفتی است که بسیجی با آن قوام می‌گیرد و به وجود می‌آید صفت شجاعت با سخنان و رفتار شجاعان تجلی می‌یابد. حضور در میدان نبرد، سختی حق در برابر صاحبان زر و زور سیره شجاعان روزگار بوده است 

شهادت طلبی

شهادت در راه خدا بهترین مزدی است  که خداوند ممکن است به کسی ارزانی دهد. تاریخ بسیجی تاریخ سرخ لاله‌های گلگون است و یاد و نام بسیجی با مرکب سرخ در تاریخ نقش بسته است و همین ویژگی است که او را اسطوره شور و حماسه کرده است خداوند و فرشتگان به او افتخار می‌کنند. بسیجی شهادت را می‌شناسد و به آن عشق می‌ورزد.

زهد و سادگی

زهد عبارت از بی‌رغبتی به دنیاست به نحوی که اگر دنیا  از دست رفته افسوس آن را نخوردن و بر آن نالان نشدن (خلاصه یعنی به دنیا بیش از آخرت تکیه نشود) یکی از ویژگیهای دیگر بسیج زهدنیت به دنیا است و دنیا را اصل و هدف خود قرار نمی‌دهد و از آن هم غافل نیست بلکه نیت به دنیا وابسته نیست.

حق‌پذیری

حق‌پذیری ویژگی دیگر بسیجی است او کلام و عمل حق را از دیگران می‌پذیرد و هرگز بر اشتباه خود اصرار ندارد همان گونه که بیان شد او سخن حق را از دشمن‌ها می‌پذیرد زیرا بسیجی پیرو رسول الله (ص) است که فرمود حق را از هر کوچک و بزرگ بپذیر اگر چه او دشمن تو باشد و باطل را بر هر کوچک و بزرگ رد کن اگر چه او دوست تو باشد.

سرسختی با دشمنان

سرسختی در برابر دشمنان شناخته شده اسلام از جمله ویژگی‌های اخلاقی یک بسیجی است. معیار بسیجی اسلام است و هر کسی با اسلام سازش ندارد بسیجی با او سازش ندارد.

انس و مهربانی با دوستان

بسیجی کسی است که برای ارتباط با دیگران تلاش می‌کند و بر عطوفت و مهربانی کمک می‌کند و به نیازمندان یاری می‌دهد و با یکدیگر مهربان هستند و آن گونه که قرآن فرموده «رحماء بینهم» می‌باشند.

نشاط دینی

بسیجی فردی است که نشاط دینی دارد کردار و گفتار بسیجی بوی عطر دین می‌ دهد روحیه او روحیه مذهبی و معنوی است و از انضباط دینی برخوردار است. انجام اعمال دینی برای فرد بسیجی آسان و گوارا است و با نشاط با دستورات دینی روبرو می‌شود

 غیرت و حیا

غیرت، فتوت و مردانگی از ویژگی‌های بسیجی است. بسیجی نسبت به پاکی و طهارت اخلاقی خانواده و جامعه‌اش اهمیت زیادی می‌دهد و با کمال وجود با بی‌عفتی، بی‌حجابی، بی‌بندو باری در جامعه مخالفت می‌ورزد. بسیجی اهل تساهل و تسامح نیست بی عفتی و بی‌حجابی در جامعه را عین بی غیرتی و خلاف فتوت و مردانگی می‌داند زیرا خداوند غیور است و مردان غیور را دوست دارد.

 حلم و بردباری

بسیجی کسی است  که دارای حلم و (بردباری) و بزرگواری است و در تحصیل آن کوشا است زیرا می خواهد در جامعه تأثیرگذار باشد. بنابراین به دنبال تغییر و تحولات اخلاقی در خودش می‌باشد و تحولات اخلاقی و فرهنگی بدون حلم و بزرگواری میسر نمی‌شود.

 روحیه و فرهنگ بسیجی

بعد از بررسی‌ ویژگیهای بسیجی ما به این قدرت و عظمت پی‌ می‌بریم که چه چیزی در قلب پر تشویش دشمنان انسانیت از نیروهای بسیجی یک دلاور و شکست ناپذیر و یک فریادگر همیشه قهرمان تبدیل کرده و رعب نیروهای بسیجی را در قلب دشمن انداخته به حکم «والقیفا فی قلوبهم الرعب» آن رعبی که دشمن در دلش نسبت به بسیجی احساس می‌کرد کار خدا بود و علت آن بود که بسیجی‌ها مخلص بودند و آنها الهی شده بودند، راه خدا را می‌رفتند، رضای خدا را جستجو می‌کردند و برای اعتلای کلمه الله از همه چیز و حتی از جان شیرین خود گذشته‌اند و توانستند اسلام و انقلاب را حافظ باشند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌فرماید: «جوانان بسیجی بسیار از خود مایه گذاشتند تا  این شرارت عظیم تاریخی را خنثی کردند و اگر جمهوری اسلامی ایران به تنهایی در برابر شیاطین دنیا توانست با این صلابت از کشور خود دفاع کند این نقش نیروهای داوطلب است و بسیجیان عامل درجه اول و در نوک پیکان دفاع از میهن قرار دارند.»

این دیگر یک مقوله و معیار نظامی نیست، این خمیر مایه صیقل دلها و الهی شدن انسانهاست. این یک فرهنگ است. این الگوی زندگی هدف‌دار است. این فرهنگ انسان سازی است، این فرهنگ انسان زیستن است ما امروز همچنان به این فرهنگ نیاز داریم به همین دلیل بایستی همچنان برای تثبیت نظام ارزشی بسیج در این سرزمین تلاش کنیم.

و نکته آخر اینکه: بسیج و بسیجیان با تمام این اوصاف و ویژگیها افتخارش خدمت به اسلام است، افتخار بسیج خدمت به اسلام است افتخار بسیج خدمت به انسانیت است و این افتخار بزرگ برای انقلاب ما فقط با روحیه و فرهنگ بسیجی ما بدست آمده و حفظ آن فقط با حفظ میهن روحیه و فرهنگ میسر است بدین جهت است که رهبر معظم انقلاب می‌فرماید: فراگیر شدن فرهنگ بسیجی، انقلاب را بیمه خواهد کرد.

اگر این روحیه و فرهنگ بسیجی نبود آیا ما می توانستیم حوادث و بحران های عظیم بر سر راه انقلاب مثل جریان‌های اوایل انقلاب و جنگ تحمیلی را پشت سر بگذاریم چنان اقتداری بر ای ایران اسلامی، چنان عظمت و افتخاری برای انقلاب اسلامی تضمین نمائیم پس ما به چنین نیروی عظیمی و فرهنگ بالنده نیازمند هستیم تا انقلاب را در پیچ و خم حوادث به سلامت عبور دهیم. امروز بسیجی و نام آن حتی برای دنیای استکباری شناخته شده است چرا که عزت و عظمت ما در درون استقامت و نبرد جانانه نیروهای انقلاب را مدیون همین شجاعان سلحشور بوده‌ایم.

بنابراین ترویج این فرهنگ دفاع و حراست از این روحیه و فرهنگ بر عهده مسئولان  امر می‌باشد با حمایت کردن این نیروی مخلص بسیج به فرموده حضرت امام (ره) که فرمودند:

نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند. این جمله امام (ره) خیلی پر معنا و با مسما است این جمله همچنان موضوعیت دارد.

مسئولان امر نباید هرگز بگذارند روحیه و فرهنگ بسیجی به فراموشی سپرده شود نباید بگذارند خود بسیجی‌ها به فراموشی سپرده شوند. این خود کفران نعمت و عملی نابخشودنی است نباید بگذارند کسانی برای به فراموشی سپردن روحیه بسیجی و نادیده گرفتن بسیجی‌ها وسواس شوند تا شامل فرمایش حضرت امام نشویم که فرمودند: اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.

 بسیجی خمینی

در جستجوی حقیقتی بودم تا باورش کنم، خواهان قلبی تا غمهایم را در آن پس‌انداز نمایم، جویای بازوئی تا بر آن تکیه زنم و بی‌دغدغه دشمن به روزهای خوب و روشن بیاندیشم.

منتظر کسی بودم تا با اکسیر مهربانی یاریم دهد. نیازمند بودم تا صدائی مرا به خودم  فرا خواند و به شریانم حیات و گرما بخشد، در انتظار کسی که مرا باور داشته باشد و رویاهایش را با من قسمت کند.

منتظر مردی از سلاله پاکان، مردی که در کنارش زندگی با ضرباهنگی موزون دروازه‌های شادمانی را بگشاید و به قلمرو نیک‌بختی رهنمون شود.

 جویای مردی که زیبائی حقیقت را نشانم  دهد و آرامش روح را نصیبم گرداند.

..... تو را یافتم! آن هنگام که  در قامت بلند ولایت بر ماذنه ایمان، صلای معنویت و آزادی سر دادی.

وقتی نگاهم به نگاهت گره خورد، باورت کردم و احساس یک همدلی با شکوه در من بیدار شد، گرمای حاصل از حرارت عشق سراسر وجودم را پر کرد، و به برکت این عشق روئین تن شدم و به کسوت بسیجی درآمدم.

اینک در سایه وجودت، تمامی احساس های خوب را  تجربه می‌کنم و توانائی غلبه بر تمامی ناملایمات را باور دارم.

سخنانت نشان از ابدیت داشت و سرچشمه کامیابی و بالندگی بود. در کنارت، خشم توفان و آرامش رنگین کمان را با هم دارم. تو همانی که در جستجویش بودم، پس بگذار برای همیشه مرا با عنوان «بسیجی خمینی» بشناسند.

...


برچسب‌ها: ویژگی‌های بسیج در مکتب اسلام
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:25 بعد از ظهر | لينک ثابت |

بسیج و ولایت

پیشینه تشکیل بسیج
سـابـقـه تـشـکـیل بسیج مردمى در اسلام به تشکیل اوّلین حکومت اسلامى توسّط پیامبر(ص ) درمدینه بازمى گردد.

پـیـامـبر(ص )، ارتش خاصّى که کارش فقط نظامى گرى باشد، نداشت ، بلکه تنها نیروهاىدفـاعـى و رزمـى در غـزوات و سـریـّه هـا، نـیـروهـاى بـسـیـج مـردمـى بـودنـد کـه هر کدام داراى شـغـل خـاصّ خـود (کـشـاورز، بـاغـبـان ، کـاسـب و...) بـودنـد و در هـنـگـام هـجوم دشمن به فرمان پیامبر(ص ) بسیج مى شدند و به جبهه هاى نبرد مى شتافتند.

به تعبیر حضرت امام (س )؛
(قـضـیـه بـسـیـج ، هـمان مسئله اى است که در صدر اسلام بوده است ؛ وقتى جنگ مى شد طوایف مـخـتـلف مـى آمـدنـد و بـه جنگ مى رفتند و این مسئله جدیدى نیست و در اسلام سابقه داشته است...).
پـس از پـیـروزى انقلاب اسلامى ، حضرت امام خمینى (س ) معمار و بنیانگذار جمهورى اسلامى ،بـراى حـفـظ نـظـام از دسـیـسـه هاى دشمنان داخلى و خارجى طىّ پیامى در 5 آذر 1358 اقدام به تشکیل بسیج نمود.

حضرت آیت ا... خامنه اى درباره اهمّیّت تشکیل بسیج فرمودند:
(تـشـکـیـل بـسـیـج مـسـتضعفان به فرمان امام بزرگوار که به قصد حفظ دستاوردهاى عزیز و ارجـمـنـد انـقلاب اسلامى صورت گرفت ، یکى از ویژگى هاى انقلاب ماست . انقلابى که تنهابـا اتـّکـا بـه تـعـالیـم رهایى بخش ‍ اسلام و بدون تکیه بر هیچ قدرت خارجى شروع و به پیروزى رسید.
بـسـیـج پـایـدار و مـانـدنـى است و براى آن که ایران اسلامى بتواند بار سنگین هدایت الهى و سـعـادت انـسـان هـا را بـه سرمنزل مقصود برساند، بسیج باید روز به روز توسعه یابد و روحیه و معرفت بسیجى فراگیر شود.)

جایگاه بسیج در نظام اسلامى
نـیـروهـاى جـان بـر کـف بـسـیـجى که سلاح بصیرت و آگاهى را با سلاح رزم تواءمان دارند،(حـَمـَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلى اَسْیافِهِمْ)(  جایگاه بسیار بلند و مقامى بس ارزشمند را در جامعه اسلامى دارا هستند و جمهورى اسلامى در هیچ زمانى از وجود آنها بى نیاز نبوده و هیچ فـرمـانـرواى عادل و کاردان ، بدون آن ها در انجام وظایف و دستیابى به اهداف مقدّس خود موفّق نـیـست ؛ زیرا تا ابر قدرت هاى استکبارى و دشمنان اسلام در جهان وجود دارند، براى مقابله باآن هـا و حـفـظ مـوقـعـیـّت و قـدرت جـمهورى اسلامى وجود نیروهاى بسیجى با انسجام ، آمادگى وتقویت کامل ضرورت دارد.

حضرت امام خمینى (س )، در تبیین جایگاه بسیج و وصف بسیجیان ، کلمات نغزى فرموده است که درمورد هیچ سازمان و نهاد دیگرى سابقه ندارد:
(تـشـکیل بسیج در نظام جمهورى اسلامى یقیناً از برکات و الطاف جلیّه خداوند تعالى بود کهبـر مـلّت عـزیـز و انـقـلاب اسـلامـى ارزانـى شد. در حوادث گوناگون پس از پیروزى انقلاب خـصـوصـاً جنگ ، بودن نهادها و گروه هاى فراوانى که با ایثار و خلوص و فداکارى و شهادت طـلبـى ، کـشـور و انـقـلاب را بـیـمـه کـردنـد، ولى حـقـیـقـتـاً اگـر بـخـواهـیـم مـصـداق کـامـل از ایـثـار و خـلوص و فـداکـارى و عـشـق بـه ذات مـقدّس حق و اسلام را ارائه دهیم ، چه کسىسزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود. بسیج ، شجره طیّبه و درخت تناور و پُرثمرى است کـه شـکـوفـه هـاى آن بـوى بـهـار وصـل و طـراوت یـقـیـنـى حـدیـث عـشق مى دهد... بسیج ، میقات پابرهنگان و معراج پاک اندیشه اسلامى است ، که تربیت یافتگان آن ، نام و نشان در گمنامىو بـى نـشانى گرفته اند... من همواره به خلوص و صفاى بسیجیان غبطه مى خورم و از خدا مىخـواهـم تا با بسیجیانم محشور گرداند؛ چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجى ام).
بـدیـهـى اسـت مسوولان نـظـام اسـلامـى ، از چـنـیـن ذخـایـر ارزشـمـنـدى نـبـایـد غـافـل شـونـد و حـق آن اسـت که قدرشناس چنین سرمایه هایى باشند و در اداره امور کشور بهره گیرند. حضرت امام (س ) در این زمینه مى گوید:
(من دست یکایک شما پیشگامان رهایى را مى بوسم و مى دانم که اگر مسؤ ولین نظام اسلامى ازشـمـا غـافـل شوند به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت و شما باید بدانیدکه کارتان به پایان نرسیده است و انقلاب اسلامى در جهان ، نیازمند فداکارى هاى شماست .)
باید تامّل نمود که بسیجى چه خصوصیّاتى دارد که آن صفات سبب شده تا حضرت امام (س )که فقیهى بزرگ ، فیلسوف و مفسّرى توانمند و سیاستمدارى دوراندیش و بالاخره شخصیتی نـظـیـر بـعـد از مـعـصومین (ع ) بود، افتخار کند خود یک بسیجى است . برخى از آن صفات عـبـارت اسـت از: تـوکـّل ، صـبـر، دعا، خلوص ، راءفت و مهربانى ، انجام وظیفه بدون توقّع ،اخوّت و اتّحاد، حفظ بیت المال ، فداکارى ، شهادت طلبى ، ساده زیستى و هوشیارى .
از ایـن رو، بـسـیـجـیـان عـزیـز لازم اسـت در حـفـظ این صفات در خود و حراست از قداست و فرهنگ بسیجى کوشا باشند.

رابطه ولایت و بسیج
ولایت و رهبرى همواره در تشکیل و تقویت بسیج نقش اساسى داشته و بسیج در اطاعت مخلصانه ازرهبرى و دفاع از حریم ولایت سرآمد دیگران بوده است .
حـمـایـت و پـیـروى آگاهانه از رهبرى ، مهم ترین راه حفظ ارزش هایى است که با نثار خون هاى بسیار در طول تاریخ به دست آمده ؛ زیرا رهبر در صدر و محوریّت مسؤ ولان نظام ، نظاره گرو هـدایـت گـر تـصـمـیـم گـیـرى هـا و حـرکت هاى فرهنگى ، سیاسى و اقتصادى آنان و آگاه به توطئه هاى دشمنان مى باشد و به کار بستن رهنمودهاى او ضامن تداوم این ارزش هاست .
بـسـیجیان عزیز، در حمایت از رهبرى و ولایت باید به الگوى بسیجیان عالم حضرت على (ع )،اقتدا نمایند. آن حضرت همه وجودش را وقف اسلام نمود و آنچه رهبر و پیامبرش مى فرمود، انجام مـى داد. براى حفظ اسلام جانفشانى هاى غیر قابل وصفى از خود نشان داد. ولىّ امر مسلمین در اینزمینه مى فرماید:
(بـهـتـرین الگوى بسیجیان در همه عالَم ، حضرت على (ع ) است . امیرالمؤ منین على (ع )، انسان پاک باخته اى در راه خدا بود که همه همّت و تلاشش اسلام بود و من از بسیجیان این کشور علوىو فـاطـمـى مـى خـواهم که على (ع ) را الگوى خود قرار دهند... بسیجى یعنى على (ع ) که تمام وجـودش وقـف اسـلام بـود و آنچه رهبر و پیامبرش مى خواست و خدا را خشنود مى ساخت ، انجام مىداد.)
از دیـگـر بـسـیـجیان نمونه عالَم که در راه دفاع از ولایت تمام هستى خود را تقدیم کرد، زهراى اطـهـر(س ) را مـى تـوان نـام بـرد. پـس از رحـلت پـیـامـبـر(ص )، تـوطـئه (سـقـیـفـه )شکل گرفت و فاجعه آمیزترین پیامد آن ، انحراف در رهبرى و انزواى پیشواى بر حق ، على (ع) و خانه نشین شدن وى بود.
متاسّفانه توده مسلمانان با آن که جریان غدیر و جانشینى على (ع ) پس از پیامبر(ص ) را مىدانـسـتـنـد، در ایـن قـضیه یا جانبدارى از ارباب زر و زور و تزویر کردند و جذب جریان حاکم گشتند یا مذبذب و بدون اتخاذ خط و مشى سیاسى و فکرى شخصى همپاى امواج حرکت کردند و ولایت را تنها گذاشتند.

فـاطـمـه (س ) بـه عـنـوان آگـاه تـرین فرد نسبت به نقطه نظرات پیامبر(ص ) پیرامون آینده اسلام ، مطلع ترین بانو نسبت به اوضاع و شرایط سیاسى فرهنگى جامعه خویش ، متعهدترین و اسـتـوارتـریـن عنصر امّت در دفاع و جانبدارى از امام زمان خود، شایسته ترین و مناسب ترین فردى بود که مى باید در آن شرایط به دفاع از حریم ولایت بپردازد، چه آنکه وى هم از عمق جـریـان انـحـرافـى سـقیفه مطلع بود و هم بیشتر از همه کس از نقش ‍ ولایت در نگهبانى از دین ومیراث گرانقدر نبوت ، آگاهى داشت .
آن حـضـرت ، بـراى دفـاع از حـریـم ولایـت و آگـاهى بخشى به افکار عمومى مردم ، شیوه هاىمـخـتـلفـى را اتـخـاذ نـمـود کـه تـرسـیـم چهره زشت توطئه سقیفه ، معرّفى امیر مؤ منان و بیان ویژگى هاى رهبرى آن حضرت ، سرزنش آگاهان بى تفاوت ـ با ایراد خطبه معروفش در مسجد مدینه ـ ، یارى خواهى از انصار، روگردانى از حکومت مداران غاصب به هنگام عیادت وى و وصیّت به دفن شبانه از جمله آنهاست .
یـورش بـه خـانـه امامت و آتش زدن آن ، شهادت محسن (ع ) در این حادثه ، شکستن پهلوى حضرت فـاطمه (س )، کبود شدن بازو و سیلى خوردن از غاصبان زورگو، تصرّف غاصبانه فدک و...مـصـیـبت هایى بود که به جُرم دفاع از حریم ولایت ، ظرف مدّت سه ماه یا کمتر بر روح و جسم زهراى اطهر(س ) وارد شد که سرانجام بر اثر همین صدمات به شهادت رسید.
از آنـچـه ذکـر شد، درس ها و عبرت هاى زیادى مى توان گرفت ؛ از این رو، خواهران و برادران عـزیـز بسیجى باید با اقتدا به زهراى اطهر(س ) در دفاع از حریم ولایت فقیه که همان ولایت خـداسـت ، از هـیـچ کـوشـش و تـلاشـى دریـغ نـورزنـد، هـمـان گـونـه کـه رزمـنـدگان عزیز درسـال هـاى دفـاع مـقـدّس بـا اطـاعت از ولىّ امر خود، همه هستى شان را در کف اخلاص گذاشتند. درعصر حاضر نیز که دشمن به اقتدار و عظمت حاکمیت ولایت فقیه پى برده و با شیوه هاى مختلف درصـدد تـضـعـیـف آن بـرآمده است ، بر بسیجیان عزیز واجب است با اطاعت از فرامین رهبرى و باشـیـوه هاى مستدل و منطقى از حریم ولایت ، دفاع نمایند و با تقویت بینش سیاسى و آگاهى هاىعـلمـى و عـقـیدتى خود، در عرصه هاى مختلف فرهنگى ، سیاسى ، اجتماعى و سازندگى کشور،حـضـور فـعـّال داشـتـه بـاشـنـد و نـگـذارنـد بـى تفاوت هاى بى درد، پُست هاى حسّاس علمى ،فـرهـنـگـى و سـیـاسـى را اشـغـال کـنـنـد و جـریـان سـقـیـفـه هـا و بـه دنبال آن کربلاها و... تکرار شود.
در حال حاضر، رسالت اصلى بسیج دفاع از ارزش هاى الهى ، دفاع از نظام اسلامى ، آمادگی های لازم رزمـى و دفـاعـى بـراى ایـسـتـادگـى در مـقـابل حمله احتمالى دشمن و حضور در صحنه سازندگى کشور است ؛ چنان که حضرت آیت ا... خامنه اى فرمود:
(امـروز بـسـیـج عـنـاصـر مـؤ مـن و فـداکـار، عـلاوه بـر دفـاع مـسلّحانه از کشور و انقلاب بایدسـازنـدگـى کـشـور را نـیـز هـدف خـود قـرار دهـد... دولت بـه شـکـل بـسـیـجـى عـمـل کـرده و نیروهاى کارآمد بسیجى را به حضور در میدان سازندگى تشویق کند.)


برچسب‌ها: بسیج و ولایت
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:25 بعد از ظهر | لينک ثابت |

آفات انقلاب از دیدگاه شهید مطهری

 به گفته شهید مطهری آفتهائی که انقلابها و نهضتهای اسلامی را همواره تهدید می‌کنند،‌عبارتند از:
1ـ ‌نفوذ اندیشه‌های بیگانه برای مخدوش ساختن چهره انقلاب که ممکن است از طریق دشمنان و یا دوستان ناآگاه، صورت گیرد. این نفوذ خطری است که کیان انقلاب و اسلام را تهدید می‌کند.
2ـ‌ تجدد‌گرائی افراطی که عبارت‌است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نیست و پیراستن آن از آنچه از اسلام است با هدف رنگ زمان زدن و به روز کردن. این آفت بزرگی است که انقلاب را تهدید می‌کند.
3ـ ناتمام گذاشتن انقلاب به معنای بی‌توجهی به ضرورت پی‌گیری اهداف اولیه انقلاب اسلامی. به قول شهید مطهری در هر نهضت، مرحله سازندگی و اثبات به مراتب از مرحله پیش از آن که مرحله نفی و انکار است، دشوارتر می‌باشد.
4ـ رخنه فرصت طلبان. هر انقلاب مادام که مراحل دشوار اولیه خود را طی می‌کند، سنگینی بارش بردوش افراد مؤمن و مخلص قرار دارد ولی همین که به بار نشست سرو کله افراد فرصت‌طلب برای چیدن ثمره‌های آن پیدا می‌شود. میدان دادن به این گونه افراد،‌خطری است که دوام انقلاب را مورد تهدید قرار می‌دهد.
5ـ تغییر دیدگاه که به معنی از دست دادن عدالت و اخلاص در مرحله تقسیم غنائم ودستاوردهای انقلاب است. تغییر دیدگاه به معنی امتناع عمدی درتحقق هدفهائی است که وعده آن در آغاز انقلاب به مردم داده شده بود.
اگر چه شهید مطهری کتاب «نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر» را سالها قبل از شکل‌گیری انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآورده ولی دیدگاه وی راجع به آ‌فات انقلاب، هم اکنون نیز  مصداق دارد. یعنی الآن نیز پدیده‌هائی چون نفوذ اندیشه‌های بیگانه، تجدد‌گرائی افراطی، ناتمام گذاردن انقلاب، رخنه فرصت‌طلبان و تغییر دیدگاه متولیان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نسبت به انتظارات معقول و منطقی مردم، آفاتی هستند که می‌تواند نهضت و نظام را از درون تهدید نماید.


برچسب‌ها: آفات انقلاب از دیدگاه شهید مطهری
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:24 بعد از ظهر | لينک ثابت |

نقش بسیج در ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر

ضرورت توجه به احیای امر به معروف و نهی از منکر در بسیج

برای حفظ هر جامعه از فساد و انحراف و سقوط، نظارت همگانی و در بعضی از موارد، نظارت گروهی اشخاص لازم و ضروری است تا افراد صالح بر آن چه بر جامعه می گذارد، نظارت داشته باشند و جامعه و فرد را از «رفتن به سوی فساد و انحرافات» محفوظ نگاه دارند. بر اساس همین استدلال، از مهمترین و عظیم ترین فرایض و واجبات اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است.
با استفاده از این مقدمه می توان به ضرورت ایجاد ابزارهای «مراقبت های اجتماعی غیر رسمی» اشاره داشت که در نظم بخشیدن به رفتارهای اجتماعی بسیار کارآمد و مؤثرند. این مراقبت ها صورت می گیرند تا افراد مطابق الگوهای رفتاری مطلوب جامعه عمل کنند و از الگوهای نامطلوب پرهیز کنند. اگر تأملی هر چند گذرا به این وظیفه خطیر داشته باشیم، به درستی در‌خواهیم یافت که نیروی توانمند بسیج نقش مهمی در ایجاد این مسئله دارد.
از آنجایی که بسیجی رهرو راه الهی است و پیام الهی را با مدد از سیره و بیان اهل‌بیت ازقرآن دریافت می کند و همواره در تلاش است تا وظیفه‌ی حساس اصلاح جامعه اسلامی را بر دوش بکشد و تمامی ملامت ها را با جان و دل پذیرا باشد. شاید اطاله‌ی کلام باشد که باز از وظیفه شناسی، ایثار و از خودگذشتگی بسیج در راه حفظ خط مشی ها و تداوم انقلاب سخن بگوئیم ولی درک بسیج از ضرورت سالم سازی جامعه اسلامی با انجام فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر علیرغم برخی بی مهری ها، از چنان ارزش و جایگاهی برخوردار است که اگر نگوییم بالاتر از فریضه جهاد مستقیم و حضور در میدان رزم است، قطعاً همسنگ چنین جایگاهی خواهد بود.
بسیج مملوّ از رفتارهایی است که وظیفه شناسی آحاد اعضای آن نسبت به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، دستاوردهای درخشانی را برای جامعه انقلابی ایران رقم زده است.

ویژگیهای منحصر به فرد بسیج

بسیج از بدو تشکیل خود یکسری آرمانهایی را جستجو می کرده است و بر طبق همین آرمانها و ارزشها یکسری ویژگی های خاص خود را دارد که می تواند در احیای فرهنگ نورانی امر به معروف و نهی از منکر راهگشا باشد، لذا برای شناخت بهتر این ویژگیها به بیانات حضرت آیت الله مصباح یزدی در همین رابطه اشاره می کنیم:
« بسیج حرکتی است فراگیر در جامعه ، به سوی هدفی والا. مقصود از عبارت فوق ، بیان تعریفی جامع ، مانع و منطقی نیست. از این روی ، بهتر است ویژگیهای این مفهوم بازشناسی شود.
اولین ویژگی بسیج ، « حرکت » است. تفکر بسیجی با رکود و بی تحرکی تناسب ندارد.
دومین ویژگی اینکه حرکتی « سریع و توفنده » است.کسانی که در جامعه حرکتی کند دارند، هرچند ساکن نیستند بسیجی نیز به شمار نمی آیند.
ویژگی سوم حرکت بسیج ، « فراگیر و جمعی بودن » آن است. اگر فرد یا گروهی کوچک ، حرکتی سریع انجام دهند ، این حرکت بسیج نیست. بلکه بسیج یک حرکت سریع فراگیر در جامعه است.
ویژگی چهارمی که می توان در این مفهوم شناسایی کرد ، « هدفمندی و انگیزه داشتن » این حرکت است. حرکت بسیجی یک حرکت کور به سوی هدفی نامعین نیست بلکه حرکتی باانگیزه به سوی یک هدف مشخص و شناخته شده است. آخرین ویژگی ، « فداکاری » است. از بیانات آیت الله مصباح یزدی »
این ویژگی ها مطمئنا در نهادی مانند بسیج تنها جمع گشته است ولی قابل ذکر است که اگر بخواهیم از این نیروی ارزشمند استفاده کنیم باید در خود بسیج نیز یک بازنگری دیگری صورت پذیرد و آفات موجود که اهداف عالیه این نهاد مقدس را تحت الشعاع قرار می دهد را باید شناسایی نمود تا بتواند وظیفه های خود، از جمله احیای فرهنگ ارزشهای انقلاب مانند امر به معروف و نهی از منکر را ایفا نماید.

نقش بسیج در اجرای عملی امر به معروف و نهی از منکر

سومین مرحله از مراحل سه گانه امر به معروف و نهی از منکر را که اشاره می کنند، مرحله عمل و برخورد فیزیکی می باشد که خود دارای مراتبی است از جمله جدائی انداختن میان شخص و عمل ناروا ، ضرر زدن مالی و جانی ، این مرحله به جهت ظرافت و دقت خاصی که می طلبد ، باید با اذن فقیه جامع الشرائط و در زمان استقرار حکومت دینی با اجازه ولی فقیه و بازوان اجرایی وی صورت پذیرد. در این مرحله مهمترین مساله آن است که نخست مشخص گردد که چه نهادهایی متکلف این برخورد فیزیکی می باشند و ثانیا برای عدم تداخل وظایف هر یک از این نهادها و اساس، چارچوب قانون مشخص گردد.
آنچه که بصورت یک واقعیت در جامعه قابل لمس است این مسئله می باشد که بسیاری از نهادها ( دولتی و دینی ) وجود دارند که به نحوی در باب امر به معروف و نهی از منکر مدعی و دخیل اند این مسئله تنها به برخورد فیزیکی اختصاص ندارد بلکه در دو مرحله دیگر یعنی ( مرحله قلب و مرحله زبان ) نیز قابل مشاهده تر و عامه تر است. مانند بسیج ، ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر ، وزارت کشور ، وزارت اطلاعات ، نیروی انتظامی و هیئتهای مذهبی ، باید برای مشخص کردن منشاء جایگاه کارکردها و کارکردهای غالب هر یک از این نهادها ، تعیین نقاط اصطکاک ، همپوشانی ، تماس و نسبت آنها با یکدیگر ( مشروعیت ، اقتدار ، نفوذ ) و روشن سازی بحران ها و مشکلات آنها تحقیقی جامع صورت پذیرفته و نحوه دخالت و حد و حدود آن در باب امر به معروف و نهی از منکر خصوصا در باب برخورد فیزیکی مشخص گشته و بصورت قانون در آمده و این قانون یا قوانین در جامعه نهادینه شود.

اقدامات بسیج در احیای امر به معروف و نهی از منکر

« بسیج در راستای تحقق این فریضه مهم مبادرت به راه اندازی قرارگاه سیدالشهداء نموده است. البته این فعالیت در جهت اصلاح ارزشهاست و نباید خدای ناکرده عاملی در جهت رعب و دوری مردم مخصوصا جوانان نسبت به دین و ارزشهای اسلامی و طرد از پایگاه های بسیج و از اصل فرهنگ بسیج گردد.»
بر درک بهتر جایگاه بسیج به سخنان ارزشمند رئیس قوه قضائیه حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی در جایگاه ویژه و کارآمدی بسیج اشاره می کنیم: « ... هیچ تشکیلات و ساختار اجتماعی به این گستردگی و عظمت نداریم و هیچ تشکیلاتی هم به جز بسیج نمی تواند این میزان فراگیر باشد، بسیج برای حفظ ارزش ها و احیای ارزش های اسلامی است. بسیج می تواند نقش امر به معروف و نهی از منکر را به خوبی ایفا کند. امر به معروف و نهی از منکر هم به معنای امر و نهی کردن نیست زیرا ممکن است در شرایط و فضای جامعه برداشتهای نادرستی از این مساله صورت گیرد و تصور شود که منظور از امر به معروف و نهی از منکر، امر و نهی کردن است، منظور از امر به معروف و نهی از منکر احیای معروف و سالم سازی جامعه از منکرات است، لذا بسیج باید این هدف را دنبال کند. ساختار بسیج باید کم آسیب تر و مردمی تر باشد و مرز بندی نداشته باشد زیرا در حالتی که مانند احزاب مرزبندی داشته باشد آسیب های بیشتری متوجه این نهاد خواهد شد. هر چه نوع عملکرد و رویکرد این ساختار منطبق با نیازهای جوامع مختلف باشد موفق تر و موثر تر خواهد بود ... »
«... تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از برکات و الطاف خداوند تعالی بود که بر ملت ایرانی ارزانی شد. بسیج یک نهاد انقلابی است که از توده مردم و آحاد جامعه تشکیل و بوجود می آید. برخی از جامعه شناسان معتقدند بسیج برای انقلاب بوجود می آید یعنی توده مردم بسیج می شوند تا انقلابی را به نتیجه برسانند به همین دلیل حرکت توده های مردم برای برپایی نظام حکومتی جدید را بسیج می گویند. بسیج پیش از آنکه یک تشکل باشد، تفکر است و خدمات صادقانه، بی منت و داوطلبانه با اعتقاد به مبانی اندیشه ناب دینی از ویژگی های تفکر بسیجی است. عظمت اهداف انقلاب و گستردگی توطئه های دشمنان ایجاب می کند که برای حفظ و صیانت از انقلاب اسلامی و ارزشها و مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان، نیروی مقاومت بسیج با پرسنل فداکار و ایثارگر در مقابل همه تهدیدات بایستند تا دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران حفظ و حراست شود.»( کیوان محمدی / مقاله بسیج در نگاه آماری / نشریه راه مردم)


برچسب‌ها: نقش بسیج
نوشته شده توسط × در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 2:23 بعد از ظهر | لينک ثابت |

فی حب الله

عکس های مذهبی سری جدید


برچسب‌ها: فی حب الله
نوشته شده توسط × در سه شنبه دوم اسفند 1390 ساعت 11:19 بعد از ظهر | لينک ثابت |

عکس های جدید مذهبی زیبا

http://sibsorkhi.persiangig.com/image/abbas%20haram(sibsorkh.hoo.ir).jpg


برچسب‌ها: عکس های جدید مذهبی زیبا
ادامه مطلب
نوشته شده توسط × در سه شنبه دوم اسفند 1390 ساعت 11:15 بعد از ظهر | لينک ثابت |

امر به معروف و نهی از منکر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

در اصل هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به این جهت توجه ویژه و تاکید و تصریح گشته است. «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه ای است همگانی و متفاوت بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، شرائط و حدود و کیفیت آن را قانون تعیین می کند». (والمومنون بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر). با توجه به اصل هفتم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، لازم است که نظام اسلامی باید وزارتخانه، سازمان، مرکز وگروهی را با هر نام مناسب تشکیل دهد که وظیفه این گروه، همان اجرای صحیح قانون زندگی ساز امر به معروف و نهی از منکر باشد که خود پشتوانه ای محکم برای قدرتمندی نظام و برای حفظ مصالح آحاد مردم و جامعه انسانی اسلامی است. خدای متعال، پس از آن که دستور می فرماید بر این که برادری واتحاد در پرتو توحید را مستحکم سازید و همواره از تفرق و پراکندگی دوری جوئید وبا این که قبلا متفرق و دشمنان یکدیگر بودید، امروز با نعمت اسلام قدر نعمت اخوت را بدانید می افزاید: (ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون). «و باید از میان شما گروهی و امتی باشند که به خیر و نیکی دعوت نمایند، وامر به معروف و نهی از منکر کنند و اینان همان رستگارانند».


نوشته شده توسط × در دوشنبه یکم اسفند 1390 ساعت 7:50 قبل از ظهر | لينک ثابت |

امر به معروف و نهی از منکر در سخنان اهل بیت

  • علی پسر ابوطالب: پایندگی شریعت به امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن حدود است.
  • علی پسر ابوطالب: نفرین خدا بر کسانی که به خوبی فرمان می‌دهند و خود آن را فرو می‌گذارند و بر کسانی که از زشتی باز می‌دارند و خود مرتکب آن می‌شوند.
  • علی پسر ابوطالب: کسی که در برابر منکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند، او مرده‌ای است در میان زندگان.


نوشته شده توسط × در دوشنبه یکم اسفند 1390 ساعت 7:49 قبل از ظهر | لينک ثابت |

امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

و لتكن منكم امة يدعون الی الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون؛ و بايد از ميان شما گروهی مردم را به نيكی دعوت كنند و به كار شايسته وا دارند و از زشتی باز دارند و آنان همان رستگارانند.(سوره مباركه آل عمران آيه104)

كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون باللَّه؛ 

شما بهترين امتی هستيد كه برای مردم پايدار شده‌ايد به كار پسنديده فرمان می‏دهيد و از كار ناپسند باز می‏داريد و به خدا ايمان داريد.(سوره مباركه آل عمران آيه 110)

والمؤمنون و المؤم‌نات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر؛ و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند كه به كارهای پسنديده وا می‏دارند و از كارهای ناپسند باز می‏دارند. (سوره مباركه توبه آيه 71)


نوشته شده توسط × در یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 11:34 بعد از ظهر | لينک ثابت |

آداب امر به معروف و نهی از منکر

  • مانند طبیبی دلسوز و پدری مهربان باشد.
  • قصد خود را خالص کند و تنها برای رضای خدا اقدام کند و عمل خود را از هرگونه برتری جویی پاک گرداند.
  • خود را پاک و منزه نداند، چه بسا همان که اکنون از او خطایی سرزده است، دارای صفات پسندیده‌ای باشد که مورد محبت الهی است، هرچند این عمل او هم‌اکنون ناپسند و مورد غضب الهی باشد.


نوشته شده توسط × در یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 11:33 بعد از ظهر | لينک ثابت |

احکام امر به معروف و نهی از منکر

  1. فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد آن واجب است، تا انسان در امر و نهی مرتکب خلاف نشود.
  2. اگر بداند یا احتمال دهد که امر ونهی‌اش با تکرار موثر است، واجب است تکرار کند.
  3. اگر بداند یا احتمال دهد، که نهی او در حضور جمع موثر است نه تنهایی، اگر انجام دهنده، آن عمل را بطور آشکار انجام می‌دهد جایز بلکه واجب است او را در جمع نهی کند و اگر چنین نیست بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.


نوشته شده توسط × در یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 11:32 بعد از ظهر | لينک ثابت |

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

برای امر به معروف و نهی از منکر، مراتبی است که اگر با عمل به مرتبه پایین‌تر، مقصود حاصل شود؛ عمل به مرتبه بعدی جایز نیست و آن مراتب چنین است:

  1. با معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد به سبب انجام آن گناه با او اینگونه عمل می‌شود مثل اینکه از او روبرگرداند یا با چهره عبوس با او برخورد کند، یا با او رفت و آمد نکند.
  2. امر و نهی با زبان؛ یعنی به کسی که واجبی را ترک کرده دستور دهد که واجب را به جا آورد و به گناهکار دستور دهد که گناه را ترک کند.
  3. استفاده از زور، برای جلوگیری از منکر و برپایی واجب؛ یعنی زدن گناهکار (بنابر فتوای آیت الله خامنه‌ای مواردی كه امر به معروف و نهی از منكر متوقف بر چيزی بيشتر از امر و نهی زبانی باشد، اگر در سرزمينی باشد كه دارای نظام و حكومت اسلامی است و به اين فريضه اسلامی اهميت داده می‏شود، احتياج به اذن حاكم و مسئولين ذيربط و پليس محلی و دادگاههای صالح دارد


نوشته شده توسط × در یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 11:31 بعد از ظهر | لينک ثابت |

شرایط امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر با وجود برخی شرایط واجب می‌باشد و در صورت نبود آن شرایط تکلیف ساقط می‌شود و آنها عبارتند از:

  1. کسی که امر یا نهی می‌کند، بداند آنچه را که دیگری انجام می‌دهد حرام است و آنچه را ترک کرده، واجب است، پس هرکس نمی‌داند این عمل که او انجام می‌دهد حرام است یا نه جلوگیری واجب نیست.
  2. احتمال بدهد امر یا نهی او تاثیر دارد، بنابراین اگر می‌داند تاثیر ندارد امر و نهی واجب نیست.
  3. شخص گناهکار اصرار بر ادامه کار خود داشته باشد، پس اگر معلوم شود، یا گمان کند، یا احتمال صحیح بدهد گناهکاری بنای ترک عمل را دارد و دوباره تکرار نمی‌کند، یا موفق به تکرار نمی‌شود، امر و نهی واجب نیست.
  4. امر ونهی، سبب ضرر جانی یا آبرویی یا ضرر مالی قابل توجه، به خودش یا نزدیکان و همراهان، یا سایر مومنان نباشد.


نوشته شده توسط × در یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 11:30 بعد از ظهر | لينک ثابت |

تعریف معروف و منکر

در احکام دین، به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می‌شود بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب امر به معروف و بازداشتن آنها از کارهای حرام و مکروه نهی از منکر است.

امر به معروف و نهى از منكر, واجب كفايى است كه اگر افرادى - به قدر كفايت - به انجام آن اقدام كنند, از ديگران ساقط مى شود. و اگر همهء افراد آن را ترك كرده باشند, چنانچه شرايط آن موجود باشد, همهء آنها ترك واجب كرده اند.


نوشته شده توسط × در یکشنبه سی ام بهمن 1390 ساعت 11:30 بعد از ظهر | لينک ثابت |